پارت دوازده :

با احساس تیر کشیدن کمرش، از حالت قوزیده‌اش درآمد و خودکار را روی دفتر گذاشت .
نفس‌های کلافه و بیچاره مانده در گلویش را رها کرد و چهار زانو که روی تخت دو نفره نشست، متوجه‌ی کش شل شده‌ی موهایش شد و « نچ » کرد؛ همیشه کش‌هایش را گم می‌کرد و این را مدیون موهای صاف و بلندش بود که از بچگی همیشه تار به تارش از زیر آن‌ها لیز می‌خورد و بیرون می‌زد.
کش را درآورد و چند تار جا مانده روی آن را

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت غاشیه در رمان غاشیه (نسخه اصلی) غاشیه
تصویر شخصیت ماهور در رمان غاشیه (نسخه اصلی) ماهور
آخرین نظرات ارسال شده
  • آرامش

    0

    من برم گریه کنم بیام

    ۲ روز پیش
  • طوفان

    0

    آخ دور دخترم بگردم درد عشق خیلیی بده خیلیی🥺🖤🥺🖤🖤🥺🖤🥀🖤🥀🖤🥀🖤🥀🖤🥀🖤

    ۳ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️