اقیانوس چشمهایت به قلم زهرا مجموعی
پارت سی و پنجم :
با صدای محسن چشم هایم را از نرگس گرفتم و سمت محسن حرکت دادم..محسن با همان ته خنده گفت:
- نرگس خانم چیشده چرا داشتین هاله خانم رو دنبال می کردین؟
نرگس باز نگاه پر حرصی به من انداخت و گفت:
- بهش یه ظرف توت فرنگی دادم گفتم اینا رو خورد کن..بیشتر از خورد کردن خورده، نصف ظرف رو تموم کرده.
بعد چپ چپ نگاهم کرد و ادامه داد.
- تازه پشتش یکی قایم هم کرده خانم.
چهره ام را مظلو
لطفا صبر کنید...
