پارت چهل و سوم :

تاریکی انبار به قدری بود که نه چیزی میدیدم نه جرعت داشتم تکون بخورم.
بوی خاک بینیم رو پر کرده بود.
دست کوچیک دیان مشت شده بود و یقه لباسم رو گرفته بود.
لب هام رو روی موهاش گذاشتم و بدون صدا زمزمه کردم:
ـ مامان اینجاست... نترس عزیزدلم.
بیرون انبار صدای قدم ها پیچید که گوش هام رو تیز کردم.
ـ اینجا رو هم بگرد.
چشم هام رو بستم و دستم رو جلوی دهان دیان گذاشتم.
صدای دستگیره

این پارت به قلم دیبا کاف نگاشته شده است و مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت راشد در رمان شاه نشین تاریکی راشد
تصویر شخصیت اریکا در رمان شاه نشین تاریکی اریکا
تصویر شخصیت رایان اوتادی در رمان شاه نشین تاریکی رایان اوتادی
تصویر شخصیت دیان بغدادی در رمان شاه نشین تاریکی دیان بغدادی
تصویر شخصیت فریال بغدادی در رمان شاه نشین تاریکی فریال بغدادی
تصویر شخصیت فرحان بغدادی در رمان شاه نشین تاریکی فرحان بغدادی
تصویر شخصیت حورا درویش در رمان شاه نشین تاریکی حورا درویش
تصویر شخصیت فرهود بغدادی در رمان شاه نشین تاریکی فرهود بغدادی
تصویر شخصیت مرصاد فاروق در رمان شاه نشین تاریکی مرصاد فاروق
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️