پارت صد و نود و چهارم :

آه کشیدم و گفتم :
این حرفا رو کسی داره بهت می زنه که با پوست و گوشت و استخونش چندین سال حسی که الان داشتی رو تجربه کرده و مدام براش تداعی شده.
- به قول تو، اون ستون خیلی وقت بود که دیگه کاری از دستش بر نمیومد.
ولی انگار فقط بودنش آرامش بخش بود.
همینکه بود دلم قرص می شد.
پشتم بهش گرم بود.
آرامش، الان حس می کنم تک و تنهام.
حس می کنم فقط منم روی این کره خاکی.
نمی دونم چرا ول

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    11

    من میدونم تا اینا بیان ابراز علاقه کنن و برن سره خونه زندگیشون موهای من رنگ دندونام میشه حسرت به دل می مونم که این دو تا اسکل بهم بگن دوست دارم دِ اخه لامصب بگین تموم کنین دیه🤧🤧😑😑

    ۵ سال پیش
  • نازی

    8

    به به به چه شود💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼حالا دست حالا پا حالا همه وسط💃🏼💃🏼💃🏼💃🏼

    ۵ سال پیش
  • M

    10

    کاش حس حامی رو هم نسبت به آرامش بفهمیم🥺

    ۵ سال پیش
  • Masoomeh

    10

    ای باباچراحامی اینجوری کرد.خوبه چقدر باهاش راحت بودو غیرتی هم شدسرباربدحالا جمع میبنده برای من پسره سرتق🥺🥀معتادم که هست بچمون😅آرامش بایدترکش بده😃دیگه کم کم حامی بایدحسش و پیش خودش اعتراف کنه 😃❤

    ۵ سال پیش
  • ....

    7

    چه خوب که آرامش با خودش رو راسته و سریع قبول کرد کع یحسایی به حامی داره...ولی حامی چرا این جوری کرد دل من جایی آرامش شکست یعنی حامی دوسش نداره؟امیدوارم یه روزی بزات جبران کنه آرامش

    ۵ سال پیش
  • .

    12

    چراگف شما😒

    ۵ سال پیش
  • حیات

    4

    عالی بود

    ۵ سال پیش
  • سونامی جون

    3

    ای ننننههههه ویییییی خداروشکرررررررر معطل نشدیم تا پیش خودش اعتراف کنهههه وای حامی چرا اینجوری کرد وقتی آرامش گفت من پشتتم🤦 ♀️🥺

    ۵ سال پیش
  • ن

    1

    اعتراف عشقی که نبود یه جورایی بهش دلگرمی داد که من میتونم پشتت باشم تا یه زمانی برخلاف شخصیتشم رفتار نمرد ازش بعید نبود یه همچین کارایی خدارو شکر وا بده نیس دخترمون

    ۵ سال پیش
  • دلارام

    4

    فکنم این حرف دیگه نهایت حرفای عاشقانه ارامش بود ....حامی حالا نوبت تویه که بگی😉

    ۵ سال پیش
  • سمانه

    3

    عاشق این پارت شدم ۲ بار خوندمش فقز کاش پارت بعدی از زبان جامی باشه 💛🙂

    ۵ سال پیش
  • سمانه

    1

    فقط،حامی

    ۵ سال پیش
  • معصومه

    2

    حامی جان دیگه ارامش با همه توانش چه چیزی گفت حالا دیگه نوبته توعه 😌

    ۵ سال پیش
  • ریحانه

    2

    هوف باز خوبه با خودش رو راسته وگرنه باز علاف حس درونش بودیم 😍ب خدا خو الان باید بصبریم حامی بفهمه عاشقه 🥵بد تازه هنو صب کنیم اعتراف کنن؟؟🤕 آخ ای ننه😭😭😭

    ۵ سال پیش
  • K

    3

    من سه روز یه بار میخوندم ک پارت ها زیاد بشه حالا ک قضیه حساس شده نمیتونم 😐

    ۵ سال پیش
  • H

    4

    حالاتامیاداین حامی اعتراف کنه جون مابه لب میرسه اخه اختلاف طبقاتیشونم زیااادههه

    ۵ سال پیش
  • هستی

    4

    درسته اختلاف طبقاتیشون زیاده ولی تو انتخاب کسی ایمان و اعتقادات دینیش حرف اول میزنه نه پول پول میشه با تلاش بدست اورد ولی کسی که چشمش پاک باشه نه واینکه نه معتاد نه خانواده بدی داره 😊😊

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️