سجین به قلم آرزو مهاجر
پارت سیزده :
چیز بدی که باعث میشد خانهی پنج طبقهی سید ترسناک به نظر برسد این بود که روی سقف گچبری شده و پر نقش و نگار راهروهای طبقات، خبری از لامپ نبود. فقط هر چندمتر یک شبخواب به شکل و شمایل مشعل با نور آبیِ کبود در دیوار به برق بود.
آن شب هم زیر نور شبخوابها چشمهایش را میچرخاند که متوجهی همان سایههای مرموزی شد که از ته راهرو تماشایش میکنند. یادش نماند از سید بپرسد اینها که هس
لطفا صبر کنید...

نازنین
0دختر جان بشین فکر کن ببین کی هستیی