عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت صد و سی و پنجم :
خوابی سیاه و مسموم.مردی با ردای سیاه و تبر به دست دنبالم کرده بود و من داشتم با تمام قدرت می دویدم.از سربالایی تاریکی بالا رفتم.حس می کردم پاهایم قفل شده.دستهایم می لرزید و توی خواب حس می کردم چیزی توی شکمم تکان می خورد.چیزی مثل ماهی.انگار ماهی خام خورده بودم و بوی زهم دریای لجن گرفته می داد.مرد از سربالایی بالا امد و درست پشت سرم بود.
تبر را بلند کرد و زد توی شکمم.خون راه افتاد و از سربا
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
امشب اومد دیگه...اما وقتی هم پارت جدید می گذارم اونایی که همیشه کو؟ اصلا نظر نمی دن!
۷ ساعت پیشنسترن
1ازدست آلاله .بگو و خودتو خلاص کن
۹ ساعت پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
والاه
۷ ساعت پیشزهراخ
0این همه منتظر بچه بودیم حالا با یه *** بزنید خرابش بکنید، برو دیگه شهرام اگه بمونه یه رابطه دیگه و خلاص
۴ روز پیشفاطی
1سلام رمانتون خوبه و جالبتر هم میشه اما من یه انتقاد دارم شما که انقدر زحمت کشیدی لاقل عکس شخصیت مادر هارو یکی نمی ذاشتی واقعا تو ذوق میزنه عزیزم رمانتون هم عالیه فقط همین مورد رو اگر شد توجه کنید
۶ روز پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
تقصیر هوش مصنوعی😁😁😬
۶ روز پیشدویار❤️
0چرا نمیره 🤔نکنه اتفاقی میفته،دلم برای آلاله گرفت 😟
۷ روز پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
داره میره دیگه
۶ روز پیششیوا
0نکنه بچه از دس بره واای🥺🥺
۷ روز پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
چی بگم والا
۷ روز پیش
لطفا صبر کنید...

نسترن
1سلام خانم لسانی اتفاقی افتاده که پارت جدید نمیزارید؟ما منتظریم