اقیانوس چشمهایت به قلم زهرا مجموعی
پارت سی و ششم :
- آقا محسن می دونین من چرا اینجام؟برای چی حسام اینقدر از پدر من نفرت داره و با تنفر دوباره اش حرف می زنه؟
محسن نگاهش را از چشم هایم دزدید و به فیلم داد..همینجوری که فیلم را نگاه می کرد گفت:
- نه من نمی دونم.
با این حرکت و حرف اش دیگر مطمئن شدم که میداند،با ناراحتی و لبخند تلخ گوشه لبم گفتم:
- می دونم که می دونین،هم شما می دونین هم نرگس خانم ولی دارین پنهون میکنین..ا
لطفا صبر کنید...
