پارت هفتاد و چهارم :
به ساعت دیواری روبهرویم خیره میشوم. عقربههای سیاهش مثل دو تیغه کند روی صفحهی سفید میچرخند. یازده و پانزده دقیقه. یک ساعت و ربع از زمانی که گفته بود برمیگردد گذشته. پس چرا نیامده؟
تهمانده شناختم از او میگوید که او آدمی نیست که زیر قولش بزند. در این مدت کوتاه، به طرز ترسناکی فهمیدهام که زمانبندیهایش فقط یک قول ساده نیستند؛ یک قانون آهنین و وسواسگونهاند. تا به الان
مطالعهی این پارت حدودا ۳۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
مریم
0چرا دیگه از نگاه آراد یا دارا نمیشه بفهمیم قضیه چیه 🤔❤️
۸ ساعت پیشدریا
2این همون اتاقی بود که دارا از همه زاویه ای و توی هر موقعیتی عکس گرفته بود..صدرصد اگه آرام ببینه تمام شکاش قطعی میشه!!
۸ ساعت پیشقابلمه قرمه سبزی
1اخ جوون اومدیم خونهه
۱۰ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
خونهی داراستها😂😂
۹ ساعت پیششیوا
0الان که گفتن تمام واقعیت فایده ای نداره خوب معلومه که باید اول حال جسمانیشبهتر بشه تا کم کم اماده شنیدن حقیقت بشه. خیلی عالی داره پیش میره کاملا منطقی👏👏
۱۷ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
چه کامنتها متفاوتن😂🤌🏻
۹ ساعت پیشJessica
3رفتار های دارا از بعد از اینکه آرام بهوش اومد واقعا یه جوری شده. داره از چشمم می افته. هرچقدرم جنتلمن باشه یا از ته وجودش آرام بخواد، اینکه اول رابطه انقدرر دروغ بسازه واقعا باعث میشه با سر بیفته تو چاه.من جای آرام باشم و حقیقت بفهمم واقعا حاضر نیستم به دارا اعتماد کنم.درکل عالی بود نگینن جونن🍓❤️
۱۸ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
فداتتت بشمممم❤️❤️❤️✨️
۹ ساعت پیشهاناکو
2من جای آرام ،قلبم برای آراد لرزید. دستش رو بوسید. این همه جنتلمن بودن و مشکوک بودن و روانی بودن طبیعی نیستت.
۱۹ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
اصلااا
۹ ساعت پیشهاناکو
0ببین..حرفم رو پس میگیرم، جدی نمیدونم آراده یا دارا. اما یه چیزی رو میدونم که ترکیب رفتار های دارا و آراد خیلیی باحاله
۱۹ ساعت پیشنگین
2دارا س ،چون اشاره کرد که عطر تلخ و اسپرسو و لباسای مشکی و یه سری چیزای دیگه،همین که دوستشون پیانو میزنع وی آی پی گرفته براشون
۱۹ ساعت پیشهاناکو
0آره ، وسط هاش فهمیدم! خیلی زود یهو کامنت گذاشتم باید از اول تا آخر میخوندم😂
۱۵ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
چه اسم زیبایی داری شما✨️
۹ ساعت پیشفاطمه زهرا
2ولی جدی این شخصیت آراد برام خیلی جدیده..تقریبا ترکیبی از دارا و آراد
۲۰ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
😭😭✨️
۹ ساعت پیشفاطمه زهرا
0یا خدا دارم میترسم..حتی نمیتونم حدس بزنمم چخبرهه
۲۰ ساعت پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
نگران نباش... تنها نیستی🤝🏻
۹ ساعت پیشRez
1وقتی گفت شبت آرام ریکشن من😭💖✨️ بعد دارا هم جوابش داد شبت آراد این دو جمله هیچوقت برام تکراری نمیشه
دیروز
نگین حلاف | نویسنده رمان
این دو جمله دلیل به وجود اومدن دنیای شبت آرام بودن✨️
۹ ساعت پیشRez
3آخخ دارا خان آرام گیر داده به اون در بدبختی تسلیت
دیروز
نگین حلاف | نویسنده رمان
تسلیت عرض میکنم🤝🏻
۹ ساعت پیشMobina
7این خونه آراد نیست بلکه خونه دارائه و بعد اون اتاق احساس میکنم همون اتاقیه که اطلاعات آرام رو چسبونده بود رو تخته و…🤔
دیروز
نگین حلاف | نویسنده رمان
ده امتیاز برای جواب درست به شما👌🏻✨️
۹ ساعت پیشلاله
1چرا آراد گفت دوسته صمیمی آرام پیانیسته؟اوناکه فقط درحد یک جمله ی اتاق گریم کجاست باهم صحبت کردن! نکنه آراد بخواد خاطرات ساختگی توی ذهن آرام درست کنه؟اصلا کی وقت کرد دوست پیدا کنه!دوست آرام فقط مهرداده که اونم خونه آراد به خونش تشنه اس
دیروز
نگین حلاف | نویسنده رمان
بگیم مهرداد هم بیاد؟😔😂
۹ ساعت پیشZ.k
3چقدر همه چیز مشکوکه🤔🤔 یعنی الان هم اراد هم دارا ،وای خدا گیج شدم😫😫
دیروز
نگین حلاف | نویسنده رمان
این گیجی فقط تا پارت بعد همراه شماست😔🤝🏻
۹ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

آرزو
0چرا دارا داره این دروغ میگه این دورغ گفتن اش کار دستش میدند،ولی باز اون جاهای که رمانتیک می شدند من پشت گوشی داشتم از *** ذوقی بودم میمیردم.