پارت سی و ششم :

- من؟ خوبه حالا اونی که کل فامیل و رو سفید کرده تویی!
چرخاندن سرش به ثانیه هم نکشید. با شتاب سر چرخاند. صدای تق کوچکی که از سوی گردنش بلند شد میان صدای باران گم شد:
- من؟ چیکار کردم مگه که فامیلی رو سفید افخمی سفیدتر شده؟
همه ساکت شده بودند و به آن دو نگاه می‌کردند. حتی پرندی که تا چند لحظه پیش وسط جمع داشت با آهنگ تبلیغاتی که از تلوزیون پخش می‌شد می‌رقصید.
آیدا بلند و عصبی خندÛ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کوهیار در رمان آنتوریوم کوهیار
تصویر شخصیت مهتاب در رمان آنتوریوم مهتاب
تصویر شخصیت باربد در رمان آنتوریوم باربد
تصویر شخصیت باران در رمان آنتوریوم باران
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    0

    باران یه جور میگه ولش کن بذارببینم چی داره که بگه انگار هیچی نداره که بخواد نگرانش باشه

    ۴ هفته پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    😂😂

    ۴ هفته پیش
  • دلارام

    2

    بارانم ک همش دنبال دردسره با اینکه خوشم میاد ازش ولی از خیلی اخلاقاش خوشم نمیاد

    ۴ هفته پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    کله‌ش بو قورمه سبزی میده باران =))

    ۴ هفته پیش
  • فرشته

    0

    رمانی شاهکار که فقط اومده دل ببره❤️

    ۴ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️