پارت شانزده :

ساندویچم را عقب کشیدم.
- به هر حال راضی نبودم!
استارت زد و گفت:
- اتفاقا انقدر گشنمه که حاضرم خودتو ساندویچتو درسته قورت بدم! یه سر بریم خونه.
قبل از اینکه لقمه‌ای گاز بزنم، پرسیدم:
- خونه چرا؟
- سر تا پامو نگاه؟ انگار افتادم تو حوض!
نگاهم از پنجره بیرون رفت. در سکوت ساندویچم را می‌خوردم. آنقدر بزرگ بود که از یک جایی به بعد دیگر میلی نداشتم.
مسیر را تقریبا در سکوت طی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت درسا در رمان سیاه زخم درسا
تصویر شخصیت هامون در رمان سیاه زخم هامون
تصویر شخصیت ساغر در رمان سیاه زخم ساغر
تصویر شخصیت همایون در رمان سیاه زخم همایون
تصویر شخصیت هومن در رمان سیاه زخم هومن
تصویر شخصیت درسا و هامون در رمان سیاه زخم درسا و هامون
آخرین نظرات ارسال شده
  • غزل

    0

    خوشم نیومد اصلا از نسترن خیلی رو مخم رفت

    ۴ هفته پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۳ هفته پیش
  • غزل

    0

    خودت نمیتونی چیکار داری اینقدر به درسا گیر میدی نمیزاری با هومن حرف بزنه اه

    ۴ هفته پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۳ هفته پیش
  • غزل

    0

    اه اه اهه، نسترن چندش

    ۴ هفته پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۳ هفته پیش
  • غزل

    0

    درسا و هومن کلا باهم بودن واقعا چجوری میخوان بدونوهم دووم بیارن

    ۴ هفته پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۳ هفته پیش
  • غزل

    0

    ماشین هومن فکر نکنم دیگه بهش برگرده مثل درسا🫠

    ۴ هفته پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۳ هفته پیش
  • غزل

    0

    گریم گرفت واقعاا، دلم میسوزه از اینکه میدونم هرچی اینا برنامه ریختن برای آینده در نهایت همش خیالی پوچ بوده

    ۴ هفته پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۳ هفته پیش
  • پرنیا

    0

    نسترن دیگه چقد نچسبه

    ۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۴ هفته پیش
  • نازنین

    0

    خیلی دوست دارم زودتر بره تو اینده و هامون درسا رو ببینیم چیا میکنن😅

    ۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چیا می‌کنن؟😂

    ۱ ماه پیش
  • نازنین

    0

    شاید هامون یه کارایی کرد😁

    ۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۴ هفته پیش
  • Sogi

    1

    هی میخواد دلم واسه هومن و درسا بسوزه ولی نمیدونم چرا نمیسوزه برعکس اصلا دلسوزی ای حس نمیکنم براشون و به نظرم عادی نیست🙄👈🏻👉🏻

    ۴ هفته پیش
  • Sogi

    0

    نسترن از همین الان از درسا کینه شتری گرفته حسابیی😒

    ۴ هفته پیش
  • Zar

    0

    یعنی این آخرین باری بود که همو بغل کردن😩

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مثل اینکه... 👀

    ۱ ماه پیش
  • لیلا

    1

    هنوزم موندم چرا هامون درسا و هومن جدا کرد

    ۱ ماه پیش
  • Leila

    0

    دلم گرفت هومن رفت هامونم ک کلا خودشو زده ب اون راه😒

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    به کدوم راه؟🤔

    ۱ ماه پیش
  • Leila

    0

    واسش مهم نیست این دوتا رو هومن و درسا رو جدا کرد معلوم نیس چ نقشه ای داره

    ۱ ماه پیش
  • Asal

    1

    نسترن مزاحم حسود خوشم نیومد ازش اصلا

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ✨

    ۱ ماه پیش
  • Malus

    0

    طی یه پارت انقدری از نسترن بدم اومد که تو کل مهمیز از سهند بدم نیومده بود..

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سهند بیچاره🤣

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️