سایهی مترسک به قلم الهه محمدی
پارت شصت :
منتظر بودند کارن بیت سوم را بخواند. خوبی کارن این بود که زیاد دلدل نمیکرد. اخلاق اروپاییها وارد خونش شده بود. از شعرها بیرون کشید و مستقیم پرسید؛
-اگه پرنیان خوب بود، اجازه می دادید همراه من بیاد شیراز؟
پروین ساکت ماند. صندلی مقابل کارن را بیرون کشید و نشست.پرسید:
-چرا علاقه داری که پرنیان همراهت باشه؟
کارن بدون درنگ گفت:
-فکر میکنم درک متقابل خوبی از هم داریم. سفر دÙ
لطفا صبر کنید...
