آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت صد و چهل و هفتم :
* * * * *
فرخ قیچی شده بود. نه راه پیش و نه راه پس داشت.
به عنوان کسی از ریشه او، به خوبی میدانستم چه حسی دارد. اینکه در این مدت مجبور شده بود برای نجات خودش حتی به اجبار به کیوان و هاردین به طور متمادی و پیدرپی التماس کند و وقت بخرد، از صدها مرگ برایش دردناکتر بود. بد تر آنکه هنوز هم در این روزها با خواهش و التماس مکرر داشت دست و پا میزد و به هیچچیزی نمیرسید، چون اینجا زمین باز
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نرگسم
1نه اصلاا فکر نمی کردم اینطوری باشه ولی مشکوکه برای فرخ خیلی آسون شد
۲ هفته پیشنرگسم
0اوضاع مشکوکه اتفاقی که افتاد نمیتونه ممکن باشه!
۲ هفته پیشففف
2اره فکر میکردم خیلی بدترازینابکشتش یا بلایی که سرش اورده و سر فرخ بیاره
۳ هفته پیشHln
5این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
Mahi
2الان دارم میفهمم چقدر دلتنگشونم من چجوری این مدت تحمل کردم
۴ هفته پیشMahi
1الهی برا تارا کیوان اتفاقی نیوفته سورنای عزیزمم
۴ هفته پیشMahi
1از اینکه امشب پارت داریم تو کونم عروسیهه
۴ هفته پیشلاله
4این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
ashw0b
4این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
Hadis
1سلام ممنون از رمان خوبتون میشه بگید فصل جدید از کی شروع به پارتگذاری میشه؟
۴ هفته پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
سلام از این هفته
۴ هفته پیشنرگس
0هعی سورنا نذاشتی یه ۲۰ دقیقه تو حال خودشون باشن اینا
۴ هفته پیشنبات
0میبینی نرگس سورنا ۲۰ دقیقه فقط باید دیرتر زنگ میزد این اخلاقش به باباش رفته
۴ هفته پیشنرگس
0حداقل یه بلایی سر کوروش بیاد که تلافی رو هم سرش در بیارن یه کاریش بکنن..
۴ هفته پیشنرگس
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
نرگس
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
لطفا صبر کنید...

افسون
0سلام گلم خسته نباشی بهترینی دختر حدس هامون *** چی باشه راحت راحت شدن فرخ توش نبوده البته به همین سکته هم شک دارم🤔