پارت بیست و هفتم :

نفسش را توی گوشی رها کرد و گفت: سلام
لبم رو به دندان گرفتم و سکوت کردم که ادامه داد: شب میام مفصل باهم صحبت می‌کنیم. مامان یکی از مراجعینمه، خانم خیلی خوبیه. گفتم حواسش کاملاً بهت باشه و برات گوشت توشیشه بذاره، کامل بخور. استراحت مطلق هم فقط اینکه بری سرویس و بیای. خودت پرستاری دیگه، میدونی من نباید بهت بگم.
دندان‌هایم را روی هم فشردم و گفتم: من چی میگم، تو چی میگی؟ میگم مگه من حریم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    مهراد چرا مثل آدم نمیاد بگه چی شده ، هم اعصاب منو خورد میکنه هم آیدای بیچاره رو ، اهه امیدوارم اخرش مژگان عوضی سقط شه

    ۲ ساعت پیش
  • آرتمیس

    0

    آیدای لوس و ننر

    ۶ ساعت پیش
  • محرابی

    0

    ای بابا آقای دکتریکم آروم ترعلاوه بر بچه روحیه خودش هم باید خوب باشه اول حال دلشو خوب کن. ممنونم زیبا ودلنشین بود خدا قوت بابت پارت هدیه هم ممنون

    ۱۱ ساعت پیش
  • مهسا

    0

    وا خوبه بهش گفت استراحت مطلق باش دیگه این کارها چیه میکنه.. باشه از شوهرش ناراحته هر چقدر میخواد حرصش بده ولی اون بچه بدبخت چه گناهی داره . اگه اتفاقی براش بیوفته با این لوس بازیاش که خودش اول از همه غصه میخوره

    ۱۳ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️