پیمان به قلم زهرا باقری
پارت پنجاه و هفتم :
موقع خارج شدن از اتاق هیچ تلاشی برای بیدار کردن ماهان انجام ندادم، چون میدونستم که تو این یک مورد خیلی تنبلی میکنه و فقط وقتیکه خودش بخواد میتونه انجامش بده.
من و حیدری با فاصله ی کمی از هم از اتاق رفتیم بیرون و بهمحض خارج شدن از اون فضای گرم، باد سرد و سوزناک خورد به صورتمون.
موقع راه رفتن روی سکو بدون اینکه به حیاط و دروازهی آهنیش نگاه کنم با عجله پشتسر حیدری وارد آش
لطفا صبر کنید...
