معشوقه مرداب به قلم سوگند عزیزی
پارت هفتاد و هفتم :
صدایش آرامتر و شاید اینبار با تمسخر همراه شد:
_ چیزهایی که قراره بشنوی مو به تنت سیخ میکنه مریدا… پس ظرفیت شوکه شدنت رو بالا نگه دار… دوست ندارم قبل از اینکه ازت استفاده کنم، به خاطر سکته مغزی از این دنیا بری!
چقدر… چقدر بیرحم بود؛ چقدر سنگدل مینمود!
او همان آرش بود؟ همان پسر خونگرم و مهربانی که میشناختم؟ مگر کسی میتواند در یک مدت طولانی اینقدر ماهرانه احساساتش را Ù
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
میم
1حتما لو رفته بالاخره چون تا حالا که پیداش نبوده 🥺
۱ ماه پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
💔🥲
۱ ماه پیشمیم
2دارم فکر می کنم با این حساب،پیدا شدن اهورا با اطلاعات و شناخت قبلی یهو تو زندگیش هم نقشه بوده چون ظاهرا خانوادگی درگیر این پروندن 🤔
۱ ماه پیشمیم
1وای،تازه داره کم کم حقایق وحشتناک رو می شه،حقایقی که از نودو نه درصدش خبر داره،الان پریسا حتما کشته شده،بعد خانم فکر اینه آرش مهربون نیست چرا،تا حالا نقش مهربونو رو خوب بازی کرده 😮😮
۱ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
1حتما پریسا مرده و اهورا اومده هم انتقام بگیره هم کار رو تموم کنه 🤦 ♀️
۱ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
1ارش منظورم اشتباه شد
۱ ماه پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
شاید یکم چاشنی انتقام وجود داشته باشه ولی بیشتر میخواد کار نیمه کارش رو تموم کنه
۱ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
1پشمام پریسا ابجی اهوراس 😟
۱ ماه پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
بله💔
۱ ماه پیشنلا
1وای نه نگید که مردهه💔نهه
۱ ماه پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
🥲🧡
۱ ماه پیشمریم
1خسته نباشی عزیزم ممنونم بابت پارت ❤️😍💋
۱ ماه پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
🧡
۱ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
1چقدر خوشگله پریسا
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Mobina
0امیدوارم اهورا و بهار با نقشه به غنچه نزدیک نشده باشند که بدجور دردناک میشه💔🫠