ال پیانو به قلم مهتاب جهان فر
پارت پنجاه و دوم :
صبح روز بعد، درحالی که دو سه نفری داخل مغازه بودند و روشنک مشغول سر و کله زدن با آنها، الناز ماگ نسکافهش را در دست گرفت و مقابل در ایستاد. عطر خوش نسکافه را نفس میکشید و نگاهش از پشت شیشه، به درختهای سر به فلک کشیدهی کنار خیابان بود که نزدیک شدن کامیونی توجهش را جلب کرد. صدای موتوری که هر لحظه جلوتر میآمد، باعث شد قلبش در سینه بلرزد. انعکاس آن لرزش روی دستهایش هم نمایان شد و چن
لطفا صبر کنید...
