غاشیه (نسخه اصلی) به قلم محدثه جهشی
پارت دوازده :
با احساس تیر کشیدن کمرش، از حالت قوزیدهاش درآمد و خودکار را روی دفتر گذاشت .
نفسهای کلافه و بیچاره مانده در گلویش را رها کرد و چهار زانو که روی تخت دو نفره نشست، متوجهی کش شل شدهی موهایش شد و « نچ » کرد؛ همیشه کشهایش را گم میکرد و این را مدیون موهای صاف و بلندش بود که از بچگی همیشه تار به تارش از زیر آنها لیز میخورد و بیرون میزد.
کش را درآورد و چند تار جا مانده روی آن را
لطفا صبر کنید...

آرامش
0من برم گریه کنم بیام