پارت صد و هفتاد و هشتم :

مرد مخفی_ فاصله بین خورد شدن دندون هات تا جون دادنت میتونه یک صدم ثانیه باشه.
در بعدی باز شد و منی که پشت دیوار سالن نزدیک کتابخونه قایم شده بودم کافی بود تا با شنیدن اون صدا همه نیرویی که با زحمت توی پاهام نگه داشته بودم از بین بره.
زانو هام سست شد مثل عروسک خیمه شب بازی که نخ هاش رو بریده باشن بدنم بی ‌اختیار خم شد.
دست هام ناخودآگاه بالا رفت و روی سرم قفل شد؛ حرکتی غریزی شبیه آخ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت البرز در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه البرز
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
تصویر شخصیت نیکولو در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیکولو
تصویر شخصیت سونا در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه سونا
آخرین نظرات ارسال شده
  • شب بو

    0

    عاشق یه همچین رمان های پرکشش و جذابی هستم

    ۶ روز پیش
  • دانا

    0

    لعنتی چه قدر استرس داشتم اهنگ روی پارت هم غوز بالا غوز بود

    ۷ روز پیش
  • دنیا

    0

    باید دید منظورت از استرس چیه 🙂😂 بیا جلوتر اونا تبدیل به سوءتفاهم میشن

    ۷ روز پیش
  • شب بو

    0

    پارت نفس گیری بود ولی من حسابی روی مخفی کراشم حتی اگه در اخر همه رو بکشه

    ۲ هفته پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    2

    دلوین باید میذاشت فرامرزو بکشه مرد مخفی ک صابر ادب شه اون زمان خواهرش بیوه می شد حقش بود

    ۱ ماه پیش
  • المیرا

    0

    موافقم. حتی تو زیرزمین هم دلوین و کتک زده بود مرتیکه

    ۱ ماه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    2

    خوبی نباید کرد به تمه لیاقت ندارن بعضیا یکیش صابر

    ۱ ماه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    2

    بمیری الهی صابر ک بچرو زجر دادی حلواتو بدم خودم لای خرمات پسته بذارم 🤧

    ۱ ماه پیش
  • المیرا

    2

    بالاخره رسیدی به این پارت. منتظر ری اکشنت بودم😂🧡

    ۱ ماه پیش
  • دنیا

    0

    ای بابا عجب داستانی شده این ماجرا . 🤦🏻 ♀️ بابا اردوان بیا دست دلوینو بگیر ببر خونت همه چی تموم شه دیگه مرد حسابی 😩

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    مشکل همینجاست دنیاجان😂رد دلوینو زده نامردا بمب انداختن جلو پاس😂💔

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    اگه اردوان اردوانِ همین که ردشو زده ینی بهش نزدیک شده و کم کم داریم به دوران اوج برمیگردیم 😂

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    لازمه به خدمتت عرض کنم که ردشو زد ولی خب خونرو اتیش زدن تا مدارک بسوزه و از طرفی تو ماشینش هم بمب گذاشتن😂تا این شوهر خیر ندیده فائزه زنده باشه نمیذاره دستشون به دلوین برسه کاش ما هم توی زندگیمون یه صابر داشتیم اینطور برای اهدافمون تلاش میکرد😂🥺

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    متاسفم که اینو میگم چون میدونم فائزه میخونه😩😂 کاش بمیره راحت شیم این بدبختای نو دل بهم برسن🥲

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بله متاسفانه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    فعلا که صابر و عوامل پشت پرده دوباره همه چی رو بهم ریختن😂

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    همونو بگو 🤦🏻 ♀️ اسیر شدیم 😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    اردوان ردشو زد صابر ردشو پاک کرد😂😂💔

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    پارت بعدیم نصفشو خوندما 🙂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    دنیا تو به اعصابت مسلط باش دوباره میری ده پارت دیگه برمیگردی😂

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    نه این چندتا پارت خیلی هیجانش زیاده هرشب سر تایم میام حالا دیشب مهمون داشتم ساعت 1/5 تازه اومدم نشستم خوندم که اونم وسطاش خوابم برد 😂💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • شکیلا

    0

    کاش میشد این حرف به واقعیت تبدیل شه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    این حرف تو عملی میشد اول رمان تموم میشد و دوم همه به زندگیشون میرسیدن

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    کاملا منطقی بود پس در نتیجه صابر خان ادامه بده که مام رمانمون تموم نشه 😂💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب😂امیدوارم از اینکه قراره طولانی باشه خوشحال باشید

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    3

    بچه ها خودتون و جمع کنید. ۱. شاید بهراد نسوخته باشه. ۲. شاید صابر زنده مونده باشه. ۳. اردوان که چیزیش نشده، مطمئنم. ۴. اگر هم واقعا این اتفاق ها افتاده باشن دیگه کاری از دست ما برنمیاد که. رمان دارک هستش و باید عادت کنیم و قوی باشیم. من خودم یکم واسه بهراد گریه کردم ولی تموم شد دیگه. بوس بهتون🧡💙.

    ۲ ماه پیش
  • یلدا

    0

    کیانا گفته بود پایان رمان شاده تلخ نیست خب الان دو تا از کرکترهای اصلی رو زد کشت 😂😐تازه اون قضیه اردوان که تو ماشینش بمبمه نباید فراموش کنیم

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    از کجا مطمئنی مردن؟ مخصوصا بهراد که شخصیت مهم تریه نسبت به صابر

    ۲ ماه پیش
  • یلدا

    0

    منم تنها دلخوشیم اینه بهراد مهره اصلیه شاید نمرده باشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    👍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    بنظرم باید یکم صبور تر و قوی تر باشیم. بالاخره رمان دارکه. ما اگه بخوایم سر هر پارت خشن گریه زاری راه بندازیم هم خودمون آسیب می بینیم هم کیانا رو اذیت میکنیم. باید سعی کنیم واکنش هامون روی روند داستان تاثیر نذاره.

    ۲ ماه پیش
  • سارا 8

    0

    چه قدر حق گفتی بالاخره این رمان پر ازسوپرایزه و از همه مهمتر پیشبینی نشده تا حالا برامون حالا دو پارته کیانا داره با روحیمون بازی میکنه فدای سرش درعوض با پارت های عاشقانه بین این دوتا جبران میکنه😍دوباره گیسو پریشان بذار وای خدایا

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره عزیزم ممنونم از درک بالایی که دارید

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    0

    تا ابد حق واقعا باید ارامش خودمونو حفظ کنیم ببینیم اول چه خبره ولی خب سخته خیلی خسته😭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    چه قدر از این کامنت تو و سعیده خوشم اومد المیرا جان واقعا ممنونم که شرایط منم درک میکنید چون واقعا برای خودمم سخته که تا این حد اذیت بشید ولی بعضی جاها داستان واقعا باید اینطور پیش بره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    من خودم الان دارم پارت های جلوترو مینویسم و قرار بود یکی از شخصیت های خیلی مطرح رمان به طرز فجیعی شکنجه بشه ولی خب فعلا دست نگه داشتم و عقبش انداختم🥲تازه باید مراقب صابرخان هم باشم 😒

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    بابا راحت باش. هرکی رو میخوای شکنجه کن، ما داریم عادت میکنیم و قوی میشیم😎

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید خیلی قوی تر بشید😂

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    نه اصلا تغییر نده ما اینجا زجه هم زدیم تو کار خودتو بکن

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    چشم😂

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    ایشالا که از بین شخصیت های محبوب من نیستن🤨😂همه رو شکنجه کن فقط یه تار مو از سر رادان رافائل کم نشه😩😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نگران نباش عزیزم چشم مگه میشه از شخصیت های محبوب تو شکنجه در بیارم؟ همون الیزا کافی بود

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    3

    آفرین المیرای مهربونم ،،خوب تونستی خودتو کنترل کنی 😘

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥲👍

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    امیدوارم تا آخر رمان هیچ بلایی سر رادان و شوهرم رافائل نیاد من هنوز مرگ دوتا از مهربون ترین و خوب ترین کاراکترارو هضم نکردم 🙏🏻🗿( البته شوهرم رافائل هنوز وارد رمان نشده پس فعلا جاش امنه🤨)

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    دعا کن وارد نشه که اگه بشه شاید اونم به فنا بره😂فعلا فقط الیزا مرده این صابر و بهراد مشخص نییست چه بلایی سرشون اومده تازه اردوان هم بمب نزدیکشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    دارم سوره آیت الکرسی میخونم وارد نشه😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    یعنی اصلا برات مهم نیست اردوان و بهراد چیزیشون بشه؟

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    چرا یذره ناراحت میشم 😂🗿

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    حالا امیدوارم وقتی رافائل وارد شد تو ذوقت نزنه😂

    ۲ ماه پیش
  • مادر 3فرزند

    0

    وایی راست میگی ،خیلی داره گریه دار میشه ،آخه چرا صابر اینجوری کرد ایشالا احتمال زنده بودنش صفر بشه،منکه داغون شدم😭

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    حتما دلیلی داشته مریم جان که یه مچین کاری کرده شوهر من بی دلیل هیچ کاریو نمیکنه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره باید امادگی هر چیزی رو داشته باشید ممنونم از درکی که داشتی المیرا جان

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    3

    باورم نمیشه واسه صابر ناراحتین

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    منم همینو میگم میبینی واقعا بهراد ول کردن کلا

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    بهراد معلوم نیس زندس یا نه بعد اینا واسه قاتلش ناراحت میشن🫠

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    راستش من دلم واسه بهراد سوخت عشقش به مهبد پس چی میشه🥲من نمی دونم چرا هرچی شخصیت مهربون و خوبه زود میمیره اون از الیزا اینم از بهراد😩

    ۲ ماه پیش
  • مرد مهفی

    0

    ریدم مهبد چیه بابا مهناز منظورم بود چقدر چیز دست شدم تازگیا😡

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    مهناز کیه؟ مهنا😭

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    خیر سرش اومد ویرایش بزنه مثلا😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    بازم که گند زدم چرا تازگیا چیز دست شدم🤧

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    ببین مخفی تو اصلا ویرایش نزن خب؟ مهناز کیه مهنا😂😂😁🤣🤣ولکن خودمون فهمیدیم

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    😂😂بسی درست

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    مهناز😂همون مهنا منظورته

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    بهراد نمیمره😭😭

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    فعلا فقط اینکه سوخته در دستمونه مرگش هنوز تایید نشده😭😐

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    نگو سوخته، کاش یه مرگ دیگه براش انتخاب می کرد کیانا🥲

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نه مگه دلم میاد یه همچین مرگی بهش بدم🥲

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    قدرت در دستان نویسنده ست اون خدای شخصیت ها الان حساب میشه 😂همانا بازگشت همه شخصیت ها به سوی نویسنده ست😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ممنون از اقتدار و قدرتی که بهم دادی😂😎👍خوشمان آمد

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    میتونیم این در نظر بگیریم که شاید بهراد توی آتیش سوزی نمرده و جسد یکی دیگه رو جاش زدن یجورایی مرگش جعل کردن🗿( فعلا ذهنت با این فرضیه مشغول کن تا کمتر قلبت درد بکشه😭)

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    بله همینطوره بهراد نمیتونه بمیره🙃

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره عزیزم:)

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    عشقش به مهبد؟ دارک شد قضیه😂😂😐

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    منظورم مهنا بود اشتباه تایپی شد 🙁

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اشکالی نداره عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    کلا کمر همت بستی که مرد مخفیو با کامنتات نابود کنی داداش ؟! 😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عشقش به مهبد؟؟؟؟؟

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    عزیزم تو از کجا میدونی مقصر صابره؟ صابر یه زری زد حالا 😐 بعدشم خیلی ظالمانه بود که از مردمخفی تیر بخوره

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    3

    فائزه این جور آدما از دور فقط قشنگن🙃

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    میدونم برای منم الان صابر ازم دوره😂🥲ولی من با ۲۲ سال سن منتظر ورود یه همچین نیمه گمشده ای میمونم😂💔

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    منتظر نمون ببین دلوین داره ازشون فرار میکنه تو با کشت کشتار کنار میایی؟

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا بالاخره یکی پیدا شد به حز سعیده واقعا دلوین بیچاره رو درک کنه همه چیز که عشق نیست باید بشه با خیلی چیزا کنار اومد و بشه درکش کرد و برای این کار باید ادم اون کار باشی و دلوین ادم یه همچین دنیای نیست

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    بله همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ایشالله خدا یکی بهت بده عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    این کامنتو خیلی دوست داشتم

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    بالاخره کیانا تو با من هم نظری😁

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره عزیزم😁

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    حالا نگران نباش خدا بهت صبر بده مریم جون

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    اوج نامردیه🙃با بهراد نباید اینکارو میکردن

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂😐

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    2

    مریم ما بیشتر به خاطر فائزع ناراحت شدیم بعدش صابر خیلی نامردانه از مرد مخفی تیر خورد 🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    به دیالوگ ها و مونولوگ های این پارت و پارت بعد اعتماد نکنید😉این قضیه به این سادگی ها نیست پای یه باند دیگه هم وسطه

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    ما بخاطر فائزه یکم نرم شدیم وگرنه صابر میتونه بره به درک. واسه من یکی که مهم نیست

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    نه دیگه به همین نرمی و لطافتت ادامه بده و از دادن هرگونه فحش به شوهر دسته گل من پرهیز کن لطفا

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😐😂👍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂😂

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    صابر *** کیه؟ ما بخاطر ناراحتی فائزه یکم راه اومدیم. خدا شاهده دیشب میخواستم فحش بدم ولی جلوی خودم و گرفتم.

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    قربونت برم چه دوست خوبی هستی خدایی😂😍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    منم بخاطر فائزه چیزی نگفتم

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    عشق منی تو❤️همین محبت های کوچیک و بی اهمیت برای من هیلی خیلی خوشحال کنندس بچه ها و باید قدر قلب مهربونتونو بدونید

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    فداتشم عزیزم ❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    قدرشون رو بدون فائزه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    چه دل مهربونی دارید خوشحالم که خواننده های رمانم یه همچین خصلت های قشنگی دارن

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بالاخره صابر هم جزو نقش های پررنگ رمانه عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن مرحوم صابر)

    0

    خیلی نامردید همتون نامردید از نویسنده بگیر تا اون مردمخفی خرفت عوضی اشغال بی همه چیز که بهش شلیک کرد چه طور تونست این کارو بکنه دلوین یه بار زده بود تو دیگه چرا دو بار شلیک کردی؟ نه واقعا چه طور تونست به کسی که تا مرگ هم دنبالش بود و همراهش بود سر اردوان بی همه چیز شلیک کنه؟

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    فائزه چرا زدی مرحوم صابر؟ عشقم نکن توروخدا فعلا مشخص نیست چرا طرفو خاک کردی فعلا فقط سه بار بهش شلیک شد صابر مرد قویه بابا با سه تیر به نظرت میمیره؟ توروخدا نکن با خودت اینطوری من بیشتر بغضی شدم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دیگه دلش خواسته از همین الان مرحوم بنویسه😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    از شنیدن ویسی که توی پیوی دادی جیگرم داره در میاد تا این حد گریه کردی؟ فائزه🥺من به خاطر اینکه خونه رو اتیش زد و بهراد اتیش گرفت ازش متنفر شدم اما به خاطر تو نمیتونم چیزی بگم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پس به تو هم ویس داده😂

    ۲ ماه پیش
  • یلدا

    0

    سلام عزیزم نگران نباش فعلا معلوم نیست ولی چرا به این زودی اسمتو تغییر دادی😂😐

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    این اسم تغییر دادنش منو کشت😂😐

    ۲ ماه پیش
  • ملینا

    0

    الهیی فائزه بهت تسلیت میگم چ سریع هم زدی زن مرحوم حالا تا پارت بعدی وایمیستادی ببینم چی میشد کیانا رو چی دیدی یهو دیدی صابرت معجزه شد

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    لعنت بهت نباید میخندیدم🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    👍😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا 8

    0

    منم بهش گفتم چرا تا این حد زود اخه😂لعنتی یه پارت دیگه صبر میکردی بعد خودتو بیوه میکردی و اعلامیه میزدی

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂👍

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    نخند سارا نخند نباید بخندی😂😐

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂😐

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    فائزه حتی اجازه نداد یه پارت بگدره بعد مرحومو بزنه😂صبر نکرد متاسفانه

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    3

    فائزه من یک کامنت گذاشتم باهات شوخی کنم نمدونستم انقد روی صابر تعصب داری ،،اینجوری جدی جدی روی شخصیت ها تعصبی بشین نویسنده رو هم ناراحت میکنین که یک وقت کسی رو ناراحت نکنه با قلمش ،،بزارین روند داستان جلو بره ،،

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    آفرین سعیده. موافقم. بچه ها بیاین به حرف سعیده گوش کنیم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    👍👍

    ۲ ماه پیش
  • سارا 8

    0

    فائزه کلا روحیه به شدت شکننده ای داره یادتونه وقتی ویولا هم وارد شد یه خورده نسبت بهش گارد گرفت که نباید ویولا به صابر نزدیک بشه و فلان از طرفی حق داره روی کسی کراش بزنی و بمیره یه خورده سخته ولی خب حق با توهه اینطوری کیانارو توی منگنه میذاریم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره متاسفانه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    چه قدر از دیدن این کامنتت خوشحال شدم سعیده چه قدر با درک و شعور هستی من واقعا سر این پارت عذاب وجدان کردم که کاش نمیذاشتم مستقیم گلوله بهش بخوره واقعا دست و بالم بسته میشه نمیتونم اونطور که باید و شاید داستانو جلو ببرم حتی ژانرو هم زدم پس باید برای خیلی چیزا خودتونو اماده کنید

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    قابلی نداشت عزیزم ،،😍شما داستان هر طور دوست داری پیش ببر بچه هایم مجبورم کنار بیاین 😎

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    انشالله که کنار بیان

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    قشنگم قبل از همه چی اینو به یاد بیار که این فقط یه رمانه🥲

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    4

    نه من باور نمیکنم بهراد سوخته باشه اگه زبونم لال اینطور باشه امیدوارم صابر به درک واصل شده باشه

    ۲ ماه پیش
  • مرد مهفی

    2

    الان دوتا ساید شده یکی فائزه داره برای صابر گریه می کنه یکی ام خودت برای بهراد ناراحتی🗿بنظرم فقط روی حیوانات عمارت کراش بزنید کمتر گریه آدم درمیاد🗿

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    من از اون عمارت متنفرم 😑😑

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    2

    حالا دیگه فایده نداره ،،زبونم مو در اورد بسکه گفتم اینا قاتل جانی هستن ،مرد مخفی نمیتونه آدمی باشه که عاشقش بشین و همینطور اون سگ وفادارش البته به گفته دلوین،، این صابر بی همه چیز رفته با بهراد مهربون و پسر خوش قد بالای من درگیر شده معلوم نیست چه ،،خورده😡

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    همون پسر خوش قد و بالای خودت از همشون بهتره سعیده جان

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    ساراجونم فعلا بیا دعا کنیم که ادعای صابر یک دورغ محضه 🥺 من دلم شور میزنه😭😭

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    منم تنها دعام از دیشب همیته👌😭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    شوهر من و پسر تو از همه بهترن😁

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    به خدا معلوم نیست کیانا چی بهت گفته 🤭🤭چرا آخه داری اردوان با صابر می زاری تو یک کف ترازو عزیزم ،،فائزه جانم بزار ازت قبول نکنم 😎😉

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    بهم گفت که پارت بعد عزیز دردونه من زنده است و نگران نباشم و اینطور گریه نکنم و کامنت های رمانشو به خاک و خون نکشم😂😎

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خیلی خب حالا😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    فائزه جان اجازه بده قبول نکنم😎اردوان کجا صابر کجا.

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    حالا یه کوشولو نزدیک بهم باشن🥲

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    👍😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    3

    من هیچوقت عاشق این جانی ها نشدم ازشونم تعریف نکردم من فقط گفتم عشق مردمخفی به دلوین قشنگه که فهمیدم عشق نیس جنونه🙃

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    موفق و پیروز باشی عزیزم 🤝🏻

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    برات آرزو میکنم تو مراحل زندگیت هم همیشه بهترین انتخاب بکنی مهربون خوشگل🥰😍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    همچنین عزیزم 🤝

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    اقا یه عاشق مجنون به من بدید😭من جنون مبخوام عشق دیکه خز شد😂😭

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    اره وقتی پیداش شد میگی نمیخوام 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا. متاسفانه دخترا توی رمانا روی همچین ادمایی کراش میزنن ولی دنیای واقعی یه همچین ادمایی باید فقط ازشون دور بمونی

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺🥺

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    اخه مشکل اینجاست حیوون نداره🤣

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    چرا سگای نگهبانشون هست😂😂بنظرم رو همون تسی کراش بزنیم بهتره😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    تسی بهترین گزینه است راست میگی😂میگم میتونیم روی ادمای عمارت هم کراش بزنیم مثلا اونایی که محافظ در هستن قطعا اونا نمیمیرن چون هیچ اشاره ای توی رمان بهشون نمیشه😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    به چه چیزایی فکر میکنید

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره تسی از سگ قدرتش بیشتره میتونه دفاع کنه که نمیره😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    مخفی قرار نیست کوتاه بیایی نه؟😂این چه طرز دلداری دادنه اخه

    ۲ ماه پیش
  • شکیلا

    0

    دیشب فائزه بدجور حالش بد شده بود😂صابر همین الانشم به درک واصل شد سه تیر خورد

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    اصلا ویرون شدم به خدا ولی خب کیانا جواب کامنتمو داد گفت بیا پیوی رفتم پیوی اروم شدم😂😐

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خیلی هم عالی عزیزم😍

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    آخه فائزه از چیه صابر خوشش اومده

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    من خیلی خیلی از مردهای درشت هیکل خوشم میاد و مدل ریششون عین این صابر باشه😂😭به خاطر همین زتش شدم

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    ظاهرش اره خوبه ولی ببین کارهاشو

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    خدایی قبول دارم ولی تو بیا پارت بعد متوجه میشی قضیه زیاد هم تقصیر شوشوی من نبوده🥲

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    اره تقصیر من بوده😐

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • یلدا

    0

    باور کن این سوال منم هست😐از وقتی وارد شده دشمن دلوینه و ازش بدش میاد خب این رمان هم شخصیت اصلیش دلوینه چرا باید روی دشمنش کراش بزنی اخه

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    همینو بگو والا

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اختیار داری🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    مریم دیر اومدی دیشب نمیتونی چه خبر بود😂

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    دیدم از قاتل حسابی دفاع کردن🤨

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    والا من خودم تنها دلیلم فائزه بود بعد توی تل یه ویس بهم داد فائزه چنان گریه نیکرد به خدا ضربان قلبم حسابی بالا رفته بود داشتم دق میکردم😐دیگه دلم نیومد به صابر فحش بدم😂کیانا دید فائزه چی کار کرد ریپلای زد گفت بیا پیوی اونم رفت پیوی معلوم نیست چی بهش گفت با حال خوب برگشت😂😐💔

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    وای گریه بخاطر یه کارکتر این کارهارو با خودت نکن فائزه عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    مریم شاید شوخیت بگیره یا فکر کنی الکی بزرگش میکنم ولی انقدر گریه کردم انگار یکی از مهمترین و با نفوذتری و اصلی ترین شخصیت های رمان رو از دست دادم:/

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    حالا خودتو انقد اذیتت نکن عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اون شب فائزه واقعا یه ادم دیگه شد🤦‍♀️عذاب وجدان هم داشت منو میکشت مجبور شدم بهش بگم والا زنده است😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دیگه شما چی کار دارین 🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    خدا نکنه وا:/

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نگران نباش عزیزم این قضیه خیلی پیچیده تر از این حرفاست که به این راحتی بخواد تموم بشه

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    نکنه امشب هم پارت نداریم؟ صابر خدا لعنتت کنه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    داریم عزیزم شرمنده یادم رفت دکمه ارسال رو نزدم الان ارسال میشه براتون به صابر بدبخت چه ربطی داره😂

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    همینو بگو کیانا جون چه ربطی به شوهر بدبخت و فلک زده من داره 😐🤔😒😒

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • مهری ماه

    0

    اگه واقعا هم جنون باشه والا من جنون میخوام عشق نمیخوام😂❤️ 🔥🥺

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    اتفاقا منم گفتم عشق دیگه خز شده من جنون میخوام😂😂

    ۲ ماه پیش
  • مهری ماه

    0

    چه قدر جمله ات رو دوست داشتم سارا😂👍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    شماها خطرناکید🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • Cati

    0

    وای خدا نه بهراد نباید بمیره فداش بشم منن تازه عاشقش شده بودمم آخه این چه شانسیه ک من دارمم

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    تازه اردوان هم هست اردوان تو ماشینش بمب گذاشته صابر گفت به درک واصل شد خب این حرفش یعنی بمب منفجر شده🥲

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم🥺

    ۲ ماه پیش
  • مهری ماه

    1

    من با مریم که میگه عشق مرد مخفی جنونه موافق نیستم جنون نیست دقت کنید حتی اینجا نو اوج خشمی که داشت تو اوج شوک ۶ای پی در پی و خیانتی که بهش شده بود بازم وقتی دید فرامرز داره بد و عصبی به دلوین نگاه میکنه فورا بهش تذکر داد که کارو نگاه میکنی

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بالاخره هرکسی یه برداشتی داره عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • اسدی

    5

    عمرم رو عمرت باشه؟🫠یکی از دیالوگ های عاشقانه ماندگار این رمان که یادش گرفتم

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    3

    دیدی بهراد چقد مهربون بود😭

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    1

    بهراد همیشه مهربون بود :) ایشالله که بلایی سرش نیومده وگرنه افسرده میشم

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    منم همینطور🙃

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    5

    بهراد کلا عاطفه ای که برای دلوین داره توی یه لول دیگه است :)

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    بمیرم براش. دوباره نمیخواد خواهرش و از دست بده😭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺👍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    4

    فقط حرفاش وقتی که دلوین توی بازداشتگاه بود و داشت بهش دلداری میداد🥺

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    وای دقیقا. دلم ضعف رفت واسش.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺👍

    ۲ ماه پیش
  • سارا

    0

    جیگرم کباب شد🥲

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺🥺

    ۲ ماه پیش
  • مهری ماه

    0

    اون جمله گاری با قلبم کرد که هزار جمله عاشقانه نتونست

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    چه خوب😍🥲

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم عزیزم بله این جمله از روی واقعیت نوشته شده :)

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️