ساقیا به قلم معصومه ابدالی
پارت ده :
و گاه به حکمِ وارونگیِ چرخهی طبیعت، روزی که آغاز میشد اسماً نامِ "صبح" را به یدک میکشید؛ غافل از اینکه خشکیدگیِ دریای شب و در پرتگاهی رها کردنِ ستارگانِ ماهیاش دلیلی نبود بر اینکه تیرگی دیگر توانِ غرق کردن نداشت!
سبزیِ طبیعت و جنگل، آبیِ آسمان و زردیِ خورشید و سرخیِ خونی خشکیده در رگهای زمین با ترکیبشان همان سطلی از رنگِ سیاه را ساخته که بر بومِ بختِ دختری هم حبسِ اتاقکی Ø
لطفا صبر کنید...
