سیاه زخم به قلم آزاده دریکوندی
پارت پنجم :
«سه ماه قبل»
خانه، همیشه خانه بود!
صبحها بوی چای دارچینی میداد و گاهی هم شیرینی زنجبیلی که مامان پوری برای بابا درست میکرد.
و بابا برای من و ساغر اوریگامی....
و من و ساغر برای مامان یک نوع کیک خیس میپختیم.
مام ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

غزل
0جدی باورم نمیشه این دوتا دیگه کنار هم نیستن، هامون امیدوارم رفتار از هومن خیلی بهتر باشهه