یادگار اولین مرگ به قلم معصومه علیایی و حدیث بلیار
پارت پنجاه :
هر چه که بود توانست اطمینان شده و به قلب پرهام رسوخ کند.قدری از آشفتگی فاصله گرفت و دوباره صدای کیمیا بود که گوشش را نوازش کرد.
-حالا که مطمئن شدی، اجازه میدی برم آقا عارف؟
برای هزارمین بار اعتراف کرد که برای شنیدن نامش از زبان آن دختر جان میدهد.اصلا کاش میشد همهی جانش گوش شود و شنوای تن صدایِ آذرش.تن صدایی که راه را برای نشستن لبخندی روی لبهای پرهام باز کرد.دمی را به سکوت و به
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
زنده باشی
۴ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
مرسی عزیزم
۳ هفته پیشترنم
1وای خاک تو سرت کنم مرتیکه هول هرچقدرم خوشگل باشه تو باید چشمت زنتو ببینه خیانتکار
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
والا...
۴ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
متاسفانه چشمش داره کیمیا رو هم میبینه
۳ هفته پیشترنم
1هنوز هیچی نشده داره واسش غیرتی میشه..هه نمیدونه که بعدا برا پرهامم می فرسته،امیدوارم از حسودی بترکه
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
تا چشت دراد آقا پدرام
۴ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
منم امیدوارم😂
۳ هفته پیشترنم
0"مراقب خودت باش" "برو آذرم"چقد این عارف قشنگ حرف میزنه اخه😍✨
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
:)
۴ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
دیدی چهطوری آذرم صداش میزنه🥺
۳ هفته پیشترنم
0وای جدی کیمیا خیلی خوبه،داره نقش بازی میکنه واسش و میخواد خودشو خجالتی و متعجب جلوه بده😂😂
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دست پروردهی هاتفه دیگه😂
۴ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
پدرامم خوب داره گول میخوره
۳ هفته پیشمارال
1وای چه چقدر من شخصیت پرهام رو دوست دارم نمیدونم متوجه میشین منظورم. چیه اینکه کسی باشه که حواسش بهت باشه یکی که پشتت باشه هیی کاش ماهم کسی رو مثل پرهام داشتیم🫠
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حضور کسی مثل پرهام تو زندگیهامون واقعاً شاید بخاطر توجه و محبت خدا به ما باشه:)
۴ هفته پیشمهدیه
0لامصب فرشته نجاته اگر یکی رو مثل پرهام داشتم 🫠🫠 می چسبیدم بهش ولش نمیکردم عشقموو
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
پرهامم قابل شمارو نداره مهدیه خانوم
۴ هفته پیشمهدیه
0میشه برام پستش کنید این پرهام جونو😂
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چرا که نه
۴ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
به روی چشم😂
۳ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
بهتر از پرهام داریم اصلا؟
۴ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
حس امنیتی که پرهام بهمون داده خیلی قشنگه🥺
۴ هفته پیشمحیا
0ولی بیچاره نوشین
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نوشینم گناه داره
۴ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
اونم بدبخته والا
۳ هفته پیشBiti
0,هوفف واقعا رو مخی هاتف درد و زندگی قبلی وجود ندارع الاغ وایی ببین این رمان جوری با من بازی کرده که منم میخام از زندگی قبلیم سر در بیارم ولی نمیشه😭🎀عالیی بود دستتون درد نکنه خانومیاا
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره زندگی قبلی وجود نداره و آذر توهم زده😂
۴ هفته پیشنگار
0مرسی حدیث مرسی معصومه عاشقتونم کیف کرم این پدرام داره دم به تله میده واقعا خسته نباشید عالی بود مرسی نویسنده های گل و قشنگ من😘 🙏🏻🙏🏻💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خواهش قشنگ
۴ هفته پیشنگار
0قربونت خوشگلم قشنگی از خودته💖🫶🏻💙💙
۴ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
کمکم داره وا میده، قربونت که نگار جان
۴ هفته پیشنگار
0اره من که خیلی هیجان دارم😃فدات عسلم🥰🫶🏻💙💙
۴ هفته پیشنگار
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

حدیث بلیار | نویسنده رمان
بیچاره پرهام با همچین برادری
۴ هفته پیشنگار
0آفرین دلم برا پرهام میسوزه آخه پدرام اصلا آدم نیست چطور می تونه این کارو با برادرش بکنه😠💙💙
۴ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
مثلا خواست بگه خوش ندارم با مرد دیگهای در ارتباط باشی😏
۴ هفته پیشنگار
0اره بابا مثلا خواست بگه داداش منم آدمم، ولی خب نمیدونه کیمیا به هیچی حسابش نمیکنه 😌💙💙
۴ هفته پیشنگار
1وای خدا وقتی تو پارت نوشته بود مراقب خودت باش به معنای دوستت دارم بود من تو ذهنم نقش بست یعنی برا خودم اینطور بده که:همین دوست دارم،زودی برگرد، نرو یا از پیشم نرو🤧🥰💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
👏🏻👌🏻
۴ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
پشت هر دوستت دارم هزارتا حرف دیگه پنهونه🥺
۴ هفته پیشنگار
0عجب جمله ای ایول🤧💙💙
۴ هفته پیشZ.k
2اوه اوه عجب آدمی این پدرام ها هنوز هیچی نشده غیرتی بازی هم در میاره مردک هوس باز🫤🫤
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
پدرام و طرفدارانش:
۴ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
به خیال خودش داره مخ میزنه😂
۴ هفته پیشبهار
2ایش چقه ازش بدم میاد.کیمیا تو باید یک درس حسابی بهش بدی و ذره ذره بسوزه
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
همینطور خواهد شد
۴ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
موافقم
۴ هفته پیشآتاناز دلارام
2چقدر از مردابی مثل پدرام بدم میاد خاک تو سر هول برو بمیر
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه بابا هول چیه
۴ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
🤦♀️🤦♀️
۴ هفته پیشFatemeh
0جونم کیمیا ادامه بده عزیزم هاتف مارمولک بازیگر خبره ای شده دیگ تن لش😒
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
از خجالتش در میایم بزودی
۴ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
ادامه بده که همه پشتتیم😌
۴ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0خسته نباشید مثل همیشه عالی و هیجان انگیز بود💜