اقیانوس چشمهایت به قلم زهرا مجموعی
پارت دویست و هشتاد و یک :
- از چیا؟
در حال شامپو زدن موهایش می گویم:
- مثلا از جمع کردن اسباب بازی های شما که بعد از بازی کردن باهاشون جمع نمی کنی.
درست مثل پدرش اخم می کند.
- آهنگ امروزتو تمرین کردی؟
با حرص می گوید:
- بلهههه.
لباسش را تنش می کنم، نوبت که به موهایش می رسد جیغ و داد می کند، می دانم که دوست دارد پدرش موهایش را شانه کند.
با جیغ و داد می گوید که شانه نکنم تا وقتی پدرش از شرک
لطفا صبر کنید...
