پارت پنجاه و هفتم :

موقع خارج شدن از اتاق هیچ تلاشی برای بیدار کردن ماهان انجام ندادم، چون می‌دونستم که تو این یک مورد خیلی تنبلی می‌کنه و فقط وقتی‌که خودش بخواد می‌تونه انجامش بده.
من و حیدری با فاصله ی کمی از هم از اتاق رفتیم بیرون و به‌محض خارج شدن از اون فضای گرم، باد سرد و سوزناک خورد به صورتمون.
موقع راه رفتن روی سکو بدون این‌که به حیاط و دروازه‌ی آهنیش نگاه کنم با عجله پشت‌سر حیدری وارد آش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!