پارت چهل و دوم :

_تو برای همه‌ی بیمارها همین‌قدر اهمیت قائل می‌شی؟

سؤالش باعث شد نگاهم دوباره سمتش برگرده.

_چرا اینو می‌پرسین؟

جواب نداد و فقط نگاهم کرد.

همون نگاه سنگین و عمیقش کافی بود تا صورتم داغ بشه.

_نمی‌دونم.

صدای خودم پایین‌تر از چیزی بود که می‌خواستم.

برزین لیوانش رو روی میز گذاشت.

_من می‌دونم.

قلبم محکم زد.

_چی رو؟

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت برزین در رمان خفته در راز برزین
تصویر شخصیت ترنم در رمان خفته در راز ترنم
تصویر شخصیت بلوط در رمان خفته در راز بلوط
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    ممنونم زیبا بود. ای بابا کاش میشد دل نبنده چون ترنم بعد احساس میکنه برای برزین بهشون نزدیک شده

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️