پارت سی و یک :

گردنش خشک شده بود و هنوز پهلویش تیر میکشید. یک طرف صورتش احساس سوزش میکرد. توی شیشه ی تمیز آشپزخانه صورتش را نگاه کرد. رد پررنگی از زیپ کوله اش روی گونه ی راستش جا مانده بود که شبیه بارکد روی اجناس فروشگاه شده بود. زیر لب با خودش گفت:
- عالیه... الان اگه اسکنم کنن، قیمتم درمیاد.
بعد خنده ای کرد و باز زیر لب نق زد:
- بالش و پتو به نام من به کام دنیا... اینم از فواید زندگی مشترک.
کتر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرین در رمان این رابطه باگ دارد آرین
تصویر شخصیت دنیا در رمان این رابطه باگ دارد دنیا
آخرین نظرات ارسال شده
  • شادان

    0

    مرسی بابت پارت هدیه ..❣️❣️

    ۲ هفته پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    نوش نگاهتون عزیزم🥰

    ۱ هفته پیش
  • شادان

    0

    یعنی همه ی مادرای پسر دار همینن ..سریع یکی برای خودشون پسند میکنن میگن این باشه برای پسرم 🤣🤣

    ۲ هفته پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    دقیقا😂

    ۱ هفته پیش
  • شادان

    0

    واای همین خواستگاری رو کم داشتن وسط این همه بدبختی 😑

    ۲ هفته پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    😂😂

    ۱ هفته پیش
  • شادان

    0

    راست میگه نسیم از کی دیگه نجوا نرفتن این دوتا ..

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️