اقیانوس چشمهایت به قلم زهرا مجموعی
پارت دویست و شصت و ششم :
البته خودشم اعتراف می کند به پسره فرصت تعریف نداده است، می گوید اوایل آنقدر عاشق هم بودنند که پسره رفته یک پروانه به اسم او روی گردنش خالکوبی کرده است.
دوست پسرش امیر، حالا متوجه خالکوبی ریز او روی مچ دستش می شوم که اسم او بود.
پروانه دختر پر حرف و مهربان و ساده ای بود که گاهی از بی حرفی من زله می شود.
نیما به شدتت نارضایتی اش را مشخص می کند، هر بار با یک حرکت، مثلا یک بار ک
لطفا صبر کنید...
