پارت هفتاد و سوم :

«آرسن»
دستی به کت و شلوار سیاهم کشیدم. چاقوی کمری کوچکم را مخفی کردم و نیم نگاهی به خود در داخل آیینه انداختم. موهایم کوتاه‌تر شده بود؛ اما این‌بار نه برخلاف میلم، بلکه با خواست خودم!عجیب بود. دیگر آن دخترک بی‌پناهی که بارها به حریمش تجاوز شده بود و فقط می‌خواست بمیرد، نبودم. تغییر کرده بودم؟ خودم هم نمی‌دانستم! فقط حس می‌کردم این‌طوری بهتر بود. تقه‌ای به در خورد. آرام گفتم:
ـ Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!