پارت صد و هشتاد و چهارم :
با غم به اردوان که مقابل سهراب با خشم ایستاده بود خیره شدم.
چرا به من چیزی نگفته بود؟
یعنی من نباید می فهمیدم؟ فکر می کرد مانعش میشم؟ حالا شاید مانعش می شدم اما برای این کارم دلیل داشتم... نمی خواستم یه دختر بدبخت بشه آخه زندگی با اردوان واقعا سخت بود :/
سرم رو پایین انداختم و چشم هام رو کوتاه روی هم بستم.
دروغ گفتن بسه دلوین... تو به خاطر چیز دیگه ای می خوایی مانع اردوان بشی.
مطالعهی این پارت حدودا ۳۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
حنانه
0من هربار اسم مارشمالو میاد یاد مخفی و این رمان میفتم😭دلم برای نسخه مهربون مخفی تنگ شده😭😭
۱۳ ساعت پیشالمیرا
0یعنی میشه مخفی برگرده به ورژن سابقش؟ عرر😭. لعنتی چرا دلوین و زنجیر کردی مگه حیوونه
۱۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0🥺عه راسی یادم نبود تو زمان حال دلوینو زنجیر کردن
۱۳ ساعت پیشمرد مخفی
0زنجیر چیه بابا بستمش به تخت واسه اینکه ترک کنه اون موادایی که با نویان قبلاً زده بود روش تاثیر گذاشته وگرنه خدا شاهده خود نویسنده می دونه من قصدم خیره🤨تازه هر پنج دقیقه به جای اینکه بگه من هروئین بدین میگه به من اردوان بدین🗿
۱۲ ساعت پیشمریم
0وای به من اردوان بدین 😂😂
۱۲ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0مخفی تو رمان❌️مخفی زیر کامنت ها✅️(دهنت سرویس🤣)به من اردوان بدین
۱۲ ساعت پیشحنانه
0عاشق کامنتاتم😂از کاه کوه میسازی
۳ ساعت پیش🕊️ سعیده
0من دیالوگ های تو ماشینشون خیلی دوست داشتم ،،دلم میخاد تو همین حالت بمونن یا حتی حس بینشون شدت بگیره 🤩😍😍🥳🥰ای تو روحت مرد مخفی که پیدات شد وسط رابطه نوپای اینا گند زدی بهش🤬خدا لعنتت کنه چلغوز دو قطبی😡
۱۳ ساعت پیشمرد مخفی
0اون عمه من بود روی دلوین اسلحه کشید بعد تازه بهشم شلیک کرد🤨رابطه خیلی نوپای قشنگیه 🗿ایشش حسودیم شد ایشش💅🏻
۱۲ ساعت پیشمریم
0کی ما که یادمون نمیاد😂🤪 حالا از کجا میدونی شلیک کرد
۱۲ ساعت پیشمرد مخفی
2من بویایی قوی دارم🗿
۱۲ ساعت پیشحنانه
0عجب😆😆وجهه خوبی نداره این قدرتتو جایی نگفت
۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0یادت نیس؟ مگه بهش شلیک نکرد و بیهوش شد؟
۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0مخفی جان قطعا یه دلیلی داشته
۳ ساعت پیشعلیا
0دلوین کنار اردوان واقعا قشنگه😭😭حرفاشون کاراشون اون نیمچه حسادتای اردوان سر اینکه دلوین اونو به عنوان ادم باارزش زندگی خطاب نکرد همه و همه تو یه لول دیگه بود
۱۲ ساعت پیشتینا
0اره خیلی قشنگ بود😍من حسابی ذوق ذوقی شدم سر حرفاشون
۳ ساعت پیش🕊️ سعیده
0به نظرت احترام میزارم عزیزم ، اختیار خودت داری ،منم دوست داشتم نظرمو برات بگم،، ولی جدا از حامیه اردوان بودنم ،، من اصلا اون پارت ها ذوقی نشدم ،،و اصلا دوست داشتنش برام قشنگ نمیاد ،،چون خودخواهانس،و زورکی😤
۱۳ ساعت پیشالمیرا
0میدونم سعیده جونم. من همینجوریش که هنوز پارت عاشقانه خاصی از اردوان و دلوین ندیدیم حس میکنم عشق اردوان قراره قشنگ تر باشه. چون خودم به عنوان ی دختر قطعا ی فسیل مغز و به زندانبان ترجیح میدم . مشکل اینجاست من حس میکنم هویت قبلی مخفی خوب بوده و دلوین عاشق اونه، ی جاهایی هم ی رگه هایی از هویت قبلی اون ک
۱۳ ساعت پیشالمیرا
0اون که میاد هم دلوین وا میده هم من خوشم میاد ذوق میکنم. ولی اره اینکه به زور نگهش داشته و داره عشقش و تحمیل میکنه قشنگ نیست و خوشم نمیاد.
۱۳ ساعت پیشحنانه
0من کلا نمیدونم اردوانی هستم یا مرد مخفیی😂💔دلوین به هرکدوم برسه ذوق مینمایم😎
۳ ساعت پیشمرد مخفی دو شخصیتی
0تکذیب می کنم عشق بنده به دلوین زورکی و خودخواهانه نیست هرکاری کردم به خیر و صلاح دلوین بوده🤨( اون کتک کاری و زنجیر بستن فاکتور نگیرید اونا کار من نبوده کار اون یکی شخصیت ام بوده )
۱۲ ساعت پیشمرد مخفی
0من یاد دعوای دلوین و اردوان سر مارشمالو افتادم😂
۱۲ ساعت پیشمریم
0پاستیل بود😂😂
۱۲ ساعت پیشمرد مخفی
0چرا من همیشه پاستیل با مارشمالو اشتباه میگیرم😂🥴
۱۲ ساعت پیشمریم
0بخاطر اینکه دوتاشم نرمه 😂وای یاد نرم نرمه گفتن دلوین افتادم😂😂😑
۱۲ ساعت پیشمرد مخفی
0باید بهش میگفت کش کشی چون پاستیل مثل خمیر ماکارونی کش میاد همش😂
۱۲ ساعت پیشمریم
0دلم خواست🥺 بچه ها شمام تو دوره خاصتون ویار دارین ؟من الان ویار دارم😂
۱۲ ساعت پیشدنیا
0تا حالا شده ساعت 3 شب رمان بخونی و دلت مارشمالو بخواد و وقتی شوهرتو بیدار کنی بره برات بخره از ساعت 3 تا 4 انتظار بکشی بعد وقتی اومد خونه به جای مارشمالو پاستیل خریده باشه ؟!🙂💔 من تو این رمان از همه لحاظ دارم شکست میخورم 😂😭
۵ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0راستشو بگو چه طوری شوهرتو به قتل رسوندی؟
۳ ساعت پیشحنانه
0زنده نیست درستع؟
۳ ساعت پیشدنیا
0در ادامه ی اون شب کذایی بعد از اینکه مهمونا رفتن گفت چایی می خوام براش چایی درست کردم و توش 3 قطره مایع ظرفشویی ریختم وقتی گفت چرا این چایی کف میکنه گفتم قوری رو از بالا گرفتم و چایی رو از فاصله زیاد ریختم تو استکان به خاطر همون کف کرده و مزشم به خاطر اینکه چون تا الان ظرف شستم توهم زدی 🙂
۲ ساعت پیشدنیا
0و همچنان در ادامه ی اون شب گفتم دلم جیگر میخواد و وقتی رفتیم بیرون و 1500 کارت کشید گفتم برای بچه هام خوب نیست و خودش مجبور شد بخورتش 🙂 خلاصه اونشب به جای مارشمالو رفت پاستیل آورد اما یه هزینه ی 7/8 ملیونی گذاشتم رو دستش 🙂 من از این عرضه ها ندارم که بلاهای دلوینو سرش بیارم 🫠😂
۲ ساعت پیشدنیا
0قول بده حالت بدنشه خب؟!یه کیلوگوشت چرخ کرده خریدم بدون اینکه تفتش بدم یاعصاره اضافه کنم عدس پلودرست کردم براش وازاونجایی که ازکشمش بدش میادکشمشم ریختم توش وخواهرشوهرمم دعوت کردم وخانوادگی از غذایی که بوی خون میدادخوردن وخیلیم لذت بردن وازاونجایی که من الان حاملم گفتم میلم نمیکشه وازاسنپ 4800غذاخریدم
۲ ساعت پیشحنانه
0من هوس ترشی جات میکنم به شدت ترشی هم خوب نیست😂😐
۳ ساعت پیشحنانه
0خیلی خوب بود به خدا🤣🤣
۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0من عاشق اون حرفاش شدم بعد هی داشت تعریف میکرد من چشام گرد میشدم میگفتم بسه بسهه دختر بسهه😂😂
۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0پاستیل بود😂دلوین بهش گفت مردفسیل مغز پاستیل خور😂تیرانوزوروس پاستیل خور
۳ ساعت پیشمریم
2گفتم بازم میگم پارت های دلوین و اردوان رو خیلی دوست دارم 😍😍
۱۲ ساعت پیشویان
0کاش تو همین پارتا بمونیم😂😭پارتای اینده دارک و دلهره اوره
۳ ساعت پیشالمیرا
0خودمونیما ولی تو این رمان خیلی قشنگ همو تهدید میکنن. اصلا خیلی قشنگ صحبت میکنن. باید وقتی داداشم بدون اجازه خوراکی هام و م بلعه یدونه از جمله های اردوان یا مخفی و بهش بزنم😎
۱۳ ساعت پیشمینا
0دیالوگاشون فوق العاده است خیلی حرفه ای مینویسه من چندتا اثر از کیانا خوندم به نظرم این رمانش از لحاظ توصیف و دیالوگ و مونولوگ و زچر دادن مخاطب سر رازها و خندونش سر اتفاقات طنز دست اون ۲۰وخورده ای رمان قبلیشو از پشت بسته
۱۳ ساعت پیشمرد مخفی
0خوراکیاتو قایم کن تو کمد من همیشه یواشکی از دست خواهرم میرم تو دستشویی خوراکیامو میخورم😂😂
۱۲ ساعت پیشحنانه
0تهدیدها عاشقانه ها طنزها همه و همه واقعا قشنگن =))
۳ ساعت پیشمریم
2دیدین دلوین آدم های مهم زندگیشو شمرد اردوانو نگفت اردوان دلخور شد 🥺اخی گوگولی نازی😂😂😍
۱۲ ساعت پیش🕊️ سعیده
0شاید باورتون نشه ولی قشنگ مثل یک مامان انگاری عقب ماشین نشسته بودم داشتم از مکالماتشون لذت می بردم حض میکردم 🥰🤩😍😍پسر قدرتمند من ،،با ابهت
۱۲ ساعت پیشمریم
0اخی عزیزم چه قشنگ😍😍
۱۲ ساعت پیشحنانه
0خیلی قشنگ بود اون اخم و نگاه دلخور وای من خیلی خوب تجسم کردم😂😍
۳ ساعت پیشمریم
0یعنی ممکنه سهراب از طرف کسی اومده باشه 🤔طرف چقد اسکوله
۱۲ ساعت پیشمرد مخفی
0دقیقا طرف 💩 سهراب صورت بادمجون اگه جاسوس باشه 💩 🗿
۱۲ ساعت پیشمریم
0مثلا چه جاسوسی میخواد بکنه 🤔
۱۲ ساعت پیشحنانه
0اون طرف هنوز نیومده مورد تهاجم قرار گرفت😂💔
۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0نه من جاسوس نیست اومده زندگی بدبختو ویرون کنه پسرای مریض اینطوری خیلی داریم😤😑😩
۳ ساعت پیشالمیرا
0خیلی یهویی و بی ربط : نکنه مرد پشت *** احتشام باشه؟ حس میکنم به عنوان ی شخصیت مهم که عکسش هم هست زیادی بیکاره تو پارتا🤣. من اینو تارگت میزنم به عنوان مرد پشت *** یا اونی که به فرامرز و صابر گفت دلوین و بکشید
۱۲ ساعت پیشمریم
0اون که گفته دلوین رو بکشید مردوحشیه
۱۲ ساعت پیشمرد مخفی
0من حسم میگه ممکنه هومان باشه 🗿
۱۲ ساعت پیشمریم
0حس من میگه داروینه😬
۱۲ ساعت پیشمرد مخفی
0نه بابا به قیافه اون نمیخوره از اینکارا چهرش یجوریه داره میگه من بامزه جمع ( منکه می دونم آخر داستان اینم مثل بقیه شخصیت های مرد دارک سایدش میزنه بیرون ضایع میشم)🗿
۱۲ ساعت پیشمریم
0آ منم منظورم همین بود به قیافه خندونش نگاه نکن داورین همون پسر چشم آبیه
۱۲ ساعت پیشمرد مخفی
0اره شاید ، شایدم من داروینم😏
۱۲ ساعت پیشمریم
0اره با اون خندش😂😂
۱۲ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0موافقم طبق استوری گیانا وارد نمیشه که جزو داستان باشه واردمیشه که داستانو تغییر بده
۳ ساعت پیشحنانا
0همیشه از اونایی ک میخندن بترس. یه عکسشو ببین جدیه
۳ ساعت پیشحنانه
0من با هردوتون موافقم حس من میگه یا داروین یا هومان😂
۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0شایدم آرکا🥲
۳ ساعت پیشحنانه
0حالا نوبت کراش من شد المیرا؟😂💔😒
۳ ساعت پیشحنانه
0کراش بدبخت من چه کاری به این ماجراها داره
۳ ساعت پیشSara
0بچه ها چی کار کنیم؟🤦 ♀️انتخاب بین مردمهفی و اردوان خیلی سخته(فن های مردمخفی و اردوان لطفا اروم باشید😂😔)
۱۲ ساعت پیشلیام
0انتخاب سخته و کنار گذاشتن یکیشونم سخته🤦 ♀️🥺
۳ ساعت پیشالمیرا
0جدیدا حس میکنم اکثر بچه ها بخاطر اینکه یکم با اردوان شوخی میکنم از من ناراحت میشن. باور کنید اولین نفری که فنش شدم همین مرتیکه فسیل مغزه. دیگه سعی میکنم بگیرم رو مهبد و سهراب 😎 که سوتفاهم هم نشه. (دیوار کوتاه تر از مهبد داریم؟ فکر نکنم). فرامرز هم میتونه گزینه خوبی باشه، حس میکنم خیانتکاره
۱۲ ساعت پیشمرد مخفی
0بیچاره نویان از دوست پسر اصلا شانس نیاورده عکس اکسشو ( سهراب ) میبینی شبیه بادمجونه صورتش نکسشم ( مهبد) یه جوری سیس گرفته انگار داره میگی سلام خوشگله بدنمو ببین چه خوشگله با ورزش برات درستش کردم🗿
۱۲ ساعت پیشدنیا
0شبی هندیاس 😂
۵ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0با ورزس برات درست کردم🤣
۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0کی ناراحت شده تا خودم..😎نه بابا ناراحت چی عشقم این چه حرفیه. اردوان و ما بهونه ایم بگو میخوایی یه نفر جدیدو نفله کنی😂💔
۳ ساعت پیشمینا
0باید بی جنبه باشن اگه ناراحت میشن شوخی خاصی ک نمیکنی🫥🫨
۳ ساعت پیشپونه
0من خودم فن اردوانم ولی از شوخیات ناراحت نشدم بیشتر صابر و فرامرز و مهبد بدبختو به رگبار مسلسل بستی🤭😂
۳ ساعت پیشفاطمه
0فکر کنم از اینجا خیانت نویان و اردوان به دلوین شروع بشه و اردوان و نویان بیشتر بهم مرتبط بشن (اگر خیانت نویان به دلوین از این نوع باشه )
۱۳ ساعت پیشحنانه
0چرا اینطوری؟🥲یعنی مثلا نویانو اردوان همدست شن سهرابو حذف کنن دلوین سوتفاهم شه براش؟
۱۳ ساعت پیشفاطمه
0حدس های من قوی نیستم ولی سهراب که بعید می دونم فعلا حذف بشه ولی در کل در حد اینکه ل ا س زده باشن و شب و بگذرونن( هر چند قبلا گفته شده بود که دلوین نویان و اردوان رو با هم میگیره در واقع توهم زده بوده)
۶ ساعت پیشفاطمه
0کیانا لطفا دلوین از این توهم ها نزنه اینجوری یک جورایی به شعور مخاطب توهین میشه
۶ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0کدوم توهم؟ توهم نبود فاطمه داشت خاطرات گذشته رو تعریف میکرد که اردوانو با یه دختر دیده😐هرجا توهم باشه خودش میگه از طرفی توهم با خاطرات فرق داره
۳ ساعت پیشحنانه
0وای فاطمه کجا گفته نویانو اردوانو باهم میگیره😂💔نویان بهش زنگ میزنه میگه برنگرد خونه اینم برمیگرده اردوانو یه دخترو باهم میبینه اون دختره هنوز نمیدونیم کیه یه سریا گفتم نویان یه سریا گفتیم لاله یا نیکاست
۳ ساعت پیشمریم
0بنظرم خیانت نویان جنسش فرق میکنه 🤔
۱۲ ساعت پیشفاطمه
0به نظر منم بیشتر ممکنه در حد سوءتفاهم و از نوع دیگه باشه
۶ ساعت پیشالمیرا
0دلوین وافعا جای مغز تو کلت پفکه. جلوی ی مرد داری از ی دختر تعریف میکنی. سفیده، نرمه، خوشگله. حالا درسته اردوان فسیل مغزه ولی تو رعایت کن دختر خوب. (حالا چیز خاصی هم نگفتا🤣🤚)
۱۳ ساعت پیشحنانه
0چیز خاصی نگفت المیرا؟😅دیگه چی میخواستی بگه خدایی؟
۱۳ ساعت پیشدنیا
0چیز خااصیی نگفتت؟! داداش منم که دخترم خواستم یه فکرایی بکنم که با سرفه اردوان به خودم اومدم اون که دیگه جای خود دارد 😂😂
۵ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0عزیزم از بس ساده است و دلش پاکه😂😔میخواد همه چیو توضیح بده ب اردوان😂💔
۳ ساعت پیششینا
0هر پارت از این رمان میخونم و تموم میشه میگم ای کاش کامل بود انتژار براش به معنی واقعی سخته
۱۲ ساعت پیشستایش
0لعنت بهت دلوین🤦 ♀️تمام مدتی که راجب عروسی خودشو اردوان فگر میکرد من میگفتم به خدا که داره باز بلند فکر میکنه🤦 ♀️معدم پیچید تو هم
۱۳ ساعت پیشالمیرا
0وای ستایش منم منمم. انگشت های پام و جمع کرده بودم از استرس
۱۳ ساعت پیشستایش
0من فقط با استرس میخوندم و میگفتم نهه خفه شو داری ابروتو میبری🤣🤣نکن بدبخت دارن میشنون🤣
۱۳ ساعت پیشمریم
0وای فکرشم استرس داره 😂😂
۱۲ ساعت پیشمرد مخفی
0لعنتی حتی تو گذشته ام فقط به فکر ازدواج با اردی تو آینده ام که گیر داده منو آزاد کن برم پیش اردی جونم 😤
۱۲ ساعت پیشمریم
0این پارت ها آرامش قبل طوفان پارت های بعدیه😂😂
۱۲ ساعت پیشگیلدا
0و چه قدر لذت بردم و خسته نباشی عزیزم❤️❤️
۱۲ ساعت پیشمریم
0فقط دلوین میتونه وسط بحث رویا ببینه😂😂وای خیلی خندیدم بهش😂😂
۱۲ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

المیرا
0با خوندن مارشمالو یاد ورژن مهربون مرد مخفی افتادم. ورژن هیولاش نه ها، مهربونش. کلا بعد خوندن این رمان مارشمالو منو باد مخفی میندازه. یا اون آهنگه گیسو پریشان، یا اون یکی سیتیزن دل پاکتم من.