سجین به قلم آرزو مهاجر
پارت ده :
فصل پنجم
چشمان سید خون افتاده بود. عربده کشید: شما طبقه ی اول چی کار میکردین؟
حتی سگهای به آن گندگی از نعره ی او ترسیدند و چند قدم جا به جا شدند؛ بند قلادههای بلند آنها در دست محافظها کشیده شد. دل بدجوری از سگ میترسید. تا سگها را د ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

ارغوان
0سلام برام تااین جالب بودولی مشخصه کسی یا کسانی این وسط نقش دارند