پارت صد و یازده :

انگار احساسش، وقتی که فهمید رضایت دارم اوج گرفت. دستش پشت موهام چنگ شد و دردی لطیف اما لذت بخش توی سرم پیچید.
اون داشت خوب عمل می‌کرد و من...ناشی بودم!
این اولین بوسه‌ی زندگیم بود. قلبم به طرز عجیبی خالی شده بود و انگار داشت توی سینه‌م می‌رقصید.
اصلا برام مهم نبود که دروغ گفته یا کیه. فقط این رو می‌دونستم که بند بند وجودم از بوسیدنش خوشحاله.
بوسه‌ی عمیق و طولانیمون با بند او

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • راز

    0

    واای از درد این پسر میگه به روح مادرم ک گندم رو نگه داره واسه خودش.اینل همش کار سعیده و اینکه میخواد ی ضربه دیگه به پدرام بزنه و با گرفتن گندم ازش کار پدرام رو تموم کنه

    ۲ روز پیش
  • دلارام

    2

    فک میکنم این ناشناس یا از طرف مهیاره ک فهمیده اینا رابطه دارن یا سعیدو عماد

    ۵ روز پیش
  • ضحی

    5

    نه اتفاقا بنظرم پرهامه که فهمیده بود این دو تا رابطه دارن به پدرامم گفته بود تموم کنه ولی اون به حرفاش گوش نداد

    ۴ روز پیش
  • دلارام

    0

    پرهلم با اخلاقای پدرام اشناس با اون خودشو اینجوری درگیر نمیکنه بنظرم یا مهیاره یا سعید و ادماش

    ۳ روز پیش
  • Hira

    2

    مثل همیشه عالی 🫠🤍

    ۴ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️