شیدای کافر به قلم الهه محمدی
پارت صد و سی و نهم :
وقتی از اتاق بیرون آمدم همه در سکوتی مبهم نگاهم میکردند.مامان برای شکستن آن فضا پرسید؛
-خوابید ؟
سر تکان داده و تایید کردم .سینا بلافاصله گفت ؛
-حالا که شایان خوابید درست بگو ببینم اصل قضیه چیه ؟
اصلاً دوست نداشتم آن بحث را دنبال کنم .در جواب سینا با ناخشنودی گفتم؛
-اصل مطلب همونیه که شنیدی سینا جان.چیز مهمتری ندارم که بگم.
سینا به چشمانم زل زد و واضح پرسید:
-یعنی نذ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

الهه محمدی | نویسنده رمان
عذر میخوام. شما خیلی منفینگری نسبت به شهاب. من زیاد نمیپسندم
۱ هفته پیشمیم
1شاید،ولی شهاب خیلی کاراش منطقی نیست و گذاشتیم پای اینکه داغداره و روانش بیمار شده،اینکه سبا تحمل کرده دلیل نمی شه درست باشن و من انتقاد نکنم یا شما ازش دفاع کنید،سبا اولا که یجورایی خونبس بود و همیشه صبر می کرد و بعدشم اسیر عشق شد و صبر کرد،مثلا اینکه نذاشت تحصیلشو ادامه بده آیا درست بود یا توافق د
۱ هفته پیشمیم
1یا توافق دونفره بود،نه،یا اینکه شیش سال از دیدن پدرو مادرش محرومش کرد،کلا حق تنها خارج شدن از خونه رو نداشت
۱ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
اینا همه بخاطر شرایط خاص ازدواج کردنشون بود. مگه در شرایط عادی ازدواج کردن و شهاب تغییر رفتار داد؟ شما صبر کن تا آخر داستانو بخون بعد اینقدر جبهه بگیر نسبت به این شخصیت عزیزمن.
۱ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
اینا همه بخاطر شرایط خاص ازدواج کردنشون بود. مگه در شرایط عادی ازدواج کردن و شهاب تغییر رفتار داد؟ شما صبر کن تا آخر داستانو بخون بعد اینقدر جبهه بگیر نسبت به این شخصیت عزیزمن.
۱ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
خیلی ازدواجهای طبیعی با عشق شروع میشه و هزار تا مشکل داره. ازدواج اینا که با مشکل و کینه شروع شد
۱ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
نسبت به شرایطی که داشتن شهاب خیلی مرد خوبی بود. والا چرا سبا عاشقش شد؟
۱ هفته پیشمیم
1بله درسته،بخاطر همین شرایط خاص سبا تحمل کرد و ما هم،اما چون این یه رمانه من دوست دارم از شخصیتا هم انتقاد کنم هم از خوبیاشون تعریف کنم،اینجوری حداقل خودم درس می گیرم با این فکر کردن به کاراشون و عکس العمل هاشون در شرایط مختلف
۱ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
بله بعضی نذرها رو از روی هول یا وحشت از دست دادن عزیزی آدم انجام میده و بعدش گرفتار میشه دقیقا الان عین شهاب یا خواهر شما
۱ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
من انتقاد از شخصیتها یا کلا حتی نوشتن خودم رو میپذیرم. اما حرفم اینه باتوجه به شرایط کل اون شخصیت باید بهش انتقاد کرد
۱ هفته پیشفاطمه
2ای کاش سینا هم میفهمید حرفای سبا
۱ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
به قول مادربزرگم هر کسی لحاف سر خودش میکشه
۱ هفته پیشانا
2چرا خانواده شهاب نمی یان دیدن شایان
۱ هفته پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
بخاطر وضعیت نابسامان و شرمندگی که دارن. چون اول باید شهاب راه درست رو پیدا کنه
۱ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

میم
1یه حرف راست سینا زد فقط،شهاب باید نذر می کرد خدا خودشو شفا بده 😏🙏🏻