ساختمان سایه به قلم هانیه پروین
پارت پنجاه و هشتم :
- به نظرت چقدر احتمال داره بتونم سمیه رو پیدا کنم؟ چقدر با تیشرتش حالمو گرفت عوضی! صرفاً واسه اینکه حرصم بده، هر روزِ خدا از زیر فُرم مدرسه میپوشیدش.
عماد پشت سرم آمد، عادت داشتم وقتی پر چانگی میکنم، راه بروم. نمیتوانستم یک جا بند شوم، دهان و پاهایم انار به هم متصل بودند.
- یادمه بعد مدرسه میومدی پیشم فینفین میکردی!
به سمتش برگشتم و پا به زمین کوبیدم. ریز میخندید.
- Ù
لطفا صبر کنید...

رها
0چی دید مائده دارم از کنجکاوی میمیرم چرا نگفت