پارت صد و ده :

با همه اینها گرگ‌های خاکستری دیگر عقب نکشیدند و روی تعداد بیشترشان حساب کردند و حمله کردند.

فرشته روی برف‌ها خودش را جمع کرد. گرگ سیاه پاهایش را از هم باز کرد و اولی را با پوزۀ درشتش محکم کنار زد و گردن دومی را گاز گرفت و خونش را درآورد. سومی و چهارمی از پشت روی سرش ریختند.

فرشته تار موهایش را که از زیر کلاه بیرون زده بودند و جلوی صورتش باد می‌خوردند کنار زد و به این نبرد دند

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطی

    0

    باورتون میشه من تو سه روز کل پارتها رو خوندم واقعاا عالیه این رمان خسته نباشی ارزو جونم

    ۱ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    😍😍😍

    ۱ ماه پیش
  • فن فرشته

    1

    عالی بود ممنون از نویسنده عزیز🙏🫠🥹🌸🥳

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️