پارت هشتاد و سوم :

- چشم امر دیگه ای ندارین؟
- هیچ اتفاقی نیفته‌ می فهمی که؟
- بله.
- خوبه.
مکالمه را پایان دادم.
مطمئن بودم که کارش را درست انجام می دهد.
در کمد را باز کردم و مثل همیشه شروع به لباس پوشیدن کردم‌.
سعی کردم در ‌حین‌ لباس پوشیدن نگاهم‌ به تاریخ‌ هک شده روی بازو‌یم نیافتد تا دوباره روزم به گند‌ کشیده نشود
امروز زیادی کار‌ داشتم.
تا موعود تحویل طرح‌ و لباس هایمان ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت هاله در رمان اقیانوس چشم‌هایت هاله
تصویر شخصیت حسام در رمان اقیانوس چشم‌هایت حسام
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️