پارت صد و چهل و ششم :

هاردین یکی از پاهایش را روی دیگری انداخت و در حالی که به صندلی تکیه می‌داد افزود:
_ اینکه چقدر حرفم جدیه رو به زودی متوجه می‌شید و فکر نمی‌کنم براتون خوشایند باشه.
جملاتش را با تهدیدی سنگین و کشنده به اتمام رساند و منتظر نماند تا پاسخی بشنود. تماس را قطع کرد و دستش را بالا کشید. بدون چرخاندن سرش موبایل را به دست مردی که پشت سرش ایستاده بود داد و چشمانش به سوی کیوان چرخید.
_ بیشتØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نرگسم

    0

    ای بچمم میگه زخمات و بوس میکنم..دختر منه

    ۲ هفته پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    🥹🥲

    ۲ هفته پیش
  • macani

    0

    زخمی ک فرخ زده با زجر دادن و زنده ب گور کردنشم حال کیوانو خوب نمیکنه❤❤

    ۲ هفته پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    :)💔

    ۲ هفته پیش
  • نرگسم

    0

    فحش مناسبی در جایگاه فرخ به ذهنم نمیرسه

    ۲ هفته پیش
  • Raven

    0

    «اگه خوب نشدی.. زخماتو می بوسم» 😭😭

    ۱ ماه پیش
  • Raven

    0

    «حتی اگر لباسم هم از این خون رنگین می شد، باز هم در آغوشش می گرفتم. »

    ۱ ماه پیش
  • Raven

    0

    «آن موقع من آرامش می کردم.. چون پادزهر از زهر ساخته می شد. » :)

    ۱ ماه پیش
  • Raven

    0

    «ولی دست از تاختن زر تن و روحش بر نداشتند.» خدا😭😭

    ۱ ماه پیش
  • Raven

    0

    حیات بیچاره:))

    ۱ ماه پیش
  • Raven

    0

    فرخ هر دفعه سوتی می ده کیوان هم اونو تبدیل به یه دلیل دیگه برای بی اعتمادی به فرخ می کنه 🤣

    ۱ ماه پیش
  • Raven

    0

    «اما نگاه او بی نهایت کدر و غمگین بود. » :))

    ۱ ماه پیش
  • ریحا

    0

    الهی نازنازیا

    ۱ ماه پیش
  • Raven

    0

    اوف کَنه ول کن دیگه اه

    ۱ ماه پیش
  • Raven

    0

    «فقط نمی خوام سر یه سوتفاهم این طوری از هم جدا شیم»«بس کن من که بهت گفتم دیگه بهت اعتماد ندارم چرا دست از سرم بر نمی داری»

    ۱ ماه پیش
  • Raven

    0

    «نگو به خاطر اینه که پول نداری بدی» 🤣😔💔

    ۱ ماه پیش
  • Raven

    0

    بدبخت بدجور به چخ رفته

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️