لاوین ماه زادهی نور به قلم لیدا صبوری
پارت صد و چهارده :
***
دخترک ماه حریر یاس روشن پوشیده!
موهای سرخ فرفری و چشمان عسلی
پوست بلورینش تلائلو درخشش الماس و روشنی ماه در دل شبق شبهای تاریک...
دخترک روی نوک پاها میان صحنه ی رویاها باله میرقصد و دامن پف دارو کوتاهش را می چرخاند و می چرخاند و سرمست می رقصد و می رقصاند!
باد وزدیدن گرفته؛ ستاره ها کوچ می کنند و ابرها گریانند!
دخترک لب بام ماه است. لباس نازکش را باد به یغما برده و شØ
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
ملیکا
1به نام خدا درود بر تو و قلمت لیدا جان 😭😭🙏🙏
۱ ماه پیشفی فی
0با شما موافقم عاشق قلم گیرا و زیبای خانم صبوری شدم عالی عالی
۴ هفته پیشهدی
1نویسنده عزیز این پارت به شعر بیشتر شبیه بود شعری زیبا که سرودی واقعا دست مریزاد
۱ ماه پیشمارال
3جونه دلم به این قلم و تراوش زیباش محشری لیدا جان قلمت رو می بوسم 💔💔😭🙏🙏
۱ ماه پیشدلارا
0دلم از این عشقهای دو آتیشه خواست خداا
۱ ماه پیشسوگل
1محشره بود این پارت مرسی لیدا جون
۱ ماه پیشنیاز
2ممنونم لیدا جان خسته نباشی واقعا یکی از مخاطبهای پرو پا قرصت شدم بقرآن
۱ ماه پیشنیاز
1دیدید واقعا آدم تراپی لازم داره ابن پارت برام قدر تراپی بود❤❤
۱ ماه پیشندا
2بی نظیره قلمتون مرحبا ❤❤⚘⚘
۱ ماه پیشسارا
1واقعا قشنگ بود واقعاا😭😍😢😢
۱ ماه پیشملیکا
1بیچاره ریوان بیچاره سهیل و بیچاره ترین ژیوارر به کجای ماجرا رسیدیم باور نکردنیه
۱ ماه پیشملیکا
0یه جوری آریا رو دوست داره که حتی حضورش حالش رو خوب میکنه
۱ ماه پیشملیکا
2من تسلیم شدم 🙌🙌 من یکی سکوت و رضا که این بخدا عشقه تو دل لاوین و آریا عاشقانه ای عجیب که مدلش فرق میکنه
۱ ماه پیشمیم
3وای وای وای ،خیلی غم انگیزه،بیچاره ریوان 😭
۱ ماه پیشماهی
3دوباره ژیوار رو جای اریا دید چرا واقعا نمیگن اریا بیاد پیشش شاید حالش بهتر شد؟😥😥
۱ ماه پیشماهی
3واقعا داری چیکار میکنی با ما نویسنده هر پارت فقط بغض میکنم خیلی سخته واقعا برای کسی که دوسش داری نمیتونی کاری بکنی
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

سمیرا
0شاهکار به این پارت میگن خیلی قشنگ نوشتید 🙏😢