پارت صد و هشتاد و سوم :
ای بابا این مرتیکه دوباره لبخند زد.
ای لبخند و کوفت... ای لبخندو درد.
شیطونه میگه پاشم لیوان موکامو تو دهنش بکوبم تا هر چی پول، خرج لمینت و سفید کردن دندون هاش کرده حروم بشه.
سهراب_ میدونم... اومدی درباره نویان حرف بزنی.
قه قه ام از شدت باهوش بودن این بشر یه ذره موند بالا بره اما با قورت دادن آب دهنم مانع خندیدن شدم تا یه وقت پرو نشه.
_ آفرین، هنوز مغزت کار می کنه... پیشرفت ح
مطالعهی این پارت کمتر از ۴۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
واکنشش کاملا طبیعیه عزیزم. دلوین نگران چیزای دیگه بود باید هم جا میخورد و دنبال این موضوع میگشت که اردوان عاشق کی شده
۱ ماه پیشالمیرا
7ما پارت میخوایم خانم بهمن زاد😭🤚
۱ ماه پیشحنانه
0وای اره😭تا شب نمیتونم صبر کنم کیاناا
۱ ماه پیشندا
0ما پارت میخواییم یالا
۱ ماه پیشمریم
0مثل معتادا خمار پارتیم😂🥴
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍🫂
۱ ماه پیشمهری ماه
0خب تا شب باید صبر کنیم دیگه شب ها میذاره پارتو وای پارت امشب چی بشه😎❤️ 🔥
۱ ماه پیشمریم
0دو روز بود عصر ها میزاشت
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
آخه شب هاش نمیتونستم پارتو بذارم گفتم بی پارت نشید
۱ ماه پیشالمیرا
0دو روز عصر گذاشت من فکر کردم شاید از این به بعد عصر میذاره
۱ ماه پیشحنانه
0منم فکر کردم از این به بعد عصرهاست
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه قشنگم دلیلش این بود اون دو روز نتونستم شب براتون بذارم گفتم اگه نرسم شما پارت داشته باشید
۱ ماه پیشژیلا
0کیانا منتظریم😭میخوایی بذادی ۱۲ منتشر کنی؟
۱ ماه پیشمهلا
0اکس نویان مگه اسمش سهیل نبود سهیل کی بود پس
۱ ماه پیشمریم
0پارت های قبل اشتباه تایپی بوده سهراب سهیل نوشته شده بود
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره عزیزم ممنون بابت توضیحاتت
۱ ماه پیشحنانه
0یه پارت بود که روز بعدش توی کامنت ها گفت که اشتباه تایپی بوده
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سهیل فقط توی یکی از پارت ها بود عزیزم که ویرایش خورد اشتباه شده بود اسم درستش سهراب
۱ ماه پیشجلالی
0من کسی هستم که وقتی بفهمم داری به چیزی که مال منه نزدیک میشی ترجیح میدم از همون اول تکلیفتو روشن کنم😭😭دیالوگ که نیست محور اصلی انداختن فشاره😭😭
۲ ماه پیشمریم
0میگه کی قدیمیه کی جدید😂😂اردوان هم حسودی کرد🥰
۲ ماه پیشجلالی
0پسرمون انگار داره از یه دختر که اسم حرف اولش با د شروع میشه دفاع میکنه🤗🤭🤭
۲ ماه پیشمریم
0نه بابا حرف تو دهن اردوان نزار😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
یعنی کی میتونه باشه🤭
۱ ماه پیشالمیرا
0اردوان ی لحظه فکر کرد خودش الکسه سهراب نکست(باید معیوب مغزی باشی با سهراب به اردوان خیانت کنی)
۲ ماه پیشمریم
0اردوان میخواست اینو بفهمه که اگه خودش اکسه سرشو بکوبه دیوار😂😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
3وای این خیلی خوب بود😂😂
۱ ماه پیشمریم
0فک کن فسیل مغز اعتماد به نفسش میریخت😂
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره بدبخت😂😂
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
کامنتات یه لول متفاوت تر از کامنت های قبلیت شده زهرا😂محو اصلی انداختن فشار؟ عزیزم😍
۱ ماه پیشالمیرا
0اردوان میشه دندون های لمینت کرده سهراب و خرد کنی؟ که دوباره مجبور شه اون همه پول بده بره درست کنه؟
۲ ماه پیشالمیرا
0کاشکی سعیده به پسرش بگه ی نگاهی به دندون های این بی شرق بندازه. ی خیانتکار نباید دندون سالم تو دهنش باشع
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0وای المیرا به چی دقت گردی🤣خدا نکنه تو از کسی متنفر بشیا به فنا میره بدبخت
۲ ماه پیشالمیرا
0بی شرف و بی شرق نوشتم🤣. آقا من جدیدا عینک نمیزنم ممکنه از این اشتباها زیاد بکنم. خودتون حدس بزنید🤚😭. سارا واقعا حیفه که مجبورش نکنیم بره دوباره واسه لمینت کردن دندون هاش هزینه بده. البته اگه اردوان قاتی کنه سهراب باید دندون مصنوعی بذاره، هه چه بهتر😎🧡
۲ ماه پیشحنانه
0ولی المیرا به نظرم اردوان وارو عمل بشه بیچارخ کلا باید استخون بندی تنشم عوض کنه😂طرفو خورد و خاک شیر میکنه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
کار به اجبار دوباره نمیرسه😂
۱ ماه پیش🕊️ سعیده
0پسرم از کسی حرف شنوی نداره عزیزم خودش تصمیم میگیره بزار خودش حسابشون میرسه مطمئن باش😉😎
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0شک ندارم بهترین تصمیمو میگیره خدایی خیلی مردونه رفتارمیکنه حتی دیالوگاش رفتاراش
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بی شرق😂😂
۱ ماه پیش🕊️ سعیده
0سلام سلام،وای خدا چقد خوشم اومد از این پارت دلوین هی وسط حرف هاش ذهنش می پرید پیش اردوان که مثل اون حرف بزنه ،قهوه بخوره ،اخم کنه،وای ننه دلم برای پسرم ضعف رفت الهی بگردم اومد سر میزشون همجا حواسش به دلوین هست 🤗🤩😍قد بالاشو دیدین 😃 چقد بچم دشمن داره همه میخان بهش ضربه بزنن😓کیانا مواظب پسرم باش
۲ ماه پیش🕊️ سعیده
0من اول از حرفای اردوان سهراب یک چیز دیگه برداشت کردم خیلی دوپهلو بود اولش 🧐اینکه چطوری سهراب اردوان می شناخت 🤔من فک میکنم یکی سهراب فرستاده که به اردوان دلوین نزدیک باشه جاسوسی کنه😏الکی هم پای نویان وسط کشیده تا بیاد سرک بکشه 😒چقد منتظر بودم اردوان با پشت دست بزنه دهنشو سرویس کنه😌
۲ ماه پیش🕊️ سعیده
0این دلوینم با اون فکر خیالاتش معرکس به خدا🤨اردوان چه به نویان احمق ،جایی که باید حرف بزنه لاله فقط😠پسرمو از سو تفاهم خارج کن کله پوک پفک مغزی 😡حالا الان بجایی که برای اردوان توضیح بده باز چرت پرت میگه بچمو عصبانی می کنه😥خدایا 😫،ولی این سهراب با حرفاش هم کخ ریخت هم حرفشو زد مردک چلغوز🤬
۲ ماه پیش🕊️ سعیده
0کیانا جان ممنون عزیزم پارت خیلی خوبی بود دلم برای اردوان تنگ شده بود 😍فقط کاش این دلوین کله پوک برای اردوان بود منظورم اولین حس اولین بوس اولین زیارتش بود،،هی 😔🥺😓😢😥🙄😒😤🤬انقد خونه بچم تلپ بود پسرم انقد خوب ازش محافظت کرد به حریمش احترام گذاشت براش اعتماد راحتی فراهم کرد 😭🤬
۲ ماه پیش🕊️ سعیده
0دلم میخاد همش به دلوین مرد مخفی حرف زشت بزنم 🤬🤬فک کنم دیگه اعصاب ندارم ،،منکه دختر خوبی بودم ،سعیده یک نفس راحت بکش ولش کن خلایق هرچه لایق🤬
۲ ماه پیشحنانه
0بیا بغلم🫂حالا اروم باش توی این رمان هیچکس از ندیسنده قوی تر نیست سعیده😂🫂نویسنده پشتشه کیانا جبهه خودشو اعلام کرده
۲ ماه پیش🕊️ سعیده
0چه بغل خوبی داشتی عزیزم 🥰 رفتم گل گاو زبون خوردم دیگه آروم شدم😁
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا😂😎
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
فعلا صبور باش قشنگم😉
۱ ماه پیشمادر 3فرزند
0سعیده جون آروم باش،نفس عمیق بکش انقد حرص نخور😁
۲ ماه پیش🕊️ سعیده
0باشه عزیزم سعی خودمو میکنم
۲ ماه پیشحنانه
0ده سال پیر شد تو این رمان مریم😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شناخت سهراب از اردوان دلیل داره پارت بعدی مشخص میشه
۱ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0ایی مامانش اومد😍دیدی پسرت چه جنتلمن بود تو این پارت؟ داره از حریم خودش دفاع میکنه
۲ ماه پیش🕊️ سعیده
0آره بچم با دیالوگ هایی که میگه آدمو ذوب می کنه ،،چشم مرد مخفی کف پاش😎
۲ ماه پیشقائزه(زن صابر)
0بدجور گرفتی رو مردمخفی سفیده
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
فقط جمله آخرت😂😂از دست شما
۱ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0تنها کسی ک توی این رمان نباد نگران باشه تویی سعیده😂اسم رمان به نام پسرته دیگه نگران چی هستی
۲ ماه پیش🕊️ سعیده
0آره عزیزم حال کردی چه پسری دارم ،،تازه احتمال داره پدرشم گردن کلفت باشه نظامی 😉🥳🤭 حالا تو با اون انتخابت (می دونم از دستش شکاری حالا بزار یکم پز بدم😉) شاخ فیل شکوندی😂🤗
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خودت از همشون خفن تری عروس یه خاندان بزرگ و قدرتمندی
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سلام عزیز دلم میبینی چه عروس خوبی داری
۱ ماه پیشدنیا
4از اینجور سوءتفاهم ها متنفرم 💔
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
3ولی این یکی قشنگ بود😂من حال کردم
۲ ماه پیشدنیا
0قشنگه ولی تا بیای ثابت کنی که بابا بخدا اشتباه فهمیدی یه سال از عمرت رفته 😩 اونم به خاطر این مرتیکه سهراب
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دیگه بالاخره لازمه🤭 باید تلاش زیاد کنی 🤭🤭
۱ ماه پیشمریم
4دلوین عزیزم یه بار فک میکنه بین مهنا و اردوان چیزی هست حالا بین نویان و اردوان😂🙃
۲ ماه پیشحنانه
0خدا بهش صبر بده مریم😂😂یعنی بدبخت تو هر دو زمان دد حال حرص خوردنه واقعا راست میگن حرمسرا داره😂ولی حرمسرای نهفته😂
۲ ماه پیشمریم
0نه امیدوارم سوتفاهم باشه🥺
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
6هر دو هم شک ندارم سوتفاهمه🥺
۲ ماه پیشمرد مخفی
0فکر کنم اردوان با همین تریبون مخ دخترارو می زده ماشالا با همین اخلاقش حرامسرا تشکیل داده دخترا میگفتن اینکه بی اعصاب تازه خیلی ام گوشه گیر پس ما نفر اول تو زندگیشیم😂🗿
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0کیانا لطفا این قضیه حرمسرای اردوانو روشن کن بعضیا حسابی دارن پشت سرش صحبت میکنن😔🥱البته مشخصه چرا اینطوری میگی چون میخوایی با این حرفا مخ دلوینو بزنی
۲ ماه پیشمرد مخفی
0راستش من حاضرم دلوین پس بدم به اردوان این منو دیوونه کرده😩😂
۲ ماه پیشحنانه
0خیلیم دلت بخواد😂😐خب پسش یده این جنجالو ببند
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چشم یه فکری براش میکنم
۱ ماه پیشمریم
0دلوین میگه نمیخوام یه دختر بدبخت بشه آخه زندگی با اردوان سخته 😂😂 بعد حسودی میکنه به دختر های دور بر اردوان😂😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0ما هم نفهمیدیم عاشقه😂شش مریم صداشو درنیار مخفی ممکنه بیاد😂💔
۲ ماه پیشمریم
0مثل مردمخفی گفتی شش 😂 روت تأثیر گذاشته ها😂😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0عه راست میگیا🤣😂دلوین عین اردوان رفتارمیکنه منم عین مردمخفی اقا مبارگه دیگه هرکی بره پی زندگی خودش
۲ ماه پیشمریم
0لی لی لی شهر و چراغون کنید😂😂
۲ ماه پیشمرد مخفی
3من که می دونم اینا همو دوست دارن فقط رو نمیکنن😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0عا عزیزم ما عاشق همیم فعلا مجبوریم زبون به دهن بگیریم ببینیم کیانا داره چیکارمیکنه
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0کی گفته دلوین حسودی میکنه؟😂😐ن اینکه اصلا اسمش حسودی نیست داره جون یه دختر دیگرو نجات میده😐(جان عمش🤣)
۲ ماه پیشمریم
0به جان عمشو خوب اومدی😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره دیگه 🤭 شکی در اون نیست
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دلوین اصلا حسود نیست که
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب😂
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دلوین بیچاره انقدر دست دست میکنه اخر یه کاری دست خودش میده
۱ ماه پیشالمیرا
3نکته پارت و گرفتین؟ عموی بزرگ بهراد توی نظام قدرت داره. عموی بزرگ بهراد احتمالا بابای اردوان نیست؟
۲ ماه پیشالمیرا
4پس یکی از دادمهر ها تو نطام قدرت داره جالب شد اقا
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
4شایدم بابای اردوان نباشه مثلا بابای اردوان مافیا باشه داداش بزرگه پلیس و از دور هوای بابای اردوانو داشته باشه
۲ ماه پیشمریم
0بنظرم بابای اردوان میشه عموی بزرگ 🤔
۲ ماه پیشحنانه
0به خاطر همینه تااین حد پشتشون پره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله😁ماشالله کله گنده هم هست😂😁فعلا عکسشو نذاشتم که کراش نزنین
۱ ماه پیشپونه
0اره منم رادارام تحریک شد و فقط ذهنم سمت ددی اردوان رفت😩
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۱ ماه پیشمرد مخفی
4اردوان میشه آقازاده😂
۲ ماه پیش🕊️ سعیده
0آفرین از الان تمرین کن تا عادت کنی
۲ ماه پیشحنانه
0وای اره😂😍چه خوبب
۲ ماه پیش🕊️ سعیده
0من شک دارم عموی بهراد بابای اردوان باشه ،،نمی دونم اگه اینجوری باشه پس من گنگم خیلی بالاس حواساتون جمع باشه🤨
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0راستی میشه شوهر تو🤣🤣وایی دلم ضعف رفت😍😍😂سعیده راستشو بگو اقاتون تو نظامه یا داداش شوهرت تو نظامه؟😁
۲ ماه پیش🕊️ سعیده
0ساراجونم چه توقعی داری از من راز زندگیمو بیام بگم ما خیلی خانواده سر شناسی هستیم این یک رازه 🙄😎
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0میدونم😂حالا تو یه چیزی لو بده ما بفهمیم چی به چیه مثلا دوستیم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سعیده عروس یه خاندان بزرگه
۱ ماه پیشبیتا
0تو چه خونواده ای افتادیا خودتم گنگت بالاست که یه همچین پسر کراشی داری
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره دیگه🤭
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نکته خوبی بود
۱ ماه پیشموکا
0دلوین بیچاره رفته سهراب رو سر جاش بنشونه، آخرش خودش شد متهم ردیف اول 😂😂
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0تا یاد بگیره دیگه با سهراب بیرون نره😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیشلیلا
0وای اگه اردوان الان فکر کرده باشه سهراب اکس دلوینه، من جای دلوین بودم همونجا غش می کردم 😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیشالمیرا
0وقتی سهراب تو کافه آرمان با دلوین اینا درگیر شده بود یادتونه؟ اونجا دلوین اسم اردوان و آورد شاید بخاطر همین فکر میکنه نویان با اردوانه.
۲ ماه پیشالمیرا
0کاشکی ی جوری اردوان بفهمه سهراب دلوین و تو کافه کتک زده
۲ ماه پیشحنانه
0بفهمه سهرابو برای پارت های دیگه نداریم😂💔اونوقت به کی فحش بدیم؟
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا😂
۱ ماه پیشدلنیا
0خیلی بد میشه اردوان گردنشو میشکنه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خیلی بد میشه خیلی خیلی بد المیرا😂حالا شاید جلوتر اتفاق افتاد
۱ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اره یادمه سهرابو بااسم اردوان تهدید کرد
۲ ماه پیشمریم
0بخاطر همین اسم اردوان براش آشنا بود
۲ ماه پیشمرد مخفی
0ای کاش آرمان و سهراب توی داستان بمیرن🤨😂لامصب رو یکی کراش بزن اونوقت هرجا میری اسمش باید جلو چشات باشه بیرون میری کافه آرمان ، گل فروشی آرمان بازی میخوای بکنی اسم هم تیمیت آرمان محمودی ، آرمان ۲۰۰۹ داستان می خونی اسم یکی از شخصیت ها باید آرمان باشه😤
۲ ماه پیشحنانه
0چی کار به ارمان بدبخت داری😂بدبخت داره کافه داری میکنه حتی عکسشم تو شخصیتا نیست
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
آرمان بیچاره چرا؟
۱ ماه پیش🕊️ سعیده
0آره عزیزم راست میگی 🧐
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
افرین به حافظه خفنت
۱ ماه پیشمریم
3دیدین گفتم اردوان میاد یا رادان 🤭🤭من از این سوتفاهم ها خوشم میاد که آخرش پسره ضایع میشه😂😂 بعد از فهمیدن ماجرا اردوان میخواد بگه بخاطر *** پسرعموم غیرتی شدم، چیزی پشتش نیس😐😐😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
4زیر بار نمیره حالا میبینید😂💔
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
4مریم یعنی پارت بعد چی میشه🤭🤪وای کیانا بذاری امشب😇
۲ ماه پیشمریم
0دیدی نزاشت🥲دیدی مارو دور انداخت😂🥲
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
این چه حرفیه عزیز دلم💕
۱ ماه پیشمرد مخفی
0نه میاد میگه ببین فقط بخاطر اینکه دختر خاله پسر عموم بهراد هستی و بهراد تورو به من سپرده من نگران شدم وگرنه هیچ حسی بین ما نیست 🗿 منکه می دونم با همین حرفا و حرکاتش مخ نیکا و لاله و نویان و مهنا و تمامی دختران سرزمین زده🤨😂🗿
۲ ماه پیشحنانه
0حالا هر کی این کامنتتو ببینه فکر میکنه اردوان نقش لاشی این رمانو داره😂💔
۲ ماه پیشمریم
0اره بیچاره اردوان😂😂
۲ ماه پیشمرد مخفی
0امیر اردوان😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اگه اردوان پسردار شد اسمشو میذاریم امیراردوان😂😂
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ابهت اردوان کاملا زیر سوال رفت
۱ ماه پیشمریم
4همش سوتفاهمه که تو براش درست کردی😒
۲ ماه پیشمرد مخفی
4من به همه چیز آگاهم🤨😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
کلا یکی از ویژگی های بارزت هم همین آگاه بودنته
۱ ماه پیشیلدا
0اردوان بیچاره😂🥲داداشی مثل مخفی داشته باشی که تورو از یه پهلوون تبدیل به امیر۲۰۶دار کنه😂💔
۲ ماه پیشمریم
0وای خیلی خوب بود😂😂
۲ ماه پیش🕊️ سعیده
0بچم میخادش ولی میخاد به موقعش بگه این دلوین هم خیلی عجوله هم زود قضاوت می کنه ،خودش بعدا پشیمون میشه این قضیه دخترا هم سو تفاهم هست خودت براش پاپوش درست کردی بخدا خسته شدم بسکه اینو بهت گفتم کی تکلیف این قضیه دخترا روشن میشه تا به همتون ثابت بشه 😫😫😩😣🥴
۲ ماه پیشیلدا
0امیروارم این بار هم قبل اینکه اردوان گردن پسره رو بشکنه عحله کنه😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دلیل خوبیه خب
۱ ماه پیشپای قصه کیانا
3عزیزم چه حسی داری حدست درست دراومد خدایی توی این رمان شاهکار به حساب میاد بتونی حدس بزنی و درست دربیاد😂
۲ ماه پیشمریم
0خیلی خوشحالم به ذهن نویسنده نزدیک شدم😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
منم😂👍
۱ ماه پیشالمیرا
0سهراب بی شرف به دلوین هم پیشنهاد داده بود. آقا من میگم این بشر ی هدفی داره یعنی فقط بخاطر نویان برنگشته. شاید یکی اجیرش کرده نمیدونم. مشکوکه
۲ ماه پیشحنانه
0یعنی ممکنه اجیر کرده کسی باشه و به بهونه نویان برگشته باشه؟
۲ ماه پیشالمیرا
0این بشر وقتی با نویان بود به دلوین پیشنهاد داد. هرچیزی ازش بر میاد. متنفرم ازش متنفرر
۲ ماه پیشمریم
0منم احساس میکنم کسی اجیرش کرده باشه🤔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۱ ماه پیشمریم
0فقط من موقع خوندن پارت لبخند داشتم یا شما هم اینجورین؟😐😂شاید هم من روانیم چون از این پارت خیلی خوشم اومد😂😂
۲ ماه پیشحنانه
0نه عزیزم ما هم لبخند داشتیم😂❤️به خصوص وقتی اردوان وارد شد😂😍
۲ ماه پیشمریم
0دعا دعا میکردم کیانا پارت بعدی رو گذاشته باشه ولی🥲
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
متاسفانه نشد عزیزم داشتم کارای دختران ربوده شده رو میکردم که قرار بود روی سایت بیاد و یه ویرایش ریز باید میخورد
۱ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0روانی؟ اگه اینطور باشه همه روانیم پس🤣💔والا من از همینکه اردی جون وارد شد لبخند داشتم😌
۲ ماه پیشمریم
0از سوتفاهم خوشم اومد بخاطر همین میگم روانیم 😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂😂
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دور از جون عزیزم طبیعیه لبخند داشته باشی😍
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
1دلوین بقیع موقع ها زبونش سه متره الان لال مونی گرفته خودشو زده به گیجی و نمیدونم چشمام گشاد شدوو خو حرف بزن دیگه ای بابا چقد حرص خوردم