پارت هجده :

استفان_ نمی‌ فهمم توهه احمق این جا چی کاره‌ ای پس؟
دختره با ترس جواب داد:
_ من هر کاری از دستم بر میومد انجام دادم... لطفا از دست من عصبانی نشید.
چند لحظه سکوت شد بعد صدای سرد استفان اومد.
استفان_ زودتر اوضاعش رو جمع‌وجور کن.
مکث کوتاهی کرد.
استفان_ وقتی برگشتم نمی ‌خوام اینطوری ببینمش.
بعد صدای بسته شدن در به گوشم رسید.
دوباره تلاش کردم تا چشم هام رو باز کنم اما بی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت ریموند در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ریموند
تصویر شخصیت ریچر در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ریچر
تصویر شخصیت خاویر در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی خاویر
تصویر شخصیت پرنیا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی پرنیا
تصویر شخصیت بردیا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی بردیا
تصویر شخصیت امیلی در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی امیلی
تصویر شخصیت استفان در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی استفان
تصویر شخصیت آدریانا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی آدریانا
تصویر شخصیت ابیگیل در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ابیگیل
تصویر شخصیت مارسلو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی مارسلو
تصویر شخصیت ماتئو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ماتئو
تصویر شخصیت لیلیان در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لیلیان
تصویر شخصیت لیلو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لیلو
تصویر شخصیت لنزو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لنزو
آخرین نظرات ارسال شده
  • درسا

    0

    دست پسریو میگیری میاری تو خونه که خوب میشه متوجه؟🤣🤣 طرز جمله بندیش🤣

    ۶ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۵ روز پیش
  • Bitaa

    0

    اصلا دلم نمیخولست به جای پرنیا باشم و زیر دست استفان تحت ازمایش قرار بگیرم😫😫

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    حق داری

    ۵ روز پیش
  • دنیز

    0

    چه قدر سخت و دردناکه که جای یکی از شخصیت های دختر این رمان باشی و واقعا بابت دنیای که داریم افسوس میخورم که چرا باید اینطور برای *** های من بچرخه

    ۲ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    متاسفانه دنیا ظالم تر از این حرفاست

    ۲ هفته پیش
  • نسیان

    0

    تا اینجا که عالی بوده❤️امیدوارم این هیجان و عالی بودنو ادامه دار باشه👌👍

    ۲ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋انشالله ادامه دار خواهد بود گلم

    ۲ هفته پیش
  • آوازه

    0

    چه رابطه خواهر برادری خوبی داشتن

    ۲ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥲👍

    ۲ هفته پیش
  • شب بو

    0

    خیلی خوبه این رمان. درسته اولین باره رمان مافیایی میخونم اما از این سبک خوشم اومده کلا از یه همچین حالو هوایی که پر از زور و خشونت باشه خوشم میاد

    ۲ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋به رمانم خوش اومدی عزیزم

    ۲ هفته پیش
  • نقس

    0

    پرنیا ی بدبخت از کجا به کجا رسید خیلی سخته نتونی تکون بخوری واسه من بدتر از این نمیشه مردن راحت تره

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺👍

    ۳ هفته پیش
  • ساناز

    0

    خیلی رمان هیجان انکیزیه

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بمونی برام عزیزم

    ۴ هفته پیش
  • دنیز

    0

    پسره بی تربیت😂🤣خیلی خوشم اومد از این پارت البته من اصلا توجه نکردم که خاطراتی که توی ذهنشه مال گذشتشه و الان روی تخت بستنش🥺🥲

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺👍

    ۴ هفته پیش
  • رزا

    0

    منم هروقت داداشم بخواد دوستاشو بیاره خونه همینو میگم😂🥲ولی خیلی دردناکه اینطور روی تخت تورو بسته باشن و روت ازمایش انجام بدن🥺امیلی بیچاره چی سر اون بدبخت چی اومد😭💔

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🙃🙃

    ۴ هفته پیش
  • ندا

    0

    خدا سر دشمنمم نیاره🤣🤣اون قسمت که برگشتو دید پسره پشت سرشه وای نه

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    یکی از اتفاقات بد ممکن میتونه باشه😂

    ۱ ماه پیش
  • پونک

    0

    چی سر امیلی اومد حسابی کنجکاوم بریم سر پارتای امیلی بفهمیم چی شد ولی خب سر اینکه چی سر پرنیا اومده و چی از سر گذرونده هم حسابی کنجکاوم

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    جلوتر به اون هم میرسیم عزیزم نگران نباش

    ۱ ماه پیش
  • پونک

    0

    فقط جواب پرنیا😂🤣ترکیدم

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱ ماه پیش
  • پونک

    0

    من ایرانی خوب میشم متوجه🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خب راست میگه 🤭

    ۱ ماه پیش
  • Hani

    0

    یعنی چی باهاش کنار بیا وگرنه درد میکشی💀🥺نانرد تو خودت دختری بهش کمک کن💔

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اونم محدودیت های خودشو داره

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️