حدشکن به قلم زهرا حاجیان (صحرا)
پارت چهارده :
چه کسی به خود این حق را داده بود که وحشیانه با دخترش چنین کاری کند. مطمئنا قلبی در سینه نداشت، قلبی که نشان از آدمیت داشته باشد. یاس را عقب کشید تا صورت طفل معصومش را ببیند و با او همدردی کند.
به کدامین گناه دستش را دقایقی پیش به روی او بلند کرده بود؟ خواست یاس را ببوسد. یاس دستپاچه با دست جلوی لبش را سد کرد و خود را از شادی عقب کشید.
_منم عزیزم. نترس، مامان پیشته. خاک تو سر من که ولت کردÙ
لطفا صبر کنید...
