پارت صد و ده :

این شیطان صفت از ترس خشم و کینه ی پدرم و اینکه ممکنه هر جور شده بلاخره این راز خوفناک رو فاش کنه و رسوائی وحشتناکی که می دونست تو راهه؛ شبونه ساک بسته و فرار کرده بود. اون فهمیده بود اگه حقیقت تاریک خیانتش رو بشه چه حکمی براش صادر میشه و باید برای مرگ آماده باشه؛ تصمیم گرفت خونه ای رو که تو مدت چند ماه تبدیل به ویرانه کرده بود رو پنهانی ترک کنه و گم و گور بشه!
اون روز ترسناکترین روز عمرم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سمیه

    1

    اکرم گناهی نبوده که انجامش نداده باشه اما خوب هر چی باشه آخر عمری تصمیم به توبه گرفته شاید گرچه بعضی گناهها قابل بخشش نیستن

    ۱ ماه پیش
  • زری

    0

    یه هفته هم هست داره شکنجه میکنه زنه رو 😱😱

    ۱ ماه پیش
  • تارا

    0

    خوب پس لاوین میشه برادر زاده ی این مرده پس این چطور رفتاره آخهه حتی اکه مادرش هرزه بوده باشه گناه لاوین چیه؟

    ۱ ماه پیش
  • تارا

    0

    این پسره هم قشنگ معلومه عین اکرم عوضیه والا

    ۱ ماه پیش
  • تارا

    0

    تریاک که هیچی باید. به اکرم مرگ موش بدن بخوره افریته

    ۱ ماه پیش
  • صبحی

    1

    نویسنده ی خوش قلم من برعکس دوستان دوست دارم ابن پارت هیجان انگیز رو تحلیل کنم ببینید اکرم بنظر من البته با تمام جنایت هایی که کرده زخم اشتباهات کودکی خودش رو حمل میکرده که خطاکار شده

    ۱ ماه پیش
  • صبحی

    0

    و در ادامه بازم میگم ممکنه حدسم اشتباه از آب دربیاد شاید ابن مرد داره دروغ میگه اکرم رو بدنام تر کنه

    ۱ ماه پیش
  • ثنا خانومی

    0

    نویسنده ی عزیزم معرکه ای قلم بیست و رمان عالی

    ۱ ماه پیش
  • زهره

    2

    شاید این مرده داره دروغ میگه اگه که راست بگه واقعا ترسناکه

    ۱ ماه پیش
  • زهره

    2

    برق گرفتم از شدت شوک اکرم با پسر شوهرش چکار کرده یعنی لاوین برادر زاده ی این مرده است

    ۱ ماه پیش
  • ملیکا

    2

    از کجا به کجا رسیدیم ژیوار لاوین و شب عروسی حالا قتلگاهه لیدا جون عالی هستی قشنگ رفتیم تو آنپاس

    ۱ ماه پیش
  • ملیکا

    1

    از شدت تعجب چشمام قد نعلبکی شده یا خداا مگه میشه

    ۱ ماه پیش
  • مارال

    2

    آخ آخ آخ چقدر کثافت بوده اکرم واقعا وحشتناکه سرنوشت لاوین آریا حق داشت بخاطر این گذشته معترض باشهه

    ۱ ماه پیش
  • میم

    3

    چقدر کنجکاو بودیم خانوادشو ببینیم،کاش هیچوقت دنبال اکرم لعنتی نمی اومدن و با این خانواده نابود شده آشنا نمی شدن 😠🥺🙏🏻

    ۱ ماه پیش
  • ماهی

    2

    واقعا چقدر بده اومد پدرش رو پیدا کنه فهمید مادرش زندگی اینارو نابود کرده و ازهمه بدتر بچه ی باباش نبوده و برادرش بوده این واقعا خیلی بده اکرم زندگی همشون رو نابود کرده

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️