پارت صد و دوم :

سمت صدایش چرخیدم. پشت دیوار کوتاه ویلا که طولش به یک متر می رسید؛ ایستاده بود و نگاهم میکرد. صورتش پشت حصار میله های آهنی بلند و کنار هم تعبیه شده ی روی دیوار؛ نیمه پنهان بود‌ و پیچکهای سرسبز کنار باغچه که دور میله ها پیچیده و قد کشیده بودند وچشمانش را درست نشان نمی دادند‌!
یک لعنت بر من و این پیشانی نوشت زیر لب گفتم و سعی کردم بخودم و عصبانیتم مسلط باشم. دلیلی نداشت که پس از مدتها کن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • تارا

    2

    به نظرم همش دروغه معلوم نیست که شاید نقشه ی آریا باشه

    ۳ هفته پیش
  • نسیم

    0

    دیگه از این واضحتر داره بهش *** اون شهر رو میده

    ۲ هفته پیش
  • تارا

    2

    یه حدس دیگه ام هست شاید می خواد لاوین رو بدزده الکی دروغ گفته

    ۳ هفته پیش
  • نیاز

    1

    نویسنده ی خوبم مرسی از قلم قشنگتون عاشق رمان و طرفدار صد ژیوار هستم 🤌🤌

    ۳ هفته پیش
  • ملی

    0

    منم موافقم ژیوار شخصیتش خیلی کاریزماتیک و بی نظیره

    ۲ هفته پیش
  • سوگل

    3

    یعنی الان مادرش رو مواد میدن بخوره بمیره بعد بگن خودکشیه🤔😱

    ۳ هفته پیش
  • زهرا

    0

    آره دیگه گفت که قانون طایفه شونه زن خطاکار رو یواشکی سر به نیست میکنن

    ۳ هفته پیش
  • نسیم

    0

    منم تو همین فکر بودم اگه اکرم رو گرفته باشن الان تنبیهش اینه مواد بخوره بمیره؟؟

    ۲ هفته پیش
  • هانا

    3

    لیدا جون چرا هی ما رو سکته میدی خووب😭 اکرم نخاله هنوزز ادامه داره

    ۳ هفته پیش
  • نیاز

    0

    منم آخر هر پارت یه ریز سکته میزنم 🥲

    ۳ هفته پیش
  • نسیم

    0

    اکرم جزء مهم داستانه که بر می گرده به سرنوشت لاوین

    ۲ هفته پیش
  • نسیم

    1

    واقعا لعنت بر پیشانی نوشت لاوین بنده خدا شانس تقسیم می کردن بچه نبوده

    ۲ هفته پیش
  • راحله

    1

    خدادکنه آخرش خوب و شاد تموم بشه من نگرانم آریا سرشو به باد بده دوس ندارم

    ۳ هفته پیش
  • میم

    3

    چرا الان آدرسو نداد،اگه خواست می ره،باز می خواد بهش زنگ بزنه تا فوری بزندش تو سر ژیوار که زنت بهم زنگ زده 😠🙏🏻

    ۳ هفته پیش
  • سارا

    3

    فکر کنم می خواد با کلک لاوین رو بدزده

    ۳ هفته پیش
  • ماهی

    2

    حالا رسید به پدر لاوین بریم ببینیم اصلا زندس معلومه یه ۴،۵ تایی خواهر برادر داره😂😂

    ۳ هفته پیش
  • ماهی

    2

    خدایا واسه همدیگه ارزوی خوشبختی هم میکنن

    ۳ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️