پارت صد و هفتاد و ششم :

_ آدرس‌ رو بهت میدم اما اگه بخوایی بری منم باهات میام... نمی ذارم تنها بری.
اردوان_ ممنون بنده به بادیگارد نیازی ندارم.
_ تو بری میکشنت.
اردوان_ مرد به این گندگی رو میتونن بکشن اما جغله نیم متری مثل تو کشته نمیشه نه؟... خنده‌ داره تو قراره از من محافظت کنی؟
_ نه... رفتارش با من خوب بود قطعا بلایی سرم نمیاره.
اردوان از این حرفم جا خورد.
خواستم بهش بگم شبیه نامزد داداششم اما جرØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت البرز در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه البرز
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
تصویر شخصیت نیکولو در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیکولو
تصویر شخصیت سونا در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه سونا
آخرین نظرات ارسال شده
  • جیران

    0

    وای نیکولو خیلی جذابه کراش زدمم😭🤌🏻ولی مشخصه شخصیت دارک و منفی داره🤣💔

    ۱ ماه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    الان مرد مخفی همین چشم ابیس ولی تو یجا مرد مخفی گف چشم ابرو مشکی دوست داشتی مگه من نبودم الان چوکاره؟😂🤦 ♀️

    ۱ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    سلام مطهره جون خوبی نه عزیزم اون قسمت منطورش یه چیز دیگه بوده بذار جلوتر بیایی میفهمی مردمخفی چشم رنگیه

    ۱ ماه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    فداتشم تو خوبی زیبا اهان مرسی گل ❤️

    ۱ ماه پیش
  • سیمین

    0

    این حجم از پنهان کاری اطراف اردوان داره منو دیوونه می کنه؛ آدم های مسلح، بچه ها، ارتباط با خلافکارها، غرامت چند میلیاردی.. بعد هنوز میگه شرکت دارم؟ 😭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • فرناز

    0

    دلوین هنوز فکر می کنه مشکلش فقط سه میلیارد و نیم پوله، در حالی که به نظرم مشکل اصلیش اینه که وسط یه بازی خیلی بزرگ تر از قدوهیکلش افتاده

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره عزیزم متاسفانه درگیری ها و چالش ها از اینجا کم کم شروع میشه

    ۲ ماه پیش
  • Ava

    2

    حس می کنم پارت های بعدی قراره کم کم رابطه اردوان با اون دنیای خلاف رو رو کنه، چون دیگه تعداد نشونه ها زیادی زیاده که بگیم تصادفیه.

    ۲ ماه پیش
  • ملینا

    2

    آره دقیقا خیلی داره هیجانی تر میشه داستان دلم میخواد کل رمان رو داشتم بیست و چهاری میخوندم تموم میشد نفس راحت میکشیدم😂

    ۲ ماه پیش
  • Ava

    0

    من توی *** بهش پیام زدم گفتم به جون خودم هر چه قدر قیمت روی رمان بذاری پرداخت میکنم اما رمانو کامل برام بفرست و قول میدم زیر پارت ها ماجرارو اسپویل نکنم اما گفت نوشتنش تموم نشده😭این رمان ارزش یه میلیون هم داری از بس ذهنو درگیر میکنه یاد یه نویسنده خارجی هست اثار دارک و رازالود مینویسه این رمان م

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم تایپش تموم نشده وگرنه کامل روی همین سایت میفرستادم

    ۲ ماه پیش
  • َAva

    0

    این رمان منو یاد اثار شاهکار اون نویسنده میندازه من کلی رمان وی ای پی دارم که میخونم اما هیچ کدوم به اندازه این یکی بهم حال نمیده(دیگه اینکه هر شب پارت طولانی داریم بماند😍😁) ولی در کل اره منم خیلی کنجکاوم و دوست داشتم کاملشو داشته باشم

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    من همیشه سریال های ژانر رازالود و معمایی میخوندم با رمان حال نمیکردم اما این رمان نظرمو تغییر داد

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    چه خوب😍😎

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم میدونم عکسشو توی تلگران فرستادی😍😁

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂😍🫂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • Ava

    0

    از طرفی من حدسم اینه اردوان واسطه است بااونا خودش نمیتونه یه خلافکار باشه💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • ثنا

    0

    من الان بیشتر از خود مجسمه دنبال جواب گذشته مهسانم. اون چند جمله ای که گفت خیلی مشکوک بود👀

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    2

    این پارت به این نتیجه رسیدین اون که از ماشین پیاده شد اردوان نبود؟😁

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    3

    من که میگم این داداش اردوان که باهم قهرن خیلی شبیه اردوانه و اونی که از ماشین پیاده شده داداش اردوانه و دلوین کم کم داره همه چیزو می فهمه به خاطر همین وقتی داشت تعریف میکرد اردوان یه جوری شد

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    من میگم اردوانه در هر صورت 🤦 ♀️💔

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    نهه آخه مگه از اونجا تا خونه ی اردوان چقدر فاصلس که اردوان هم اونجا باشه هم خونه. ببین این کارا و حرکات حتما مخصوص داداش اردوانه که اردوان با توضیحاتی که دلوین داد فهمید کار کارِ خودیه 😂

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    خب تهرانه دیگه تهران خیلی بزرگه و فاصله زیاده ولی خب اره اینم هست :/

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اینم میتونه یه جورش باشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    اصلا حرفا و رفتار های اردوان باهم جور نبود نه میشه گفت اردوان بود نه میشه گفت اردوان نبود

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    اگه بخوام باهات رو راست باشم منم نظرم همینخ 😂

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    گیج شدیم رفته😂کیانا هم داره حال میکنه😂 اصلا کیانا کجاست از ریپلایی هاش چیزایی دستگیرم میشه🤪

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    دقیقا از « باید چی میشه قشنگم 😌🤍» چه نتیجه ای میگیری به مام بگو 😂😂

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    اره اکثر وقتا اینو میگه😂😂 ولی یه چیزای دیگه هم میگه که الان کامنت منو ببینه دیگه نمیگه😂😂

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    وای من همیشه اون کامنتایی که راهنمایی ریز میکنه رو نمی بینم بعد اکثر بچه ها میشینن میگن اره کیانا اینو گفت اونو گفت در صورتی که من پیدا نمیکنم و چقدر فشار میخورم از این بابت 😂💔

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    اخی عزیزم 😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    یه سری کامنت ها هست که با اون جوابی که من میدم یه جور راهنمایی برای بچه ها میشه و خودشون بزرگ ترش میکنن و میگن من گفتم😂😐

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    بعضی از بچه ها که تجلیل میکنن ریپ میزنه یه چیزایی میگه خدایی بخونی یه چیزایی متوجه میشی ولی خب پارت بعد همه چی به فنا میره😂😐البته خیلی وقته جواب کامنتارو نداده

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    اره دلم براش تنگ شده

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیز دلم من هر شب سعی میکنم کامنت های همتونو بخونم فقط جواب دادن میمونه که هر وقت تایم داشته باشم میام جواب میدم منم بهتون عادت کردم و هر پارت که میذارم منتظرم دوباره با هم تعامل داشته باشید و راجب پارت صحبت کنید

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اخه قشنگم بستگی به کامنتی داره که گذاشته شده مثلا چندین پارت قبل که یگانه راجب اون مردی که پیاده شد حرف زد منم جواب دادم یه سری کامنت ها هست واقعا میبینم طرف داره خیلی خیلی به بیراهه میره مجبور میشم یه راهنمایی کنم یا سوال میپرسن جواب بدم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    وگرنه من بینتون فرق نمیذارم هرچند این بار تصمیم گرفتم همه کامنت ها رو جواب ندم فقط یه سری جواب بدم چون من جز باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍چیز دیگه ای نمیگم😂از طرفی حچم کامنت ها بالاست نمیرسم به همه جواب بدم ولی همه رو میخونم و هرکدوم لازم باشه به ترتیب جواب میدم

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    بهش الرژی پیدا کردم🤣

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    دقیقا . تازه فکر کن چند وقته جوابم نمیده دیگه همون باید دید چی میشه قشنگم رو هم از دست دادیم 🫠😂

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    قدرشو ندونستیم قهر کرده رفته همونم ازمون گرفت😂

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    عا همونو بگو 😂 بابا کیانا بیا . . مارو دور ننداز ما اونقدرام بد نیستیم 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    شما مثل گل های صورتی و قرمز میمونید که من عاشقشم و حسابی باید مراقبتون باشم که توی رمانم بهتون خوش بگذره مگه میشه ازتون ناراحت بشم؟حالا درسته اونباید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍خیلی تکرار میکنید(😂) ولی اشکالی نداره😂😂

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    عشقم ما داریم تموم جملاتت رو حفظ میکنیم ناراحت نشو ازمون 😂😁

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نه اصلا ناراحت نمیشم عزیزم میدونم🙃😂خیلی هم جملات کاربردی حفظ میکنید خدا خیرتون بده😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم بمونی برام قشنگم یه مدته به شدت درگیر بودم نتونستم جواب بدم ولی دیگه امشب نشستم همه کامنت ها رو تا جایی که تونستم دارم جواب میدم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ممنونم ازت واقعا😂باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍 این جمله مشهور من توی این رمانه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نگاه چه طوری حتی ایموجی هامم استفاده کرده😂😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    1

    داریم شانسی هر چی میاد ذهنمون میگیم یکی درست در بیاد😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ممنون بابت طعنه ای که زدی😂ولی باور کن مریم تو هم جای من بودی نمیتونستی چیزی بگی من اگه بخوام یه راهنمایی بکنم بخش عظیمی از ماجراها لو میره

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    میدونم عزیزم رمان خیلی داره عالی پیش میره ما داریم شوخی میکنیم فقط بعضی وقتا نمیتونیم معما رو حل کنیم سر تو خالی میکنیم😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    مشکلی نیست عزیز دلم😂😍🫂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    1

    همون سو سو

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    واقعا مریم همچین برداشتی کردی از حرفاش؟ دلم میخواد ویس بگیرم ای بابا😂😐مریمم عصبیم نکن😩دیدی که هرچی راجب اون مرد صحیت میکرد اردوان یه جوری میشد اقا ماشین اردوان بوده قدوهیکل و همه چی اردوان مهر اردوان نشونه ها اردوان بازم میگی اردوان نبود؟😭نهه اردوان یود که داداش چشم ابی میشه

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    وای نه من همچین برداشتی نکردم ولی شما میگین اردوان کیو واسطه کرده من میگم چرا این پارت به این نتیجه رسیدین😐😐مگه نمیگفتین صاحب اون مجسمه اردوانه

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    خب حدسمون اینه صاحب محسمه اردوان باشه( یعنی اونیکه از ماشین پیاده شد) اما از یه طرف نمیخونه طرف اردوان باشه (اونیکه چیاده شد) ولی خب اره دیگه دارم چرتوپرت میگم بیخیال:/

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    بیخیالو خوب اومدی 😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ماشالله با هر پارت حرفشونو تغییر میدن

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دیگه هر کسی یه برداشتی داره عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    1

    ولی من بازم میگم اردوان بود

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    من ۵۰ ۵۰ هستم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    اونجایی که مهسان کت اردوان رو از شونه دلوین برداشت،داخل این پارت بود ولی بعضیاتون پارت قبل میگفتینش😐

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    اره منم اومدم اینو بگم البته یه سریا چون دارن جواب کامنت های بچه ها رو میدن حتما پس و پیش پارت هارو قاتی کردن😂

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    قبل از اینکه این پارت منتشر بشه میگفتن

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    1

    یه چیز دیگه هم بود یادم نمیاد اینطوری شده بود

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    واقعا؟😐

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    بله واقعا 🙂احساس کردم به اونا جلو جلو پارتو دادی😂🥲

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    سه پارت زودتر به دست یکی از بچه ها رسید که این هفته روز جمعه عمل داشت و از قضا دوست صمیمی خودمم هست و دلیل اینکه دیشب پارت نداشتیم همین بود شاید ایشون لو داده :/

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    بچه ها به عکس نیکولو و سونا دقت کردین؟😐 سونا اسمش اشناست برام

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    1

    من تنها چیزی که میبینم جذابیت نیکولوعه 🙂😂

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    یا ابلفض😂واقعا نیکولو برات جذابه؟ این مرد بیاد مقابل من من سکته زدم قیافشو ببین😂

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    وای واقعا جذابه 🫠🤦🏻 ♀️ عجیبه شما دوست ندارین

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خوبه که😂

    ۲ ماه پیش
  • شکیلا

    0

    بهش مبخوره ادم خوار باشه🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    همینش جذابه 😂😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    دنیا فکر کنم دوران حاملگی روت اثر گذاشته اخه نیکولو کجاش جذابه جز رعب و وحشت چیز دیگه ای نداره😶😶💀

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    سیسی تایپم 😂 : (نیکولو)

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    واقعا؟ دنیا منم یه فکت نامحبوب بگم منم ازش خوشم میاد😂😐

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    عشقم چرا نامحبوب به این محبوبیی 😂🫠

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    سونا به نظرت کیه؟

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    هرکی هست امیدوارم به اردوان مربوط نباشه🤣💖

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کامی

    0

    من حس می کنم این پسر چشم آبی قراره خیلی بیشتر از چیزی که الان فکر می کنیم وارد داستان بشه 👀

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    بچه ها شاید باورتون نشه، همسایه پایینیمون تازه اومدن. ی پسر بچه ۴_۵ ساله دارن اسمش رادانه، جالب اینجاست چشم هاشم آبیه. بچه ها، انقدر گوگولیه 😭🤚

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خب دیگه احساس خطر کن شاید پسر رادان باشه😂😍

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    واقعا😍ویی من خیلی پسربچه دوست دارم😍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اخی عزیزم 😍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    آخی🥺

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    خوبه برو بهش بگو یه رمان هست دارم راجب بزرگ شدنت میخونم😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    دوباره اون توهم و خوابای ترسناک سراغش اومد🥲خیلی کنجکاوم بفهمم کیه که تااین حد دتبال و پیگیر دلوینه🥲

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    3

    سارا من چرا حس میکنم دلوین ی قسمتی از حافظش و از دست داده؟ آخه این یارو مرد سایه ها مگه میشه ی بار هم دلوین و ندیده باشه و آنقدر پیگیر باشع؟ نمیدونم واقعا. حس خوبی ندارم

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    بحث خطر و ترس و همینطور افکار اشفته دلوینه🥲دلوین اصلا دختر ارومی نیست شاید توهمات خودشه و واقعا کسی نباشه اما بعید میدونم مطمئنم مرد سایه ها گردن کلفته

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    وای دقیقاا . از طرفی کلا به جز این قضیه ی مرد سایه ها وقتی که رفت شرکت پیشتازا رادان گفت قیافت برام اشناعه و همش با یکی دیگه اشتباهش میگیره . مگه میشه تو یه شخصی رو ببینی و اون تورو بشناسه و با توجه به گفته های رادان یه گذشته ای هم باهم داشته باشین ولی تو یادت نیاد

    ۲ ماه پیش
  • سارا 8

    0

    قطعا دلوین حافظشو از دست داده یا یه چیزی شده که این وسط مبهمه چون رادان هم میشناختش

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    آره منم همینو میگم . هم رادان هم احتشام یه جوری باهاش حرف میزنن که انگار مثلا فامیلیش شکرتاز نیست یا چه بدونم اصلا مشخصه دلوینو میشناسن

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دیالوگ های رادان توی اون پارت خیلی مهم بود فقط اینو نگفت

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اینم تئوری خوبیه

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    چیزی نیست داداش جن عاشقش شده🗿

    ۲ ماه پیش
  • هلیا

    0

    سنگین بود کمرم رگ به رگ شد مخفی😂😂

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    من حس میکنم دلوینو حافظه اش رو دستکاری کردن . ولی من یه کنجکاوی دیگه ای دارم . اون پارتی که اردوان دلوینو از تو استخر در آورد و دلوین توهم زد . . چرا ؟! چرا باید توهم بزنه من خیلی این برام سوال شد همش یادم میره بپرسم

    ۲ ماه پیش
  • شکیلا

    0

    حافظشو دستکاری نکردن شاید تروما باشه یا دژاوو یا اون چیزایی که فراموش کرده شاید یه اتفاق بد براش افتاده باشهبخشی از حافظشو از دست داده باشه

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    خب دیگه به هر حال یا دستکاری یا فراموشی به هر حال دلوین یه بخش از خاطرات و اتفاقات گذشته رو یادش نمیاد

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    یاد حرف یکی از بچه ها افتادم میگفت بابای اردوان مغز دلوین رو دستکاری کرده😂😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا 8

    0

    وای من مردم از خنده🤣🤣حتما منظورش از اون شوک هاست که به مغز میدن برای رفع تروما توی اینترنت هم هست شایدمنظورش اون بوده ولی بیانش خیلی بامزهخ بود

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    اره😂😂خب به چه دلیلی داره این کارو باهاش کردن؟چرا دلوین باید فراموشی بگیره؟🤔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خب مریم من الان بگم باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍 میگی باز اینو گفت😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    شاید 😂🤨 حتی شاید بهراد (چون بهراد به شدت دلوینو دوست داره و حتما با خودش گفته بزار اینارو پاک کنم که دلوین ناراحت نشه) انگار مثلا مغز انسان مثل حافظه گوشی میمونه و خودت انتخاب میکنی کجاهاشو پاک کنی 😂😐💔

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    دیلیت اکانت زده یه اکانت دیگه براش باز کرده😂😂

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    ولی راست میگیا. دلوین سن خاصی هم نداره که بگیم مثلا رادان و قبلا میشناخته یا با هم بودن. ولی خب اینکه ی سری چیزها هم یادش نمیاد واقعا عجیبه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بهراد یه پاک کن دستش گرفته هر چی که دیده بدرد نمیخوره پاک کرده😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    چه قدر حرص خوردم سر اون کامنت

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    کیانا میگه باید به این موضوع فراموشی یا از یاد رفتن گذشته و اینا خیلی دقت کنیم تو پارت های بعدی

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره عزیزم کلا هر پارتی که راجب همچین چیزی بحث شده خیلی خیلی مهمه چون محور اصلی همه اتفاقات همین خاطرات هستش

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    قشنگم گاهی اوقات آدم ها در اثر شوک وحشتناکی که بهشون وارد میشه و اون ترسی که به بدنشون القا میشه باعث میشه یا بیهوش بشن یا به کما برن. بعضیا هم تو حالت خواب و بیداری قرار میگیرن دلوین توهم زد اونم به خاطر افکار دخترونه اش بود که انقدر توش غرق شد که از اطرافش غافل شد ونفهمید با اردوان وارد خونه شده

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    سلام سلام ،،وای چه خوب نویان حالش خوب شد ،من موندم این مهسان چرا انقد پاچه گیره مثلاً میخاد چکار کنه 😎خداروشکر پسر خوش قد بالام رفت قضیه گند دلوین جم کرد ،خب هرکی دیگه باشه ناراحت میشه این چه حرفیه دلوین زد برای اردوان کنیز برای مرد چشم آبی عروس🤨اردوان پسرم برو جلو ببینم چجوری حسابشون میرسی😉🤗

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    کیانا جان ممنون عزیزم 🥰😘 کجایی دلمون تنگ شده دختر 🤩 وقتی پارت گذاری مربوط به اردوان باشه من شاد شادم 🌺🌺

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    2

    اره یه مدته جواب کامنت هارو نمیده دل منم براش تنگ شده🥲

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم دل منم براتون تنگ شده

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم بمونی برام قشنگم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    یه مدته حسابی درگیر بودم نمیتونستم کامنت جواب بدم اینبار دیدم زیاد سراغمو گرفتین دیگه دارم دونه دونه کامنت های قشنگتونو از پارت 171 تا 176 جواب میدم

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    سلام سعیده جون چه دیر اومدی نگرانت شدم دیشب نبودیا.. اره دیدی چه قشنگ بالاخره واکنش نشون داد پسرت😂الان یه کنیزی و عروسی به دلوین نشون بده همه حز کنن

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    قربونت بشم حنانه جون عزیزم 🥰😘 ببینیم پسرم چیکار می کنه 😎😉

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    سلام گل قشنگم خوش اومدی دیدی پسرت بالاخره یه واکنش نشون داد😂

    ۲ ماه پیش
  • مهری ماه

    0

    خیلی رمان خفنیه وای اصلا این چند پارتی که خوندم به شدت دارگ و رازالود بود

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️