عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت صد و سی و پنجم :
خوابی سیاه و مسموم.مردی با ردای سیاه و تبر به دست دنبالم کرده بود و من داشتم با تمام قدرت می دویدم.از سربالایی تاریکی بالا رفتم.حس می کردم پاهایم قفل شده.دستهایم می لرزید و توی خواب حس می کردم چیزی توی شکمم تکان می خورد.چیزی مثل ماهی.انگار ماهی خام خورده بودم و بوی زهم دریای لجن گرفته می داد.مرد از سربالایی بالا امد و درست پشت سرم بود.
تبر را بلند کرد و زد توی شکمم.خون راه افتاد و از سرباÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
همینو بگووووو
۱ ماه پیشنسترن
1سلام خانم لسانی اتفاقی افتاده که پارت جدید نمیزارید؟ما منتظریم
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
امشب اومد دیگه...اما وقتی هم پارت جدید می گذارم اونایی که همیشه کو؟ اصلا نظر نمی دن!
۱ ماه پیشنسترن
1ازدست آلاله .بگو و خودتو خلاص کن
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
والاه
۱ ماه پیشزهراخ
0این همه منتظر بچه بودیم حالا با یه *** بزنید خرابش بکنید، برو دیگه شهرام اگه بمونه یه رابطه دیگه و خلاص
۲ ماه پیشفاطی
1سلام رمانتون خوبه و جالبتر هم میشه اما من یه انتقاد دارم شما که انقدر زحمت کشیدی لاقل عکس شخصیت مادر هارو یکی نمی ذاشتی واقعا تو ذوق میزنه عزیزم رمانتون هم عالیه فقط همین مورد رو اگر شد توجه کنید
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
تقصیر هوش مصنوعی😁😁😬
۲ ماه پیشدویار❤️
0چرا نمیره 🤔نکنه اتفاقی میفته،دلم برای آلاله گرفت 😟
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
داره میره دیگه
۲ ماه پیششیوا
0نکنه بچه از دس بره واای🥺🥺
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
چی بگم والا
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

محرابی
1ممنونم عالی مثل همیشه فیروزه فضول توچی میگی این وسط.