سیاه زخم به قلم آزاده دریکوندی
پارت پانزده :
پنجرههای اتاق را باز کردم و دستانم را زیر چانهام گرفتم.
مامان با لپتاپش توی آلاچیقِ وسط حیاط نشسته بود و کار میکرد.
چشمم به بابا افتاد که با یک سینی چای و شیرینی داشت به طرفش میرفت.
از توی سالن صدای ساغر میآمد که داشت برای مامان پوری رمان دزیره را خیلی رسا و شنیدنی میخواند:
- بعدا سپیده سحرگاهی جای خود را به روز گرم و مرطوب سپرد و ادامه پیدا کرد. باز مجددا ظهر شد و شب
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۴ هفته پیشغزل
0دلم میسوزه برای هومن و درسا ۳ ماه دیگه🫠
۴ هفته پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۴ هفته پیشغزل
0واقعا کاش دنیا جور دیگه ای پیش میرفت🫠
۴ هفته پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۴ هفته پیشغزل
0متاسفم هومن ولی درسا دیگه مال تو نیست🫠🫠
۴ هفته پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۴ هفته پیشغزل
0حس میکنم این اخرین قراری بود که داشتن🫠
۴ هفته پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۴ هفته پیشغزل
0هومن چرا اخه🫠🫠
۴ هفته پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۴ هفته پیشغزل
0واقعا خیلی گناه دارن🫠🫠
۴ هفته پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۴ هفته پیشغزل
0نه واقعا نکنین گناه دارنن
۴ هفته پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۴ هفته پیشغزل
0خوداا، چجوری دلتون اومد این دوتارو از هم جدا کنیدد
۴ هفته پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۴ هفته پیشپرنیا
0خدایی گناه داشتن این دوتا رو جدا کردن چرا ،هامون قراره فحشت بدیم یعنی
۱ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۴ هفته پیشsasha
0فک کنم هومن اینجا که میره دیگه نمیاد تا زمانی که درسا و هامون ازدواج کردن💔
۱ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۴ هفته پیشSogi
0حالا درسته با تیپ و استایلت حال نمیکنما هومن جان ولی خب به مصیبت کشیدنت هم راضی نیستم🤌🏻😔
۱ ماه پیشSogi
0هومن خیلی کنجکاوم بدونم غلطی که کردی در چه حد بزرگ بوده که هامون درسا رو ازت جدا کرده؟؟ولی حس میکنم غلط هومن زیادی هم بزرگ نبوده و هامون فقط میخواسته درسا رو بِچانسه(بدزده)😔💔😂
۱ ماه پیشنازنین
0یعنی میشه درسا با این وجود عاشق هامون بشه یا کلا قرار ازش متنفر بشه؟؟
۱ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نمیدانم واقعا😔
۱ ماه پیشZar
1من هومن و میخوام واقعا 😩
۲ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
فقط میتونم کیارش توی ماه و سایه رو براتون پک کنم💅🏻
۱ ماه پیشZar
0من غلط کنم کسیو بخوام دیگه 💔
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

غزل
0خیلی خیلی کنار هم قشنگن🫠🫠