پارت صد و هشتاد و چهارم :

با غم به اردوان که مقابل سهراب با خشم ایستاده بود خیره شدم.
چرا به من چیزی نگفته بود؟
یعنی من نباید می فهمیدم؟ فکر می‌ کرد مانعش میشم؟ حالا شاید مانعش می شدم اما برای این کارم دلیل داشتم... نمی خواستم یه دختر بدبخت بشه آخه زندگی با اردوان واقعا سخت بود :/
سرم رو پایین انداختم و چشم‌ هام رو کوتاه روی هم بستم.
دروغ گفتن بسه دلوین... تو به خاطر چیز دیگه ای می خوایی مانع اردوان بشی.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت البرز در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه البرز
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
تصویر شخصیت نیکولو در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیکولو
تصویر شخصیت سونا در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه سونا
آخرین نظرات ارسال شده
  • المیرا

    0

    با خوندن مارشمالو یاد ورژن مهربون مرد مخفی افتادم. ورژن هیولاش نه ها، مهربونش. کلا بعد خوندن این رمان مارشمالو منو باد مخفی میندازه. یا اون آهنگه گیسو پریشان، یا اون یکی سیتیزن دل پاکتم من.

    ۱۳ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    من هربار اسم مارشمالو میاد یاد مخفی و این رمان میفتم😭دلم برای نسخه مهربون مخفی تنگ شده😭😭

    ۱۳ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    یعنی میشه مخفی برگرده به ورژن سابقش؟ عرر😭. لعنتی چرا دلوین و زنجیر کردی مگه حیوونه

    ۱۳ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    🥺عه راسی یادم نبود تو زمان حال دلوینو زنجیر کردن

    ۱۳ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    زنجیر چیه بابا بستمش به تخت واسه اینکه ترک کنه اون موادایی که با نویان قبلاً زده بود روش تاثیر گذاشته وگرنه خدا شاهده خود نویسنده می دونه من قصدم خیره🤨تازه هر پنج دقیقه به جای اینکه بگه من هروئین بدین میگه به من اردوان بدین🗿

    ۱۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    وای به من اردوان بدین 😂😂

    ۱۲ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    مخفی تو رمان❌️مخفی زیر کامنت ها✅️(دهنت سرویس🤣)به من اردوان بدین

    ۱۲ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    عاشق کامنتاتم😂از کاه کوه میسازی

    ۳ ساعت پیش
  • 🕊️ سعیده

    0

    من دیالوگ های تو ماشینشون خیلی دوست داشتم ،،دلم میخاد تو همین حالت بمونن یا حتی حس بینشون شدت بگیره 🤩😍😍🥳🥰ای تو روحت مرد مخفی که پیدات شد وسط رابطه نوپای اینا گند زدی بهش🤬خدا لعنتت کنه چلغوز دو قطبی😡

    ۱۳ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    اون عمه من بود روی دلوین اسلحه کشید بعد تازه بهشم شلیک کرد🤨رابطه خیلی نوپای قشنگیه 🗿ایشش حسودیم شد ایشش💅🏻

    ۱۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    کی ما که یادمون نمیاد😂🤪 حالا از کجا میدونی شلیک کرد

    ۱۲ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    2

    من بویایی قوی دارم🗿

    ۱۲ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    عجب😆😆وجهه خوبی نداره این قدرتتو جایی نگفت

    ۳ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    یادت نیس؟ مگه بهش شلیک نکرد و بیهوش شد؟

    ۳ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    مخفی جان قطعا یه دلیلی داشته

    ۳ ساعت پیش
  • علیا

    0

    دلوین کنار اردوان واقعا قشنگه😭😭حرفاشون کاراشون اون نیمچه حسادتای اردوان سر اینکه دلوین اونو به عنوان ادم باارزش زندگی خطاب نکرد همه و همه تو یه لول دیگه بود

    ۱۲ ساعت پیش
  • تینا

    0

    اره خیلی قشنگ بود😍من حسابی ذوق ذوقی شدم سر حرفاشون

    ۳ ساعت پیش
  • 🕊️ سعیده

    0

    به نظرت احترام میزارم عزیزم ، اختیار خودت داری ،منم دوست داشتم نظرمو برات بگم،، ولی جدا از حامیه اردوان بودنم ،، من اصلا اون پارت ها ذوقی نشدم ،،و اصلا دوست داشتنش برام قشنگ نمیاد ،،چون خودخواهانس،و زورکی😤

    ۱۳ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    میدونم سعیده جونم. من همینجوریش که هنوز پارت عاشقانه خاصی از اردوان و دلوین ندیدیم حس میکنم عشق اردوان قراره قشنگ تر باشه. چون خودم به عنوان ی دختر قطعا ی فسیل مغز و به زندانبان ترجیح میدم . مشکل اینجاست من حس میکنم هویت قبلی مخفی خوب بوده و دلوین عاشق اونه، ی جاهایی هم ی رگه هایی از هویت قبلی اون ک

    ۱۳ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    اون که میاد هم دلوین وا میده هم من خوشم میاد ذوق میکنم. ولی اره اینکه به زور نگهش داشته و داره عشقش و تحمیل میکنه قشنگ نیست و خوشم نمیاد.

    ۱۳ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    من کلا نمیدونم اردوانی هستم یا مرد مخفیی😂💔دلوین به هرکدوم برسه ذوق مینمایم😎

    ۳ ساعت پیش
  • مرد مخفی دو شخصیتی

    0

    تکذیب می کنم عشق بنده به دلوین زورکی و خودخواهانه نیست هرکاری کردم به خیر و صلاح دلوین بوده🤨( اون کتک کاری و زنجیر بستن فاکتور نگیرید اونا کار من نبوده کار اون یکی شخصیت ام بوده )

    ۱۲ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    من یاد دعوای دلوین و اردوان سر مارشمالو افتادم😂

    ۱۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    پاستیل بود😂😂

    ۱۲ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    چرا من همیشه پاستیل با مارشمالو اشتباه میگیرم😂🥴

    ۱۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    بخاطر اینکه دوتاشم نرمه 😂وای یاد نرم نرمه گفتن دلوین افتادم😂😂😑

    ۱۲ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    باید بهش میگفت کش کشی چون پاستیل مثل خمیر ماکارونی کش میاد همش😂

    ۱۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    دلم خواست🥺 بچه ها شمام تو دوره خاصتون ویار دارین ؟من الان ویار دارم😂

    ۱۲ ساعت پیش
  • دنیا

    0

    تا حالا شده ساعت 3 شب رمان بخونی و دلت مارشمالو بخواد و وقتی شوهرتو بیدار کنی بره برات بخره از ساعت 3 تا 4 انتظار بکشی بعد وقتی اومد خونه به جای مارشمالو پاستیل خریده باشه ؟!🙂💔 من تو این رمان از همه لحاظ دارم شکست میخورم 😂😭

    ۵ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    راستشو بگو چه طوری شوهرتو به قتل رسوندی؟

    ۳ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    زنده نیست درستع؟

    ۳ ساعت پیش
  • دنیا

    0

    در ادامه ی اون شب کذایی بعد از اینکه مهمونا رفتن گفت چایی می خوام براش چایی درست کردم و توش 3 قطره مایع ظرفشویی ریختم وقتی گفت چرا این چایی کف میکنه گفتم قوری رو از بالا گرفتم و چایی رو از فاصله زیاد ریختم تو استکان به خاطر همون کف کرده و مزشم به خاطر اینکه چون تا الان ظرف شستم توهم زدی 🙂

    ۲ ساعت پیش
  • دنیا

    0

    و همچنان در ادامه ی اون شب گفتم دلم جیگر میخواد و وقتی رفتیم بیرون و 1500 کارت کشید گفتم برای بچه هام خوب نیست و خودش مجبور شد بخورتش 🙂 خلاصه اونشب به جای مارشمالو رفت پاستیل آورد اما یه هزینه ی 7/8 ملیونی گذاشتم رو دستش 🙂 من از این عرضه ها ندارم که بلاهای دلوینو سرش بیارم 🫠😂

    ۲ ساعت پیش
  • دنیا

    0

    قول بده حالت بدنشه خب؟!یه کیلوگوشت چرخ کرده خریدم بدون اینکه تفتش بدم یاعصاره اضافه کنم عدس پلودرست کردم براش وازاونجایی که ازکشمش بدش میادکشمشم ریختم توش وخواهرشوهرمم دعوت کردم وخانوادگی از غذایی که بوی خون میدادخوردن وخیلیم لذت بردن وازاونجایی که من الان حاملم گفتم میلم نمیکشه وازاسنپ 4800غذاخریدم

    ۲ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    من هوس ترشی جات میکنم به شدت ترشی هم خوب نیست😂😐

    ۳ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    خیلی خوب بود به خدا🤣🤣

    ۳ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    من عاشق اون حرفاش شدم بعد هی داشت تعریف میکرد من چشام گرد میشدم میگفتم بسه بسهه دختر بسهه😂😂

    ۳ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    پاستیل بود😂دلوین بهش گفت مردفسیل مغز پاستیل خور😂تیرانوزوروس پاستیل خور

    ۳ ساعت پیش
  • مریم

    2

    گفتم بازم میگم پارت های دلوین و اردوان رو خیلی دوست دارم 😍😍

    ۱۲ ساعت پیش
  • ویان

    0

    کاش تو همین پارتا بمونیم😂😭پارتای اینده دارک و دلهره اوره

    ۳ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    خودمونیما ولی تو این رمان خیلی قشنگ همو تهدید میکنن. اصلا خیلی قشنگ صحبت میکنن. باید وقتی داداشم بدون اجازه خوراکی هام و م بلعه یدونه از جمله های اردوان یا مخفی و بهش بزنم😎

    ۱۳ ساعت پیش
  • مینا

    0

    دیالوگاشون فوق العاده است خیلی حرفه ای مینویسه من چندتا اثر از کیانا خوندم به نظرم این رمانش از لحاظ توصیف و دیالوگ و مونولوگ و زچر دادن مخاطب سر رازها و خندونش سر اتفاقات طنز دست اون ۲۰وخورده ای رمان قبلیشو از پشت بسته

    ۱۳ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    خوراکیاتو قایم کن تو کمد من همیشه یواشکی از دست خواهرم میرم تو دستشویی خوراکیامو میخورم😂😂

    ۱۲ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    تهدیدها عاشقانه ها طنزها همه و همه واقعا قشنگن =))

    ۳ ساعت پیش
  • مریم

    2

    دیدین دلوین آدم های مهم زندگیشو شمرد اردوانو نگفت اردوان دلخور شد 🥺اخی گوگولی نازی😂😂😍

    ۱۲ ساعت پیش
  • 🕊️ سعیده

    0

    شاید باورتون نشه ولی قشنگ مثل یک مامان انگاری عقب ماشین نشسته بودم داشتم از مکالماتشون لذت می بردم حض میکردم 🥰🤩😍😍پسر قدرتمند من ،،با ابهت

    ۱۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    اخی عزیزم چه قشنگ😍😍

    ۱۲ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    خیلی قشنگ بود اون اخم و نگاه دلخور وای من خیلی خوب تجسم کردم😂😍

    ۳ ساعت پیش
  • مریم

    0

    یعنی ممکنه سهراب از طرف کسی اومده باشه 🤔طرف چقد اسکوله

    ۱۲ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    دقیقا طرف 💩 سهراب صورت بادمجون اگه جاسوس باشه 💩 🗿

    ۱۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    مثلا چه جاسوسی میخواد بکنه 🤔

    ۱۲ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    اون طرف هنوز نیومده مورد تهاجم قرار گرفت😂💔

    ۳ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    نه من جاسوس نیست اومده زندگی بدبختو ویرون کنه پسرای مریض اینطوری خیلی داریم😤😑😩

    ۳ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    خیلی یهویی و بی ربط : نکنه مرد پشت *** احتشام باشه؟ حس میکنم به عنوان ی شخصیت مهم که عکسش هم هست زیادی بیکاره تو پارتا🤣. من اینو تارگت میزنم به عنوان مرد پشت *** یا اونی که به فرامرز و صابر گفت دلوین و بکشید

    ۱۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    اون که گفته دلوین رو بکشید مردوحشیه

    ۱۲ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    من حسم میگه ممکنه هومان باشه 🗿

    ۱۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    حس من میگه داروینه😬

    ۱۲ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    نه بابا به قیافه اون نمیخوره از اینکارا چهرش یجوریه داره میگه من بامزه جمع ( منکه می دونم آخر داستان اینم مثل بقیه شخصیت های مرد دارک سایدش میزنه بیرون ضایع میشم)🗿

    ۱۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    آ منم منظورم همین بود به قیافه خندونش نگاه نکن داورین همون پسر چشم آبیه

    ۱۲ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    اره شاید ، شایدم من داروینم😏

    ۱۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    اره با اون خندش😂😂

    ۱۲ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    موافقم طبق استوری گیانا وارد نمیشه که جزو داستان باشه واردمیشه که داستانو تغییر بده

    ۳ ساعت پیش
  • حنانا

    0

    همیشه از اونایی ک میخندن بترس. یه عکسشو ببین جدیه

    ۳ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    من با هردوتون موافقم حس من میگه یا داروین یا هومان😂

    ۳ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    شایدم آرکا🥲

    ۳ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    حالا نوبت کراش من شد المیرا؟😂💔😒

    ۳ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    کراش بدبخت من چه کاری به این ماجراها داره

    ۳ ساعت پیش
  • Sara

    0

    بچه ها چی کار کنیم؟🤦 ♀️انتخاب بین مردمهفی و اردوان خیلی سخته(فن های مردمخفی و اردوان لطفا اروم باشید😂😔)

    ۱۲ ساعت پیش
  • لیام

    0

    انتخاب سخته و کنار گذاشتن یکیشونم سخته🤦 ♀️🥺

    ۳ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    جدیدا حس میکنم اکثر بچه ها بخاطر اینکه یکم با اردوان شوخی میکنم از من ناراحت میشن. باور کنید اولین نفری که فنش شدم همین مرتیکه فسیل مغزه. دیگه سعی میکنم بگیرم رو مهبد و سهراب 😎 که سوتفاهم هم نشه. (دیوار کوتاه تر از مهبد داریم؟ فکر نکنم). فرامرز هم میتونه گزینه خوبی باشه، حس میکنم خیانتکاره

    ۱۲ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    بیچاره نویان از دوست پسر اصلا شانس نیاورده عکس اکسشو ( سهراب ) میبینی شبیه بادمجونه صورتش نکسشم ( مهبد) یه جوری سیس گرفته انگار داره میگی سلام خوشگله بدنمو ببین چه خوشگله با ورزش برات درستش کردم🗿

    ۱۲ ساعت پیش
  • دنیا

    0

    شبی هندیاس 😂

    ۵ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    با ورزس برات درست کردم🤣

    ۳ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    کی ناراحت شده تا خودم..😎نه بابا ناراحت چی عشقم این چه حرفیه. اردوان و ما بهونه ایم بگو میخوایی یه نفر جدیدو نفله کنی😂💔

    ۳ ساعت پیش
  • مینا

    0

    باید بی جنبه باشن اگه ناراحت میشن شوخی خاصی ک نمیکنی🫥🫨

    ۳ ساعت پیش
  • پونه

    0

    من خودم فن اردوانم ولی از شوخیات ناراحت نشدم بیشتر صابر و فرامرز و مهبد بدبختو به رگبار مسلسل بستی🤭😂

    ۳ ساعت پیش
  • فاطمه

    0

    فکر کنم از اینجا خیانت نویان و اردوان به دلوین شروع بشه و اردوان و نویان بیشتر بهم مرتبط بشن (اگر خیانت نویان به دلوین از این نوع باشه )

    ۱۳ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    چرا اینطوری؟🥲یعنی مثلا نویانو اردوان همدست شن سهرابو حذف کنن دلوین سوتفاهم شه براش؟

    ۱۳ ساعت پیش
  • فاطمه

    0

    حدس های من قوی نیستم ولی سهراب که بعید می دونم فعلا حذف بشه ولی در کل در حد اینکه ل ا س زده باشن و شب و بگذرونن( هر چند قبلا گفته شده بود که دلوین نویان و اردوان رو با هم میگیره در واقع توهم زده بوده)

    ۶ ساعت پیش
  • فاطمه

    0

    کیانا لطفا دلوین از این توهم ها نزنه اینجوری یک جورایی به شعور مخاطب توهین میشه

    ۶ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    کدوم توهم؟ توهم نبود فاطمه داشت خاطرات گذشته رو تعریف میکرد که اردوانو با یه دختر دیده😐هرجا توهم باشه خودش میگه از طرفی توهم با خاطرات فرق داره

    ۳ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    وای فاطمه کجا گفته نویانو اردوانو باهم میگیره😂💔نویان بهش زنگ میزنه میگه برنگرد خونه اینم برمیگرده اردوانو یه دخترو باهم میبینه اون دختره هنوز نمیدونیم کیه یه سریا گفتم نویان یه سریا گفتیم لاله یا نیکاست

    ۳ ساعت پیش
  • مریم

    0

    بنظرم خیانت نویان جنسش فرق میکنه 🤔

    ۱۲ ساعت پیش
  • فاطمه

    0

    به نظر منم بیشتر ممکنه در حد سوءتفاهم و از نوع دیگه باشه

    ۶ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    دلوین وافعا جای مغز تو کلت پفکه. جلوی ی مرد داری از ی دختر تعریف میکنی. سفیده، نرمه، خوشگله. حالا درسته اردوان فسیل مغزه ولی تو رعایت کن دختر خوب. (حالا چیز خاصی هم نگفتا🤣🤚)

    ۱۳ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    چیز خاصی نگفت المیرا؟😅دیگه چی میخواستی بگه خدایی؟

    ۱۳ ساعت پیش
  • دنیا

    0

    چیز خااصیی نگفتت؟! داداش منم که دخترم خواستم یه فکرایی بکنم که با سرفه اردوان به خودم اومدم اون که دیگه جای خود دارد 😂😂

    ۵ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    عزیزم از بس ساده است و دلش پاکه😂😔میخواد همه چیو توضیح بده ب اردوان😂💔

    ۳ ساعت پیش
  • شینا

    0

    هر پارت از این رمان میخونم و تموم میشه میگم ای کاش کامل بود انتژار براش به معنی واقعی سخته

    ۱۲ ساعت پیش
  • ستایش

    0

    لعنت بهت دلوین🤦 ♀️تمام مدتی که راجب عروسی خودشو اردوان فگر میکرد من میگفتم به خدا که داره باز بلند فکر میکنه🤦 ♀️معدم پیچید تو هم

    ۱۳ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    وای ستایش منم منمم. انگشت های پام و جمع کرده بودم از استرس

    ۱۳ ساعت پیش
  • ستایش

    0

    من فقط با استرس میخوندم و میگفتم نهه خفه شو داری ابروتو میبری🤣🤣نکن بدبخت دارن میشنون🤣

    ۱۳ ساعت پیش
  • مریم

    0

    وای فکرشم استرس داره 😂😂

    ۱۲ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    لعنتی حتی تو گذشته ام فقط به فکر ازدواج با اردی تو آینده ام که گیر داده منو آزاد کن برم پیش اردی جونم 😤

    ۱۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    این پارت ها آرامش قبل طوفان پارت های بعدیه😂😂

    ۱۲ ساعت پیش
  • گیلدا

    0

    و چه قدر لذت بردم و خسته نباشی عزیزم❤️❤️

    ۱۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    فقط دلوین میتونه وسط بحث رویا ببینه😂😂وای خیلی خندیدم بهش😂😂

    ۱۲ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️