پارت هفتاد و چهارم :

به ساعت دیواری روبه‌رویم خیره می‌شوم. عقربه‌های سیاهش مثل دو تیغه کند روی صفحه‌ی سفید می‌چرخند. یازده و پانزده دقیقه. یک ساعت و ربع از زمانی که گفته بود برمی‌گردد گذشته. پس چرا نیامده؟
ته‌مانده شناختم از او می‌گوید که او آدمی نیست که زیر قولش بزند. در این مدت کوتاه، به طرز ترسناکی فهمیده‌ام که زمان‌بندی‌هایش فقط یک قول ساده نیستند؛ یک قانون آهنین و وسواس‌گونه‌اند. تا به الان

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    0

    میگم نکنه ارام نقش بازی کنه یا تو همین خونه حافظش برگرده ولی بع اراد چیزی نگه اصلا قضیه تصادف چیشد یهو رفتیم سه سال قبل بعدش اومدیم از دیدم ارام دوماه بعد ؟💚

    ۲ روز پیش
  • سارا

    0

    نکنه خونه خودش ینی دارا رو بخاطره قضیه تصادف ارام ازش گرفتن اینجا هم خونه تارخ که میگه اون قفلش کرده مطب هم شاید بخاطر اینکه مال تارخ هست نتونستن بگیرن . واقعا من خیلی ذوق کردم از اینکه اون لحظه شبت ارام یادش بود 🤩ولی داره یه غلطایی میکنه بچم از عذاب وجدانه چیزی نگین بهش🥺💚

    ۲ روز پیش
  • Tara

    2

    وای آرام🥲 «منِ قبل از کما.. این قدر تنها بوده؟» اره عزیزم تنها بوده؛ وقتی خالقت تارا رو نیاره تو داستان همین میشه دیگه😌😂

    ۳ هفته پیش
  • مری

    0

    تارا کیه ؟؟

    ۲ هفته پیش
  • Tara

    0

    تارا منم عزیزم..خودمو میگم🤣(خودشیفته هم خودتونید)

    ۱ هفته پیش
  • Zeyn

    1

    چرا این همه داره دروغ میگه،خب یه روزی همه چی یادش میاد مرد

    ۲ هفته پیش
  • اکرم بانو

    1

    چرا نمیتونم تشخیص بدم آراده یا دارا؟این خونه کدومشونه؟

    ۲ هفته پیش
  • Tara

    3

    نگین سه روز نبودم چرا اینجا رو پارت بارون کردیی؟!؟!😱😭 البته بهتر زود زود میخونم انرژی یه هفته رو تخلیه میکنمم😭🤏🏻

    ۳ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    من که گفتم وقت، وقت پارت بارونههه😭

    ۳ هفته پیش
  • Tara

    3

    آرام درست با بچه رفتار کن که میزنمت بخدا😭😂

    ۳ هفته پیش
  • Tara

    4

    آرام قدر بدون آراد به باباشم چشم نمیگه😂😂

    ۳ هفته پیش
  • Tara

    2

    اخیی جمله ی خاص🥺 «شبت آرام» وایی پیشی های ملوسمم

    ۳ هفته پیش
  • Tara

    2

    بی تربیت اینجا سینگل نشسته.. ینی چی رو تخت خودم هان؟!

    ۳ هفته پیش
  • Tara

    2

    خاک بر سرت آراد.. شوهر من دوست جنس مخالف نداره چرا دروغ میگی به بچه؟😔😂

    ۳ هفته پیش
  • Tara

    2

    تارخ؟؟ این مرتیکه هنو زنده ست؟ البته چرا دارا باید از تارخ کمک بخواد؟ نکنه آراده؟ اه نگین ما از دید آراد میخوایم😭

    ۳ هفته پیش
  • Tara

    2

    عه آراد اومدی که😂 نمیدونی من چقد سناریو چیدمم

    ۳ هفته پیش
  • Tara

    2

    آرام خانوم توام نقش بازی میکنیاا.. هی جلو بچه چص میکردی بعد الان نگران شدی😔 اوخیی چقد گوگولی ان😭

    ۳ هفته پیش
  • Tara

    3

    آراد عزیزم کجایی؟ دقیقا کجایی؟ این بچه رو ول کردی کدوم گوری رفتی برادر شوهر؟!😔✨

    ۳ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️