پارت پنجاه و نهم :
-شام خوردی؟
نیمنگاه گذرایی انداختم و تلخی کلمات را با یک “میل ندارمِ” کوتاه پس زدم، بیآنکه بگذارم نگاهمان برای لحظهای در هم تلاقی کند، پا تند کردم سمت اتاق باران؛ تنها نقطه از این خانه که هوایش برایم قابل تنفس بود. در نیمهتاریکی اتاق، باران با عروسکی در آغوش، تصویری از امنترین خواب جهان را ساخته بود. محتاط و بیصدا، تنم را در تنگیِ تخت کودکانهاش جا دادم. ریههایم را از
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
ریحانه
0❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۶ ساعت پیشماهرخ
0ای وای چی شد همه چی بهم ریخت ک
۷ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

ریحانه
0آدم سگ بشه دختر همچین مادری نشه واسه اینکه دست خودش رو نشه دیار بدبخت و خراب می کنه منکه میدونم این و شعله نقشه دارن برن سراغ دیار اگه پای شعله وسط نبود سرکار علیه واسه همچی دامادی نذر و نیاز می کرد ولی چون پای خودشگیره دست پیش گرفته پس نیوفته