این رابطه باگ دارد به قلم ویدا چراغیان
پارت سی و دوم :
- خواستگاریِ نوا؟!... مامان مگه داری اینترنت خونه رو تمدید میکنی که اینقدر ریلکسی؟!
فهیمه پشت خط لبخند کمجانی زد و با اطمینان ادامه داد:
- زبونتو جمع کن پسر. این دختر همونیه که از بچگی عاشقش بودی. یادت که نرفته؟
- مامان خودت داری میگی بچگی!. من اون موقع عاشق همه چی بودم. از دخترِ عمه فخری بگیر تا بستنی قیفی وتیرکمون مگسی و دوچرخه ی قرمز دختر همسایه.
فهیمه نفسش را شبیه آهی غلیط بی
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

ویدا چراغیان | نویسنده رمان
خوشحالم رمان رو دوست دارید اما به منم فرصت بدید که بنویسم 😁. غیر از این، رمان دیگه ای هم دارم و غیر از این دو رمان مسیولیتهای خانه و محل کارم هم اضافه کنید🥰
۲ هفته پیششادان
0واای اونجا که آرین گفت اون زمان من عاشق همه چی بودم عالی بود❣️❣️
۲ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
دوچرخه قرمز دختر همسایه 😁بستنی قیفی🤦🏽♀️🤦🏽♀️🤣🤣
۲ هفته پیششادان
0جهرمی که خیلی خوشحال میشه مادرت بیاد دنیا خانوم..😅😅
۲ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
اون از خداشه😂
۲ هفته پیششادان
0به نظرمنم جواب نده دنیا جان.. تو امروز روی مود خوبت نیستی 🤣🤣
۲ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
دقیقا تو مود بدشانسیه😁
۲ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

تمنا
0خوشم میاد دنیا واقعا درلحظات بحرانی تو دنیا نیس🤣 هر شوک بدتر از اون شوک.. میگم خانم چراغیان راه نداره شبی ۲پارت ۳پارت بزارید واسه مون🫢☺️ .این نخونده تمومه🥲