این رابطه باگ دارد به قلم ویدا چراغیان
پارت بیست و هفتم :
- وااای... مامانمه. تصویری گرفته.
آرین وحشت زده گفت:
- جواب ندیا...
باز سکسکهاش گرفت. هیکی کرد و گفت:
- هیک... نمیشه که ... الان اگه جواب ندم صبح خروس خون با پلیس صد و ده دم دره. هیک...
آرین نگاهی به دور و برش انداخت و جایی که مادر دنیا میدان دید نداشته باشد پنهان شد. بعد اشاره ای به گوشه ی دنج خانه کرد و گفت:
- تو برو تو اتاق درم ببند.
دنیا درحالیکه روی آیکون سبز رنگ گوشی ضربه
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

ویدا چراغیان | نویسنده رمان
😂😂
۲ هفته پیششادان
0واای این دنیا کاش سناریو نمیساخت واسه خودش 😅😅
۳ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
استاد قصههای یهویی و بی سر و ته 😁
۳ هفته پیششادان
0ولی خدایی زندگی با همچین کسی خیلی خوش میگذره ارین قدر نمیدونه 🤣🤣
۲ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
به شرطی که آدم سکته نکنه 😂
۲ هفته پیششادان
0ولی چه خوب شده که ساعت پارت گذاری رو زودتر گذاشتید 💕💕
۳ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
به درخواست شما بود عزیزم البته این تایم رو فقط خالی داشتن 🥰
۳ هفته پیششادان
0💕💕مرسیی واقعا بابتش 💕💕
۲ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
❤️❤️🌺
۲ هفته پیششادان
0یه دوره ویژه پانتومیم باید برای دنیا شبا برگزار کنیم تا راه بیافته..
۳ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
تو شرایط بحرانی خنگ هم میشه انگار!😂
۳ هفته پیششادان
0خدا یه صبری به آرین بده با این سوتی های دنیا ..
۳ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
آمین 🙏🙏
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

تمنا
0من خیلی خوش خندم .یادم باشه رمان رو فقط تا قبل از ۸شب بخونم 🤣😂😂خیلی خندیدم آخه..