پارت صد و هفتاد و هفتم :

_ خب می خوایی منو به کنیزی بگیر تا آخر عمرم تو خونه‌ ات کار می کنم این طوری بدهی‌ هام رو باهات صاف می کنم نظرت چیه؟
بعد لبخند گنده‌ ای بهش تحویل دادم و مشتاق بهش نگاه کردم.
دیدم با حرص یه قدم بهم نزدیک شد که باعث شد مردد یه قدم عقب برم.
وا این چرا قیافه ا‌ش همچین شد؟
مگه حرف بدی زدم؟
اردوان_ برای من می خوایی کنیزی کنی ولی برای اون قاتل‌ های قاچاقچی می خوایی عروس بشی؟
_ ی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت البرز در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه البرز
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
تصویر شخصیت نیکولو در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیکولو
تصویر شخصیت سونا در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه سونا
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    1

    احمق تر از دلوین ندیدم تو عمرم یعنی

    ۱ ماه پیش
  • المیرا

    0

    یا خدا ، مرد مخفی چرا جنی شد؟ دلوین گفت چند ماه از اون شبی که بچه رو تحویل داد و رمانتیک بازی هاش با مرد مخفی گذشته. یعنی تو این چند ماه چی شده؟ چه اتفاق هایی افتاده؟ مرد مخفی چیکار کرده که بوسه هایی که واسه دلوین لذت بخش بود حالا عذاب آور شده؟ باورم نمیشه مرد مخفی رو دلوین چاقو بکشه و تو خو

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    تو خونه دنبالش کنه. وای خدا فشارم افتاد. این دیگه چه پارتی بود؟ این چه سمی بود؟ این چه اسیدی بود؟ واقعا اعصابم و خرد کرد. ی اخم گنده بین ابروهامه.

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    دلوین بتمرگ تو عمارت دیگه. یارو رو روانی کردی به جون خودت انداختی. نه به پارت قبلی که از مرد مخفی داشتیم، آهنگ میخوند میبوسید، نه به این پارت که چاقو میکشه و دنبالش میکنه و فریاد میزنه

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    ولی خدا شاهده ی جوری این پارت ترسیدم، ی ترسیده رگ هام تزریق شد که تا به حال با خوندن هیچ پارتی اینجوری نشده بودم. موهای تنم سیخ شد. دستم یخ کرده

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    وای دقیقاا 💔 من همیشه خودم رو جای شخصیت رمان میذارم و ای کاش اینکارو نکنم چون واقعا استرسی شدمم

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    من به طرز خیلی مسخره ای قلبم هول شده🤦 ♀️🤦 ♀️😐لعنت بهت رلوین کاری کرد مردمخفی براش چاقو بکشه باورم نمیشه😐😐💔🤦 ♀️

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    واقعا استرس گرفتم و هنوزم وقتی یادم میوفته و حسشو درک میکنم جدی جدی ضربان قلبم میره بالا انگار خودم اونجام 💔🥲

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    حق داری منم اینطوریم🤦 ♀️اینبار بدبخت شد

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پارت های دردناک و همینطور فاجعه های هولناک زیادی داریم نباید که تا این حد بهم بریزید من واقعا معذرت میخوام فکر نمیکردم این پارت تا این حد روی روحیتون اثر بذاره

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    نه بابا گلم، معذرت خواهی واسه چی. تو تاج سر مایی. خودمون و آماده میکنیم واسه پارت های دارک اینده. همین که گفتی پایان رمان خوشه واس من یکی کافیه😎💞💙💖💗🧡بوس بهت

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره عزیزم خیالت راحت پایان رمان خوشه خوشحالم که کنارم هستید

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    این چه حرفیه دختر خوب اتفاقا این یه هنره که ذهن چندین نفر رو به صورت همزمان درگیر کردی 🫠 تو همینجوری ادامه بده ما راضییم 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    آخی عزیزم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    این پارت فوق العاده بود نگران روحیمون نباش فقط بنویس🤣

    ۲ ماه پیش
  • سارا 8

    0

    بیا پارت بعد چنان به روحیه امون اهمیت داده بزرگوار که تا عمر دارم باید ممنونشم باشم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    چشم😂فاطمه جون پارت های خیلی بدتری در راهه از همین الان روحیتون رو قوی کنید

    ۲ ماه پیش
  • علیا

    0

    من کف دستام سرد شد از ترس💔خیلی ترسناک بود خط به خطشو میخوندم و میترسیدم هی میگفت الهی فرار کنی یهو گیر افتاد وحشت زده فقط میگقتم خدایا بهش رحم کن کف هردو دستم سرد سرد شده

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم🥺

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    0

    من هنوز دارم میلرزم الان تموم کردم پارتو

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزمعزیزم🥺🫂باید برای خیلی چیزا خودتونو اماده کنید توی صفحه اصلی سایت هم نوشته شده این رمان یه سری صحنه های دلخراش داره که هنوز اون صحنه ها به گرد پای صحنه های شکنجه و دردناکی که قبلا توی پارت های قبل خوندید هم نمیرسه

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    چشم گلم. آماده میکنیم خودمونو. الان که دارم فکر میکنم پیاز داغش و زیاد کرده بودیم🤣. ایشالا اتفاق خاصی نمیوفته پارت بعد (فقط دلوین به فنا میره)

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    طبیعیه اون لحظه زیاد تحت تاثیر پارت و جوش قرار گرفتین به خاطرهمین اینطور رفتار کردین عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره متاسفانه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    حالا ببین وقتی خودم داشتم مینوشتمش چه حالی داشتم🙃حالا بذار پارت بعد بیاد یه اتفاق نه چندان قشنگ میوفته که برای خودمم نوشتنش شکنجه اور بود

    ۲ ماه پیش
  • شکیلا

    0

    ن گفت چند ماهه از فرار قبلیم میگذره🤦 ♀️وای یعنی چه خبره

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    اون شبی که بچه به دنیا اومد یکی دو شب از فرار و قطع برق دیوار می گذشت. البته اگه بگیم اون فرار قبلیش بوده باشع و بعد اون دیگه فرار نکرده باشه

    ۲ ماه پیش
  • شکیلا

    0

    نه دیگه همه چی داره به ترتیب پیش میره وقتی دلوین فرار کرد ۴ شب بعدش اون بچه به دنیااومد و الان طبق حرف دلوین چند ماه از اون شب گذشته

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    منم همین و گفتم دیگه گلم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره عزیزم همه چی به ترتیب داره مطرح میشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    وقتی دلوین فرار کرد چهار شب بعدش قضیه اون بچه وسط اومد و بچه به دنیا اومد و این اتفاقی که توی این پارت خوندید برای یه ماه بعدشه( دلوین خودش مطرح میکنه)

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    از طرفی حواستون باشه وقتی که دلوین و اون ماجرای پسربچه ( که به نظرم بهتره به هیچ وجه اون پسربچه رو فراموش نکنید😉) اتفاق افتاد دلوین هنوز مردمخفیو نبخشیده بود فقط دوباره تحت تاثیر اون نزدیکی ها و حس و حال گذشته قرار گرفت

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    چرا جنی شد؟ المیرا دیدی که چندین بار بهش فرصت عقب نشینی داد اما نکرد هربار گو زد به همه چی😬😬دیگه اینبارو حق میدم به مردمخفی

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    متاسفانه حق با هردوشونه عزیزم نمیشه قضاوت کرد

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    امیدوارم با همون چاقو تیکه تیکه اش کنه 😐البته ن اگه این کارو کنه رمان تموم میشه😐💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب🤭

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    فکر کنم دیگه به عشق مرد مخفی و دلوینم نباید اعتماد داشته باشیم و از این به بعد دهنشو سرویس می کنه . ینی حتی شاید تا آوردن وارثم پیش برن که اذیتش کنه

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    دیگه تموم شد عشق بی عشق تمام اون تهدیدا عملی میشه نسبت بهش سنگ میشه و حتی شاید به زور وارث دارش کنه

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    آره منم همینو میگم . . حتی شده برای اینکه فقط دلوینو اذیت کنه قطعا اونکارو میکنه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    من دیگه در اون حدم هیولا نیستم 😩

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    باهات موافقم دنیا💔🫠قطعا حامله اش،میکنه🫠💔💔

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    فائزه منم باهات موافقم ولی لحنت خیلی بد بود وسط جدی بودن و استرسی بودن خندم گرفت لنتی 🥲😂💔

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    لعنت بهت خودمم خندم گرفت😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره منم همینکه وسط اون همه کامنت یه همچین کامنتی دیدم خنده ام گرفت😂

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    من میدونستم انقدر دوست دارین دلوین ازم بچه دار شه انقدر لفتش نمی دادم سریع میرفتم رو کار😩😂

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    منظتظر بودیم ولی نه اینطوری🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    حالا صبر کن زیاد هم عجله نکن 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    من چرا خندم گرفت😂🤦‍♀️

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همه چی مشخص خواهد شد که قراره چه اتفاقی بیفته (خیلی زود)

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    چیزی نیست فقط دوران pms شروع شده واسه همین اینطوری رفتار کردم از اونجایی که من همیشه از نظر مغزی pms 🗿

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    حالا من یه تقلب کوچولو بهتون برسونم ( که شرمنده باعث میشه ماجرا اسپویل بشه) ولی دلوین بعدا خودش مطرح میکنه که چند ماه نبوده و فقط یه ماه بوده چون هنوز توی فصل بهار هستن از طرفی اتفاقی افتاد که باعث شد انقدر زمان براش کند بگذره که یه ماهو چندماه بشماره:)

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    دمت گرم، بازم اسپویل کن برامون😎🤣

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باشه😂سعی میکنم

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    پارت جدید نداریم؟

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    قشنگم متاسفانه دیروز نتونستم ویرایش نهایی پارت رو بزنم اما امشب سر تایم منتشر میشه و حتی به عنوان جبران تایم بیشتری رو بهش اختصاص میدم و طولانی تر منتشر میکنم

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    مرسی عزیزم عالی

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بمونی برام گل قشنگم

    ۲ ماه پیش
  • Sara

    0

    لطفا پارت بعدو زودی بذار دختر 😭 من با این پایان نمیتونم آروم بشینم قلبم تو دهنمه باورم نمیشه مردمخفی براش چاقو کشید نه نه نه واقعی نبود نهه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    چشم قشنگم سر تایم منتشر میشه

    ۲ ماه پیش
  • Ava

    2

    این پارتو میذارم با پارت امشب میخونم که دو پارت داشته باشم😂🥺خیلی اعتباداوره رمانت به شخصه عاشقشم و به همه دوستام لینک رمانتو دادم❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • مینا

    0

    من حتی به فامیل هم معرفیش کردم😂😐

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باعث افتخاره عزیزم ممنونم

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    بخون قراره حالتو بگیره 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋هرجور راحتی عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • شیما

    0

    بابا اینقدر از مرد مخفی بد نگین من دوسش دارم🫠

    ۲ ماه پیش
  • Ava

    0

    فعلا عین عزرائیل دنبال دلوین بیچاره افتاده اونم با یه چاقو میخوایی تشویقش کنیم؟😂اکثرا فن مردمخفی هستیم و عاشقشیم اما این پارت کاری کرد که دیگه واقعا ازش بترسم و حتی به این فکر کنم که مبادا واقعا بخواد بهش اسب بزنه

    ۲ ماه پیش
  • شیما

    0

    نمیزنه من مطمئنم 🙂 ↕️

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    فعلا مردمخفی بدجور به سیم اخر زده🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    وای وای وایی. . بابا گیری افتادیماا مرد مومن از تو خوشش نمیاد خب بزار بره دیگهه😭💔

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    خب گذاشت ولی در قفل بود😂😂💔

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    لاشخور خودش درو قفل کرده بود مطمئن بود دلوین لجبازی می کنه . من برام سواله دلوین که می دونه همه چیز از زیر نگاه این بشر رد میشه چرا نمیشینه یه جا 🥲💔

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    بگو اخه زن چه قدرتی مقابل این بشر داری که این کارو میکنی😐😬

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    متاسفانه متاسفانه یه حقیقت تلخ وجود داره. اونم اینکه وقتی آدما میفهمن دوسشون داری یا براشون احترام قائلی دو سه بار خردت میکنن و شکنجه ات میدن اگه ازشون بگذری که هیچی عادت میشه براشون و فکر میکنن حرفایی که میزنن عادیه و کار خاصی انجام نمیدن ولی اگه جوابشون رو بدی مثل الانِ ما انتظار ندارن و شوکه میشن

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    دلوین هم تا این بدبختو روانی نکنه و از خودش متنفر نکنه ادم نمیشه

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    دقیقا وای واقعا درکش نمیکنم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    هر کسی برای کارهایی که انجام میده یه منطقی داره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره متاسفانه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    به مردمخفی میگی لاشخور؟😂

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    الان که فکر میکنم فقط یکم ناراحت بودم وگرنه مرد مخفی داداشمه😂🤙🏻

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خیلی هم عالی😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    کثافت میدونست در قفله گفت اگه جرات کنی بازش کنی میتونی بری😂💀

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    ها بخدا من مطمئن بودم یه نقشه ای داره وگرنه اینقدر راحت نمیگفت برو 🥲😂

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    منم گفت برو چشام شد قد توب گفتم جانم؟ بره؟ واقعا؟؟!!

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره وگرنه به این راحتی اجازه نمیداد

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    آدم های خودخواه متاسفانه این حرف ها حالیشون نیست( دنیا قشنگم یه سری جواب ها به المیرا دادم توی کامنت ها حتما اونارو بخون) دیگه نمیتونی بگی کامنت هایی که بچه ها میگن کیانا راهنمایی کرده من ندیدم😂بیا خودم علنا گفتم

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    دارم میخونم قشنگم 😁🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    وای بچه ها میدونین چی یادم اومد؟ اون پارتی که مرد مخفی میگفت اگه عشقم بهت خاکستر بشه حلقه رو به دستت جوش میدم، شبا جیغت و در میارن و فلان. یا حسین

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    المیرا چرا داری هم خودتو شکنجه میدی هم مارو😭تو پارت به اندازه کافی شکنجه شدیم به جون خودم من هنوز بدنم مور مور میشه و بدنم سرده

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    1

    تو نمیدونی چه خیانتی به من شده امسب، من بچه های این دو تا رو تو خواب هام میدیدم. انقدر اعصابم بهم ریخته مطمئنم شب نمیتونم بخوابم

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    من فعلا تو فکر چاقوی دستشم:) باورم نمیشه ن نباید اینطوری میشد

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    قشنگم هنوز چیزی که تموم نشده صبر داشته باشید

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺🤦‍♀️

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    کارش تمومه🫠بهش گفت کاری میکنم التماسم کنی اندازه حیوون برات ارزش قائل باشم🫠بدبخت روانی شده

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    بچه ها تو این مدت صابرو دست کم نگیرین منظورم همین چند وقت که این اتفاق بین مرد مخفی و دلوین افتاد،صابر تنها کسی بود که می خواست مرد مخفی برای دلوینم بشه همون سادیسمی که بود،یک اتفاقی افتاده که بزودی روشن میشه ،،اردوان پسرم بزودی میاد دلوین نجات میده نگران نباشین ،من چشم دلم روشنه 🤗😁😂

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    یادتون چند پارت قبل به صابر گفتم بیا رییستو جم کن دست از سر دلوین برداره ،،فکر کنم صدامو شنید 😱😬یا یک مرده موقع فرار قبلی به صابر گفت بیا بریم دختره گناه داره،شاید یکسری از چهره مرد مخفی که دوست نیست و پشت قضیه بوده برای دلوین روشن شده ،،بالاخره خره پسر من خیلی جاها می ره😉قربون قد بالاش بشم من

    ۲ ماه پیش
  • علیا

    0

    اتفاقا من وقتی اون مرده همچین چیزی گفت حدس زدم یکی از ادمای اردوانباشه اما اگه ادم اردوان باشه قطعا تا الان نجاتش میدادن

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    یاواش یاواش😉،پسر منو دست کم نگیر عزیزم ،همه کارهاش با برنامس،،دیدی که به بهراد مهبد گفت خودم حلش میکنم می دونم چیکار کنم 😌،،فداش بشمه منه قربونش بشمه منه 🥰🥰💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    1

    سعیده من حس میکنم صابر داره از شنیدن صدای داد و بیداد مرد مخفی و جیغ دلوین لذت میبره و تخمه میشکنه🤣. آخه از همون اول هم چشم دیدن دلوین و نداشت

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    خدا کنه اینطور باشه پیش ویولا نباشه😂💔

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    نگران چی هستی آخه؟ خرجش ی گلوله ست. اگه پیش اون دختره باشه خودم جنازه جفتشون و واست میفرستم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    المیرا گنگستر میشود

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🙃

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اینم حدس خوبی بود😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بله اردوان نباید دست کم گرفت اردوان کم کسی نیست

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    شاید وسط همین درگیری ها یکهو اردوان سر برسه و نجاتش بده

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    کاش یادم نمینداختی🤦 ♀️😶

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    3

    میدونی از چی می سوزم ؟! اینکه ایندفعه حق با مرد مخفیه

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    2

    دقیقا😭😫 وای خدا

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    سلام سلام ،مخصوصاً به کسایی که فن مرد مخفی بودن پارت های قبل داشتن غش ضعف میکردن 😏😏

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    سعیدهه 😭 جدی یعنی تو باور نداری که دلوین از یه سری لحاظ هم به اردوان میاد و هم به رادان ؟! 🥲😂

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    1

    نه دیگه سعیده فقط طرفدار پسر خودشه فقط اردوان😂

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    آخه مشکل اینجاست منم فن اردوانم 😂💔

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    منم فن اردوانم ولی فن مخفی هم هستم😂من نخودیم

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    دقیقا منم مشکلم همینه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خب این پارت باید بیشتر به دلت مینشست😂

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    من فعلا تکلیفم با خودم مشخص نیست 😩😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    فن هر دو باش اشکالی نداره

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    آفرین حنانه جونم ،،فک کنم چایی باید بریزی دور 😂چون دلوین برگشت به آغوش اردوان 😁😂میرم همون خواستگاری دلوین ،ببخش عزیزم با احساسات بازی کردم شرمنده 😔😉🤗🤣

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    نه سعیده نکن آهم دامن خودتو و پسرتو میگیره من حتی اسم بچه هامونم گذاشته بودم نامرد😭😭🤣

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اخی عزیزم🥺ناراحت نشو خودم یه کیس بهتر برات پیدا میکنم😂

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    ولی سعیده، اردوان ی مرد فسیل مغزه. یعنی میتونه قبول کنه دلوین قبلا با داداشش بوده و رابطه داشته؟ البته خود اردوان هم دمش گرم کم کار نبوده و حرمسرا راه انداخته. این به اون در. اگه مرد مخفی دلوین و زنده گذاشت، میدیمش به اردوان برن با هم زندگی کنن.

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    هبچ جوره این قضیه حرمسرارو قرار نیست فراموش کنی نه؟🥲🤣

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    نه🤣🤣🤚. مگر اینکه پاپوش باشه. اون وقت شاید

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خوبه حداقل یه راه بازگشت هم گذاشتی 🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نه متاسفانه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اینو بعدا متوجه میشید

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب چرا دلشو میشکنی😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂👍

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    فقط اردوان ،،🥰🥰پسرم سر داشته هاش با کسی شوخی نداره،،خودش گفت میاد مرد مخفی پودر می کنه باهاش نون میپزه ❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    شاید باورت نشه منم همین نظرو دارم😂💔🤦🏻 ♀️

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    کدوم نظر ؟ این که اردوان با مرد مخفی نون میپزه؟

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    کاش میشد زن هر دو تا میشد اینطوری خیلی بهتر میشد😂😐

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    وای ارهه کاش نصفش کنن که به جفتشون برسه 😂🗿

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    راهکار خوبی بود😂

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    سعیده الان وقت کوری خوندن توهه😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    سعیده جونم زودباش الان فن های مردمخفیو بکوب قشنگ😂

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    ما خودمون دیشب تبدیل به کوبیده شدیم. ی دور هم سعیده ما رو بکوبه آش میشیم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    سلام گل قشنگم خوبه حسابی حال کردیا😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    منم دقیقا همین فکرو دارم

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    هعیی گن زد سیسی گند . هم اعتماد مرد مخفی و از دست داد هم دیگه اینم با بقیه براش فرقی نمیکنه و قراره پارش کنه

    ۲ ماه پیش
  • مینا

    0

    همه چی تموم شد از این به بعد ظللم ترینه در حقش🤦 ♀️

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    چه حقی ؟؟یعنی حق داره دختر مردمو ببره یک کشور دیگه حبسش کنه ؟همه *** کارشو ازش بگیره بعدم بگه همینجا میمونی بچه میاری خانمی عمارت می کنی دلوین زیر بار حرف زور نمیره فکر کنم تاحالا متوجه خصوصیات رفتاریش شده باشین 🧐منکه اصلا بهش حق نمی دم ،،دلوین حق انتخاب زندگی داره یک آدمه باید آزاد باشه

    ۲ ماه پیش
  • لیام

    1

    دقیقا من به خاطر همین از مردمخفی خوشم نمیومد چون اصلا صدای دلوینو نمیشنید

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    ببین همه ی حرفات درسته ولی اینجور که پیداست دلوین هیچ راه برگشتی برا خودش نذاشته و هیچکسو نداره درسته اردوان و بهراد دوسش دارن ولی خب مرد مخفیم حمایتش میکنه خدایی 🥲 درسته اسیره ولی هواشو داره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره همه جوره شانس هایی که داشت رو سوزوند

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره دقیقا

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    درواقع حق با هردوهه فقط متاسفانه حرفای همو نمیفهمن

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    آره دیگه . مرد مخفی نمیتونه به دلوین ثابت کنه که دوسش داره و همش بد اخلاقه و مشکل پیش میاد و از طرفی دلوینم همش سر لجبازی هاش با مرد مخفی و علاقه ای که به اردوان (ظاهراً) داره همش به مشکل بر میخورن 🤦🏻 ♀️ حرف همدیگرو نمیفهمن

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره🙃ببینیم بالاخره به جایی میرسن که بشه حرف همو بفهمن

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم چه خوب که توی این اشوب یه همچین چیزی هم یادت افتاده المیرا جان

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    رادان و مردمخفی به کنار. دوقطبی فقط خودم🤣. کامنت هام اولای این پارت : نگرانی،ناراحتی، اعصاب خوردی،افسردگی. کامنت هام آخرای پارت : چرت و پرت، شوخی با کیانا و صابر، بازم چرت و چرت😭😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اشکالی نداره عزیزم 😂 اصلا من از عمد پارت نذاشتم که حالوهواتون عوض بشه بعد بذارم( شوخی میکنم واقعا نرسیدم ویرایش بزنم😂)

    ۲ ماه پیش
  • شیما

    1

    چرا همه از رادان بد میگیدد رادان خیلیی خوبه🙂 ↔️

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    کی جرعت کرده از رادان بد بگه؟ رادان بنده خدا فقط یکم بی اعصابه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    و همینطور وایب خون اشام داره😂😍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    راجب مرد مخفی دارن بد میگن ولی خب رادان هم بیشتر بشناسن انتخاب براشون سخت تر خواهد شد

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    1

    کاشکی ی هفت تیر داشتم. یدونه تو سر دلوین یدونه مرد مخفی یدونه اردوان یدونه مهبد یدونه سهراب یدونه مهسان و یدونه خودم خالی میکردم

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    ای کاش همه شخصیت ها میمردن فقط الیزا زنده میموند🤧😂🗿

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خیلی خیلی روی الیزا گیر دادیا😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نظرت چیه یه تیر تو سر من خالی کنی؟ اینطوری همه چی کلا تموم میشه😂

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    وای نه من غلط کنم. تازه پیدات کردم. میخوام بقیه رمان هاتم بخونم مثلا دختران ربوده شده حتی اسمش هم داره وسوسم میکنه.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دختران ربوده شده رو بذار وقتی روی سایت دنیای رمان اومد شروع کن عزیزم نسخه جدیدش بهتره ولی خب بقیه اثارم با لینک دانلود داخل کانال هام هست

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    منی که میگفتم پارت بعدی رو نمیخونم الان منتظر پارتم

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    1

    وای المیرا منم منتظرم البته هرشب منتظریم ولی امشب بااون اتفاقای ترسناک پارت قبلی برای امشب دل تو دلم نیست

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    1

    حتی منِ بدقولم منتظر موندم بخونمش باهم حرف بزنیم ولی مثل اینکه خبری نیست 🥲🫠

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    دنیا داره خوابم میگیره🤣😭😭

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    منی که خوابیدم :) 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    کار خوبی کردی😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    1

    من که حسابی استرس دارم😂

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    من خسته بودم خوابیدم 🥲

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • یلدا

    0

    اره نذاشته متاسفانه هنوز

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    امشب سر تایم روی سایته

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    خیلیم عالی 😁 بریم ببینیم چی فراره سرمون بیاد

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    1

    نکنه پارت نداریم امشب؟

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    1

    نمیدونم یعنی ممکنه؟

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    آخه تا الان باید آپلود میشد. شاید کیانا کاری واسش پیش اومده. من چند دقیقه دیگه میرم بخوابم اگه پارت نیاد

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    وای نه دقیقا باید این پارت که نفس همرو گرفته باید براش کار پیش میومد

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    توصیح دادم قشنگم امشب با یه پارت طولانی جبران میکنم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره عزیزم همینطوره یه کاری پیش اومد نتونستم پارت رو ویرایش بزنم وگرنه پارت نوشته شده. امشب سر تایم منتشر میشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    امشب خواهیم داشت

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم صبور باشید

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    متاسفانه نشد منتشر بشه اما امشب پارت خواهیم داشت

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    مرد مخفی اگه به دلوین *** کنی، امیدوارم وارثت به هومان بره و کور باشه. یا اصلا تا آخر عمر هرچی بچه میاری دختر بشه. آهان ی گزینه بهتر عقیم بشی که اصلا نتونی بچه دار بشی.

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    المیرا الان باید بگم الهی امین ولی نمد چرا پوکیدم از خنده🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    حق داری 🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب😂الان بیشتر شبیه دشمن مردمخفی تا فن

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    شوخی میکنم😂. آخه میدونی اون شب انگار کامنت هام خیلی غم داشت، گفتم جو عوض شه.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خیلی هم عالی عزیزم اشکالی نداره همه همین بودن

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    بچه ها ، دلوین گفت از آخرین فرارم چند ماه میگذره. شاید بازم فرار کرده باشه یعنی بعد اون کافه منظورمه. شاید اردوان و بهراد ی سرنخ هایی ازش پیدا کرده باشن. نمیدونم، حسم میگه این همه تغییر توی رفتار جفتشون بخاطر یک سری اتفاقات که افتاده هستش. نه تنها دلوین دیگه اون نیمچه علاقه رو به مرد مخفی نداشت ( ب

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    ( ببینید بچه ها پارت های قبلی دیدیم دلوین چقدر کنار مرد مخفی متفاوت بود، وقتی لمسش می کرد مقاومت نمیکرد، از بوسه لذت می برد، حتی ی جا گفت بدش نمیاد اون شب لذت بخش تکرار بشه. ولی این پارت گفت میخواد با بوسه عذابم بده. ) از طرفی مرد مخفی هم خیلی متفاوت شده بود(کسی که آهنگ میخوند، نوازش می کرد و

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    می بوسید، کسی که مارشمالو کوچولو صداش میزد. حالا براش چاقو میکشه و تو عمارت دنبالش میکنه. ) یعنی چی آخه؟ حتما ی سری اتفاقات افتاده که جفتشون و تغییر داده. من میگم شاید دلوین با مرد سایه ها که صحبت می کرد متوجه شد که مرد مخفی و دوست نداره یا شاید این رفتارها بخاطر کارهایی باشه که اردوان و بهراد

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    اردوان و بهراد کردن. در هر صورت مطمئنم کلی اتفاق افتاده که ازش خبر نداریم. فقط مطمئنم دیگه عشق و علاقه ای بین این دو تا نمیمونه بعد امشب.

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    مردمخفی تبدیل میشه به همون چیزی که قبلا کلی تهدیدش میکرد نذار به اون نقطه برسم🥲ولی اره قبول دارم قطعا یه چیزایی شده🥲

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    بهراد جان مادرت بیا این دختره رو نجات بده. صابر کدوم گوریه؟ فائزه بگو بیاد افسار این مرتیکه رو بکشه

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    میگم المیرا یه حقیقتی هست باید بهت بگم دختر🫠الات لبخندم مخو شد خواستم اینو بگم انگار واقعیه🥲حس میکنم صایر پیش ویولاست💔

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    پس باید یکی از تیرهای هفت تیری که دیشب گفتم و واسه صابر کنار بذارم. کسی حق نداره به دوست من خیانت کنه. صابر بیخود کرده رفته پیش ویولا. خجالت بکش مرد دختره ۱۵ سالشه تو سن اسب کوروش و داری.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    المیرا😂😂خیلی خوب بود این کامنتت خوشحالم دوباره دارید شوخی میکنید و سر به سر هم میذارید

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    وای من عاشقتم همین کارو بکن اصلا باهم میریم گردنشو میشکنیم🥺البته دلمم نمیاد واقعا دوسش دارم خیلی تایپ منه صابر

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍ولی خب باید برای خیلی چیزا خودتو اماده کنی فائزه جان

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    صابر خودش مخالف دلوینه بیاد که بدتر میشه😂

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    دقیقا. من دیشب هم گفتم. جوش دادن حلقه و بزور هم بستر شدن و وارث آوردن و .. . خدا خودش رحم کنه.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    👍👍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پارت بعد مشخص میشه کامل

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    قشنگم یادت نره که توی همون پارت مردمخفی چند بار به دلوین فرصت عقب کشیدن داد

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پارت بعد جواب سوالتو میگیری

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    وای چرا پارت نداریم🥲لحظه مهمش بود

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    خیلی استرس دارم احتمالا داره کشنده ترش میکنه😂😂😐😐

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    یه خورده بله😉

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دیروز مشکلی پیش اومد که نشد ویرایش نهایی پارت رو بزنم عزیزم ولی امشب منتشر میشه و حتی تایم طولانی تری هم خواهدداشت

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️