پارت شصت و یک :
لبخند نصفونیمهاش جان گرفت و به موتور اشاره کرد.
- پس بشین بریم.
سوار موتورش شد و سوئیچ را چرخاند. درست لحظهای که خواستم پایم را از آسفالت جدا کنم و پشت میکائیل بنشینم، صدایی آشنا میخکوبم کرد.
- مهیاس... مامان... وایسا دخترم!
اخمهایم در هم رفت و چشمهایم گرد شد. مامان؟!
به پشتسر نگاه کردم. با قدمهای بلند و تند، خودش را به ما رساند و کیفش را باز کرد. همانطور که محتوی
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
💕💕💕💕
۳ ساعت پیشریحانه
0واای خدایی فکر نمی کردم مه یاس اینجوری فکر کنه بابا دمش گرم خیالم راحت شد دیار و مقصر نمی دونه
۴ روز پیش
صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
آره، خودش میدونه شعله چقدر سلیطهاس و دیار رو هم میشناسه
۳ ساعت پیشZ.k
2میکاییل بیچاره چقدر براش سخت بوده که عشقش پیش خودش از یه عشقی دیگه حرف بزنه ولی خیلی مرده 🥰🥰
۵ روز پیش
صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
آره میکائیل خیلی آقاست بچهام 🥲
۳ ساعت پیشمریم
1من این رمان رو دوس دارم ولی سر زمانی که مشخص شده منتشر نمیشه
۶ روز پیش
صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
خوشحالم رمان رو دوست داری مریمجان، آخه مخاطبها به جز دو_سهنفر همه ساکت هستن و انگیزه رو ازم میگیرن. حتی پارت هدیه میذارم بازم سکوت💔اما چشم، بیشتر و منظمتر میذارم
۶ روز پیشمریم
1شاید بخاطر همین فعالیت نمیکنن، ممنون عزیزم
۵ روز پیش
صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
شاید...💔
۳ ساعت پیشمیم
2طفلک میکائیل،مه یاس حتی فکرشم نمی کنه عاشق کی بوده 🥺🙏🏻
۶ روز پیش
صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
آره، برای میکائیل خیلی سخته!🥺🥺
۶ روز پیشمیم
2باز چه غلطی کرده اون پناه دربه در نکبت،چرا از پلیسا خودشو مخفی کرد،امیدوارم بره گم شه دیگه دور و بر مه یاس پیداش نشه 😠
۶ روز پیش
صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
امیدوارم 💔🤲
۶ روز پیشمیم
2وای،چه فکرای مسخره ای می کنه،چطور می تونه خودشو با اون هرجایی مقایسه کنه 😠
۶ روز پیش
صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان
به قول میکائیل عزتنفس نداره. در کل اگه دقت کنید مهیاس بخاطر همین کمبودها از طرف خانواده، حتی خیلی زود به دیار وابسته شد.
۶ روز پیش
لطفا صبر کنید...

ریحانه
0❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️