پارت دوازده :

این تصویر جدیدی از او بود. تصویری آسیب‌پذیر و این آسیب‌پذیری به طرز عجیبی باعث تپش قلبم شد. در سکوتم سوالات زیادی بود. دردش چقدر است؟ آن دختر که بود؟ آیا برایش گریه می‌کند؟ و یک سوال خطرناک و امیدوارانه که حالا که او نیست...
نگاهت به سمت کس دیگری خواهد چرخید؟
اما فقط سکوت بود. سکوتی که در آن برای اولین بار فاصلهٔ میان هم‌گروهی در حال محو شدن بود. من داشتم ضعف او را می‌دیدم و با این Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️