حدشکن به قلم زهرا حاجیان (صحرا)
پارت هشتاد و یک :
_الو، سلام خانم عارفی... خانم عارفی؟... صدای منو دارید؟ الو؟
_سلام.
این تنها واژهای بود که بعد از مکثی طولانی بر زبانش آمد.
_سلام، حالتون خوبه؟ مشتاق دیدارتون هستم، اگه افتخار بدید.
شادی نمیدانست چه جوابی بدهد که علی پرسید:
_خانم عارفی؟ شادی خانم، هنوز پشت خطید؟
_کاش نبودم.
_چی گفتید؟ صداتون واضح نمیاد؟ میشه برید یه جای خلوت؟ شما الان توی بازارید؟ آره؟ هستید؟ اگه ص
لطفا صبر کنید...
