لاوین ماه زادهی نور به قلم لیدا صبوری
پارت صد و چهارم :
تو حق نداری نگران حالم بشی!
می دونی چرا؟ چون مدتهاست که زنده یا مرده بودنم برات فرقی نداشته!
تو این دوسالی که گذشت حتی یکبارم نشد برای دیدنم یا حتی صحبت کردن با من؛ حتی در حد چند دقیقه تلاش کنی.
مثل روح می اومدی و چند ساعتی تو حیاط عمارت یا داخل اتاق سلاله باهاش وقت می گذروندی و یا درنهایت خیلی براش وقت میزاشتی در حد یه نیم روز باخودت می بردی گردش و دوباره می آوردی می سپردی دست
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهره
2بگردم الهی ژیوار بیدار بوده نرفته داخل راهرو
۲ هفته پیشنسیم
0منم فکرم به این بود که خب چرا اگه بیداره نرفته بالای سرشون
۲ هفته پیشنسیم
0فکرم درگیر این مسئله است که مبهم مونده یعنی آریا چی رو نگفته به لاوین
۲ هفته پیششبنم
2ژیوار تغییر کنه وزندگیش رنگ وبوی تازه بگیره وتغییرکنه وعشق و علاق به ژیوار وزندگی با او در دل دلوینپر بشه واز بلا تکلیفی دربیاد وعشق بینشون پایدار بشه ماهم کمتر ح رص بخوریم ازندانم کاری این دختر
۲ هفته پیششبنم
2عالی همه چیز زیبا وبه جا بود من بزخلاف نظر دوستان اصلا دلم برای اریا نمیسوزه خیانت چهذعمد یا غیر عمدی فقط برای زجردادن باشه قابل بخشش نیست تهمتها م حرفهای رکیک یه طرف اراز جسمی طرف دیگر انسان باید احمق باشه چشم ببنده و ببخشه دلم برای ژیوار میسوزه حقش این همه بی محلی نیست کاش کمی داستان روبه عشق
۲ هفته پیشسارا
2شیلای سلیته چقدر آریا رو اذیت کرده
۲ هفته پیشسارا
1لیدا جان چه خوابی برای آریای من دیدی 😭😭
۲ هفته پیشسارا
1آریای جونه دلمم گناه داره بخدا چقدر بلا سرش اومده
۲ هفته پیشنیاز
2یعنی الان با ژیوار میره پیش اکرم
۲ هفته پیشگلی
1گفتم بیچاره آریا الکی غیبش نزد دلیل داشت
۲ هفته پیشسپیده
3آریا کلا خود درگیری داره امیدوارم حرفهاش بهانه ای برای حسودی به ژیوار نباشه
۲ هفته پیشمیم
3واقعا چیزی هست ندونه یا باز می خواست کنجکاوش کنه برگرده 🤔🙏🏻
۲ هفته پیشماهی
2کی قراره لاوین خوشبخت بشه و ارامش داشته باشه ؟ واقعا خیلی گناه داره الان هم بخاطر خانوادش هرجور شده ژیوار رو قبول میکنه
۳ هفته پیشماهی
2یعنی چه چیزی هست که لاوین ازش خبر نداره ؟؟
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

ملیکا
0*** خونه ی پدریش یعنی درد سر جدید