پارت صد و هفتاد و هشتم :
مرد مخفی_ فاصله بین خورد شدن دندون هات تا جون دادنت میتونه یک صدم ثانیه باشه.
در بعدی باز شد و منی که پشت دیوار سالن نزدیک کتابخونه قایم شده بودم کافی بود تا با شنیدن اون صدا همه نیرویی که با زحمت توی پاهام نگه داشته بودم از بین بره.
زانو هام سست شد مثل عروسک خیمه شب بازی که نخ هاش رو بریده باشن بدنم بی اختیار خم شد.
دست هام ناخودآگاه بالا رفت و روی سرم قفل شد؛ حرکتی غریزی شبیه آخ
مطالعهی این پارت حدودا ۴۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
دانا
0لعنتی چه قدر استرس داشتم اهنگ روی پارت هم غوز بالا غوز بود
۷ روز پیشدنیا
0باید دید منظورت از استرس چیه 🙂😂 بیا جلوتر اونا تبدیل به سوءتفاهم میشن
۷ روز پیششب بو
0پارت نفس گیری بود ولی من حسابی روی مخفی کراشم حتی اگه در اخر همه رو بکشه
۲ هفته پیش🦢AVAZ GHO🦢
2دلوین باید میذاشت فرامرزو بکشه مرد مخفی ک صابر ادب شه اون زمان خواهرش بیوه می شد حقش بود
۱ ماه پیشالمیرا
0موافقم. حتی تو زیرزمین هم دلوین و کتک زده بود مرتیکه
۱ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
2خوبی نباید کرد به تمه لیاقت ندارن بعضیا یکیش صابر
۱ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
2بمیری الهی صابر ک بچرو زجر دادی حلواتو بدم خودم لای خرمات پسته بذارم 🤧
۱ ماه پیشالمیرا
2بالاخره رسیدی به این پارت. منتظر ری اکشنت بودم😂🧡
۱ ماه پیشدنیا
0ای بابا عجب داستانی شده این ماجرا . 🤦🏻 ♀️ بابا اردوان بیا دست دلوینو بگیر ببر خونت همه چی تموم شه دیگه مرد حسابی 😩
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0مشکل همینجاست دنیاجان😂رد دلوینو زده نامردا بمب انداختن جلو پاس😂💔
۲ ماه پیشدنیا
0اگه اردوان اردوانِ همین که ردشو زده ینی بهش نزدیک شده و کم کم داریم به دوران اوج برمیگردیم 😂
۲ ماه پیشحنانه
0لازمه به خدمتت عرض کنم که ردشو زد ولی خب خونرو اتیش زدن تا مدارک بسوزه و از طرفی تو ماشینش هم بمب گذاشتن😂تا این شوهر خیر ندیده فائزه زنده باشه نمیذاره دستشون به دلوین برسه کاش ما هم توی زندگیمون یه صابر داشتیم اینطور برای اهدافمون تلاش میکرد😂🥺
۲ ماه پیشدنیا
0متاسفم که اینو میگم چون میدونم فائزه میخونه😩😂 کاش بمیره راحت شیم این بدبختای نو دل بهم برسن🥲
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله متاسفانه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
فعلا که صابر و عوامل پشت پرده دوباره همه چی رو بهم ریختن😂
۲ ماه پیشدنیا
0همونو بگو 🤦🏻 ♀️ اسیر شدیم 😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0اردوان ردشو زد صابر ردشو پاک کرد😂😂💔
۲ ماه پیشدنیا
0پارت بعدیم نصفشو خوندما 🙂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشحنانه
0دنیا تو به اعصابت مسلط باش دوباره میری ده پارت دیگه برمیگردی😂
۲ ماه پیشدنیا
0نه این چندتا پارت خیلی هیجانش زیاده هرشب سر تایم میام حالا دیشب مهمون داشتم ساعت 1/5 تازه اومدم نشستم خوندم که اونم وسطاش خوابم برد 😂💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیششکیلا
0کاش میشد این حرف به واقعیت تبدیل شه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
این حرف تو عملی میشد اول رمان تموم میشد و دوم همه به زندگیشون میرسیدن
۲ ماه پیشدنیا
0کاملا منطقی بود پس در نتیجه صابر خان ادامه بده که مام رمانمون تموم نشه 😂💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب😂امیدوارم از اینکه قراره طولانی باشه خوشحال باشید
۲ ماه پیشالمیرا
3بچه ها خودتون و جمع کنید. ۱. شاید بهراد نسوخته باشه. ۲. شاید صابر زنده مونده باشه. ۳. اردوان که چیزیش نشده، مطمئنم. ۴. اگر هم واقعا این اتفاق ها افتاده باشن دیگه کاری از دست ما برنمیاد که. رمان دارک هستش و باید عادت کنیم و قوی باشیم. من خودم یکم واسه بهراد گریه کردم ولی تموم شد دیگه. بوس بهتون🧡💙.
۲ ماه پیشیلدا
0کیانا گفته بود پایان رمان شاده تلخ نیست خب الان دو تا از کرکترهای اصلی رو زد کشت 😂😐تازه اون قضیه اردوان که تو ماشینش بمبمه نباید فراموش کنیم
۲ ماه پیشالمیرا
0از کجا مطمئنی مردن؟ مخصوصا بهراد که شخصیت مهم تریه نسبت به صابر
۲ ماه پیشیلدا
0منم تنها دلخوشیم اینه بهراد مهره اصلیه شاید نمرده باشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
👍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره عزیزم
۲ ماه پیشالمیرا
0بنظرم باید یکم صبور تر و قوی تر باشیم. بالاخره رمان دارکه. ما اگه بخوایم سر هر پارت خشن گریه زاری راه بندازیم هم خودمون آسیب می بینیم هم کیانا رو اذیت میکنیم. باید سعی کنیم واکنش هامون روی روند داستان تاثیر نذاره.
۲ ماه پیشسارا 8
0چه قدر حق گفتی بالاخره این رمان پر ازسوپرایزه و از همه مهمتر پیشبینی نشده تا حالا برامون حالا دو پارته کیانا داره با روحیمون بازی میکنه فدای سرش درعوض با پارت های عاشقانه بین این دوتا جبران میکنه😍دوباره گیسو پریشان بذار وای خدایا
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره عزیزم ممنونم از درک بالایی که دارید
۲ ماه پیشندا
0تا ابد حق واقعا باید ارامش خودمونو حفظ کنیم ببینیم اول چه خبره ولی خب سخته خیلی خسته😭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چه قدر از این کامنت تو و سعیده خوشم اومد المیرا جان واقعا ممنونم که شرایط منم درک میکنید چون واقعا برای خودمم سخته که تا این حد اذیت بشید ولی بعضی جاها داستان واقعا باید اینطور پیش بره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
من خودم الان دارم پارت های جلوترو مینویسم و قرار بود یکی از شخصیت های خیلی مطرح رمان به طرز فجیعی شکنجه بشه ولی خب فعلا دست نگه داشتم و عقبش انداختم🥲تازه باید مراقب صابرخان هم باشم 😒
۲ ماه پیشالمیرا
0بابا راحت باش. هرکی رو میخوای شکنجه کن، ما داریم عادت میکنیم و قوی میشیم😎
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید خیلی قوی تر بشید😂
۲ ماه پیشمریم
0نه اصلا تغییر نده ما اینجا زجه هم زدیم تو کار خودتو بکن
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چشم😂
۲ ماه پیشمرد مخفی
0ایشالا که از بین شخصیت های محبوب من نیستن🤨😂همه رو شکنجه کن فقط یه تار مو از سر رادان رافائل کم نشه😩😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نگران نباش عزیزم چشم مگه میشه از شخصیت های محبوب تو شکنجه در بیارم؟ همون الیزا کافی بود
۲ ماه پیش🕊️سعیده
3آفرین المیرای مهربونم ،،خوب تونستی خودتو کنترل کنی 😘
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥲👍
۲ ماه پیشمرد مخفی
0امیدوارم تا آخر رمان هیچ بلایی سر رادان و شوهرم رافائل نیاد من هنوز مرگ دوتا از مهربون ترین و خوب ترین کاراکترارو هضم نکردم 🙏🏻🗿( البته شوهرم رافائل هنوز وارد رمان نشده پس فعلا جاش امنه🤨)
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0دعا کن وارد نشه که اگه بشه شاید اونم به فنا بره😂فعلا فقط الیزا مرده این صابر و بهراد مشخص نییست چه بلایی سرشون اومده تازه اردوان هم بمب نزدیکشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشمرد مخفی
0دارم سوره آیت الکرسی میخونم وارد نشه😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب🤭🤭
۲ ماه پیشحنانه
0یعنی اصلا برات مهم نیست اردوان و بهراد چیزیشون بشه؟
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشمرد مخفی
0چرا یذره ناراحت میشم 😂🗿
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
حالا امیدوارم وقتی رافائل وارد شد تو ذوقت نزنه😂
۲ ماه پیشمادر 3فرزند
0وایی راست میگی ،خیلی داره گریه دار میشه ،آخه چرا صابر اینجوری کرد ایشالا احتمال زنده بودنش صفر بشه،منکه داغون شدم😭
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0حتما دلیلی داشته مریم جان که یه مچین کاری کرده شوهر من بی دلیل هیچ کاریو نمیکنه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره باید امادگی هر چیزی رو داشته باشید ممنونم از درکی که داشتی المیرا جان
۲ ماه پیشمریم
3باورم نمیشه واسه صابر ناراحتین
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0منم همینو میگم میبینی واقعا بهراد ول کردن کلا
۲ ماه پیشمریم
0بهراد معلوم نیس زندس یا نه بعد اینا واسه قاتلش ناراحت میشن🫠
۲ ماه پیشمرد مخفی
0راستش من دلم واسه بهراد سوخت عشقش به مهبد پس چی میشه🥲من نمی دونم چرا هرچی شخصیت مهربون و خوبه زود میمیره اون از الیزا اینم از بهراد😩
۲ ماه پیشمرد مهفی
0ریدم مهبد چیه بابا مهناز منظورم بود چقدر چیز دست شدم تازگیا😡
۲ ماه پیشالمیرا
0مهناز کیه؟ مهنا😭
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0خیر سرش اومد ویرایش بزنه مثلا😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشمرد مخفی
0بازم که گند زدم چرا تازگیا چیز دست شدم🤧
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0ببین مخفی تو اصلا ویرایش نزن خب؟ مهناز کیه مهنا😂😂😁🤣🤣ولکن خودمون فهمیدیم
۲ ماه پیشمرد مخفی
0😂😂بسی درست
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
مهناز😂همون مهنا منظورته
۲ ماه پیشمریم
0بهراد نمیمره😭😭
۲ ماه پیشحنانه
0فعلا فقط اینکه سوخته در دستمونه مرگش هنوز تایید نشده😭😐
۲ ماه پیشمریم
0نگو سوخته، کاش یه مرگ دیگه براش انتخاب می کرد کیانا🥲
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه مگه دلم میاد یه همچین مرگی بهش بدم🥲
۲ ماه پیشمرد مخفی
0قدرت در دستان نویسنده ست اون خدای شخصیت ها الان حساب میشه 😂همانا بازگشت همه شخصیت ها به سوی نویسنده ست😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ممنون از اقتدار و قدرتی که بهم دادی😂😎👍خوشمان آمد
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشمرد مخفی
0میتونیم این در نظر بگیریم که شاید بهراد توی آتیش سوزی نمرده و جسد یکی دیگه رو جاش زدن یجورایی مرگش جعل کردن🗿( فعلا ذهنت با این فرضیه مشغول کن تا کمتر قلبت درد بکشه😭)
۲ ماه پیشمریم
0بله همینطوره بهراد نمیتونه بمیره🙃
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره عزیزم:)
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0عشقش به مهبد؟ دارک شد قضیه😂😂😐
۲ ماه پیشمرد مخفی
0منظورم مهنا بود اشتباه تایپی شد 🙁
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اشکالی نداره عزیزم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشدنیا
0کلا کمر همت بستی که مرد مخفیو با کامنتات نابود کنی داداش ؟! 😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عشقش به مهبد؟؟؟؟؟
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0عزیزم تو از کجا میدونی مقصر صابره؟ صابر یه زری زد حالا 😐 بعدشم خیلی ظالمانه بود که از مردمخفی تیر بخوره
۲ ماه پیشمریم
3فائزه این جور آدما از دور فقط قشنگن🙃
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0میدونم برای منم الان صابر ازم دوره😂🥲ولی من با ۲۲ سال سن منتظر ورود یه همچین نیمه گمشده ای میمونم😂💔
۲ ماه پیشمریم
0منتظر نمون ببین دلوین داره ازشون فرار میکنه تو با کشت کشتار کنار میایی؟
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا بالاخره یکی پیدا شد به حز سعیده واقعا دلوین بیچاره رو درک کنه همه چیز که عشق نیست باید بشه با خیلی چیزا کنار اومد و بشه درکش کرد و برای این کار باید ادم اون کار باشی و دلوین ادم یه همچین دنیای نیست
۲ ماه پیشمریم
0بله همینطوره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ایشالله خدا یکی بهت بده عزیزم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
این کامنتو خیلی دوست داشتم
۲ ماه پیشمریم
0بالاخره کیانا تو با من هم نظری😁
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره عزیزم😁
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0حالا نگران نباش خدا بهت صبر بده مریم جون
۲ ماه پیشمریم
0اوج نامردیه🙃با بهراد نباید اینکارو میکردن
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂😐
۲ ماه پیشحنانه
2مریم ما بیشتر به خاطر فائزع ناراحت شدیم بعدش صابر خیلی نامردانه از مرد مخفی تیر خورد 🥺
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
به دیالوگ ها و مونولوگ های این پارت و پارت بعد اعتماد نکنید😉این قضیه به این سادگی ها نیست پای یه باند دیگه هم وسطه
۲ ماه پیشالمیرا
0ما بخاطر فائزه یکم نرم شدیم وگرنه صابر میتونه بره به درک. واسه من یکی که مهم نیست
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0نه دیگه به همین نرمی و لطافتت ادامه بده و از دادن هرگونه فحش به شوهر دسته گل من پرهیز کن لطفا
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😐😂👍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂😂
۲ ماه پیشالمیرا
0صابر *** کیه؟ ما بخاطر ناراحتی فائزه یکم راه اومدیم. خدا شاهده دیشب میخواستم فحش بدم ولی جلوی خودم و گرفتم.
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0قربونت برم چه دوست خوبی هستی خدایی😂😍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم
۲ ماه پیشمریم
0منم بخاطر فائزه چیزی نگفتم
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0عشق منی تو❤️همین محبت های کوچیک و بی اهمیت برای من هیلی خیلی خوشحال کنندس بچه ها و باید قدر قلب مهربونتونو بدونید
۲ ماه پیشمریم
0فداتشم عزیزم ❤️❤️
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
قدرشون رو بدون فائزه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چه دل مهربونی دارید خوشحالم که خواننده های رمانم یه همچین خصلت های قشنگی دارن
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بالاخره صابر هم جزو نقش های پررنگ رمانه عزیزم
۲ ماه پیشفائزه(زن مرحوم صابر)
0خیلی نامردید همتون نامردید از نویسنده بگیر تا اون مردمخفی خرفت عوضی اشغال بی همه چیز که بهش شلیک کرد چه طور تونست این کارو بکنه دلوین یه بار زده بود تو دیگه چرا دو بار شلیک کردی؟ نه واقعا چه طور تونست به کسی که تا مرگ هم دنبالش بود و همراهش بود سر اردوان بی همه چیز شلیک کنه؟
۲ ماه پیشحنانه
0فائزه چرا زدی مرحوم صابر؟ عشقم نکن توروخدا فعلا مشخص نیست چرا طرفو خاک کردی فعلا فقط سه بار بهش شلیک شد صابر مرد قویه بابا با سه تیر به نظرت میمیره؟ توروخدا نکن با خودت اینطوری من بیشتر بغضی شدم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دیگه دلش خواسته از همین الان مرحوم بنویسه😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0از شنیدن ویسی که توی پیوی دادی جیگرم داره در میاد تا این حد گریه کردی؟ فائزه🥺من به خاطر اینکه خونه رو اتیش زد و بهراد اتیش گرفت ازش متنفر شدم اما به خاطر تو نمیتونم چیزی بگم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
پس به تو هم ویس داده😂
۲ ماه پیشیلدا
0سلام عزیزم نگران نباش فعلا معلوم نیست ولی چرا به این زودی اسمتو تغییر دادی😂😐
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
این اسم تغییر دادنش منو کشت😂😐
۲ ماه پیشملینا
0الهیی فائزه بهت تسلیت میگم چ سریع هم زدی زن مرحوم حالا تا پارت بعدی وایمیستادی ببینم چی میشد کیانا رو چی دیدی یهو دیدی صابرت معجزه شد
۲ ماه پیشحنانه
0لعنت بهت نباید میخندیدم🤣🤣
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
👍😂
۲ ماه پیشسارا 8
0منم بهش گفتم چرا تا این حد زود اخه😂لعنتی یه پارت دیگه صبر میکردی بعد خودتو بیوه میکردی و اعلامیه میزدی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂👍
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0نخند سارا نخند نباید بخندی😂😐
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂😐
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
فائزه حتی اجازه نداد یه پارت بگدره بعد مرحومو بزنه😂صبر نکرد متاسفانه
۲ ماه پیش🕊️سعیده
3فائزه من یک کامنت گذاشتم باهات شوخی کنم نمدونستم انقد روی صابر تعصب داری ،،اینجوری جدی جدی روی شخصیت ها تعصبی بشین نویسنده رو هم ناراحت میکنین که یک وقت کسی رو ناراحت نکنه با قلمش ،،بزارین روند داستان جلو بره ،،
۲ ماه پیشالمیرا
0آفرین سعیده. موافقم. بچه ها بیاین به حرف سعیده گوش کنیم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
👍👍
۲ ماه پیشسارا 8
0فائزه کلا روحیه به شدت شکننده ای داره یادتونه وقتی ویولا هم وارد شد یه خورده نسبت بهش گارد گرفت که نباید ویولا به صابر نزدیک بشه و فلان از طرفی حق داره روی کسی کراش بزنی و بمیره یه خورده سخته ولی خب حق با توهه اینطوری کیانارو توی منگنه میذاریم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره متاسفانه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چه قدر از دیدن این کامنتت خوشحال شدم سعیده چه قدر با درک و شعور هستی من واقعا سر این پارت عذاب وجدان کردم که کاش نمیذاشتم مستقیم گلوله بهش بخوره واقعا دست و بالم بسته میشه نمیتونم اونطور که باید و شاید داستانو جلو ببرم حتی ژانرو هم زدم پس باید برای خیلی چیزا خودتونو اماده کنید
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0قابلی نداشت عزیزم ،،😍شما داستان هر طور دوست داری پیش ببر بچه هایم مجبورم کنار بیاین 😎
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
انشالله که کنار بیان
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
قشنگم قبل از همه چی اینو به یاد بیار که این فقط یه رمانه🥲
۲ ماه پیشمریم
4نه من باور نمیکنم بهراد سوخته باشه اگه زبونم لال اینطور باشه امیدوارم صابر به درک واصل شده باشه
۲ ماه پیشمرد مهفی
2الان دوتا ساید شده یکی فائزه داره برای صابر گریه می کنه یکی ام خودت برای بهراد ناراحتی🗿بنظرم فقط روی حیوانات عمارت کراش بزنید کمتر گریه آدم درمیاد🗿
۲ ماه پیشمریم
0من از اون عمارت متنفرم 😑😑
۲ ماه پیش🕊️سعیده
2حالا دیگه فایده نداره ،،زبونم مو در اورد بسکه گفتم اینا قاتل جانی هستن ،مرد مخفی نمیتونه آدمی باشه که عاشقش بشین و همینطور اون سگ وفادارش البته به گفته دلوین،، این صابر بی همه چیز رفته با بهراد مهربون و پسر خوش قد بالای من درگیر شده معلوم نیست چه ،،خورده😡
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0همون پسر خوش قد و بالای خودت از همشون بهتره سعیده جان
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0ساراجونم فعلا بیا دعا کنیم که ادعای صابر یک دورغ محضه 🥺 من دلم شور میزنه😭😭
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0منم تنها دعام از دیشب همیته👌😭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0شوهر من و پسر تو از همه بهترن😁
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0به خدا معلوم نیست کیانا چی بهت گفته 🤭🤭چرا آخه داری اردوان با صابر می زاری تو یک کف ترازو عزیزم ،،فائزه جانم بزار ازت قبول نکنم 😎😉
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0بهم گفت که پارت بعد عزیز دردونه من زنده است و نگران نباشم و اینطور گریه نکنم و کامنت های رمانشو به خاک و خون نکشم😂😎
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خیلی خب حالا😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشالمیرا
0فائزه جان اجازه بده قبول نکنم😎اردوان کجا صابر کجا.
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0حالا یه کوشولو نزدیک بهم باشن🥲
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
👍😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب
۲ ماه پیشمریم
3من هیچوقت عاشق این جانی ها نشدم ازشونم تعریف نکردم من فقط گفتم عشق مردمخفی به دلوین قشنگه که فهمیدم عشق نیس جنونه🙃
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0موفق و پیروز باشی عزیزم 🤝🏻
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0برات آرزو میکنم تو مراحل زندگیت هم همیشه بهترین انتخاب بکنی مهربون خوشگل🥰😍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍
۲ ماه پیشمریم
0همچنین عزیزم 🤝
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اقا یه عاشق مجنون به من بدید😭من جنون مبخوام عشق دیکه خز شد😂😭
۲ ماه پیشمریم
0اره وقتی پیداش شد میگی نمیخوام 😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا. متاسفانه دخترا توی رمانا روی همچین ادمایی کراش میزنن ولی دنیای واقعی یه همچین ادمایی باید فقط ازشون دور بمونی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥺🥺
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥺🥺
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اخه مشکل اینجاست حیوون نداره🤣
۲ ماه پیشمرد مخفی
0چرا سگای نگهبانشون هست😂😂بنظرم رو همون تسی کراش بزنیم بهتره😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0تسی بهترین گزینه است راست میگی😂میگم میتونیم روی ادمای عمارت هم کراش بزنیم مثلا اونایی که محافظ در هستن قطعا اونا نمیمیرن چون هیچ اشاره ای توی رمان بهشون نمیشه😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
به چه چیزایی فکر میکنید
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره تسی از سگ قدرتش بیشتره میتونه دفاع کنه که نمیره😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
مخفی قرار نیست کوتاه بیایی نه؟😂این چه طرز دلداری دادنه اخه
۲ ماه پیششکیلا
0دیشب فائزه بدجور حالش بد شده بود😂صابر همین الانشم به درک واصل شد سه تیر خورد
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0اصلا ویرون شدم به خدا ولی خب کیانا جواب کامنتمو داد گفت بیا پیوی رفتم پیوی اروم شدم😂😐
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خیلی هم عالی عزیزم😍
۲ ماه پیشمریم
0آخه فائزه از چیه صابر خوشش اومده
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0من خیلی خیلی از مردهای درشت هیکل خوشم میاد و مدل ریششون عین این صابر باشه😂😭به خاطر همین زتش شدم
۲ ماه پیشمریم
0ظاهرش اره خوبه ولی ببین کارهاشو
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0خدایی قبول دارم ولی تو بیا پارت بعد متوجه میشی قضیه زیاد هم تقصیر شوشوی من نبوده🥲
۲ ماه پیشمریم
0اره تقصیر من بوده😐
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره عزیزم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم
۲ ماه پیشیلدا
0باور کن این سوال منم هست😐از وقتی وارد شده دشمن دلوینه و ازش بدش میاد خب این رمان هم شخصیت اصلیش دلوینه چرا باید روی دشمنش کراش بزنی اخه
۲ ماه پیشمریم
0همینو بگو والا
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اختیار داری🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0مریم دیر اومدی دیشب نمیتونی چه خبر بود😂
۲ ماه پیشمریم
0دیدم از قاتل حسابی دفاع کردن🤨
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0والا من خودم تنها دلیلم فائزه بود بعد توی تل یه ویس بهم داد فائزه چنان گریه نیکرد به خدا ضربان قلبم حسابی بالا رفته بود داشتم دق میکردم😐دیگه دلم نیومد به صابر فحش بدم😂کیانا دید فائزه چی کار کرد ریپلای زد گفت بیا پیوی اونم رفت پیوی معلوم نیست چی بهش گفت با حال خوب برگشت😂😐💔
۲ ماه پیشمریم
0وای گریه بخاطر یه کارکتر این کارهارو با خودت نکن فائزه عزیزم
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0مریم شاید شوخیت بگیره یا فکر کنی الکی بزرگش میکنم ولی انقدر گریه کردم انگار یکی از مهمترین و با نفوذتری و اصلی ترین شخصیت های رمان رو از دست دادم:/
۲ ماه پیشمریم
0حالا خودتو انقد اذیتت نکن عزیزم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥺🥺
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اون شب فائزه واقعا یه ادم دیگه شد🤦♀️عذاب وجدان هم داشت منو میکشت مجبور شدم بهش بگم والا زنده است😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دیگه شما چی کار دارین 🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0خدا نکنه وا:/
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نگران نباش عزیزم این قضیه خیلی پیچیده تر از این حرفاست که به این راحتی بخواد تموم بشه
۲ ماه پیشالمیرا
0نکنه امشب هم پارت نداریم؟ صابر خدا لعنتت کنه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
داریم عزیزم شرمنده یادم رفت دکمه ارسال رو نزدم الان ارسال میشه براتون به صابر بدبخت چه ربطی داره😂
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0همینو بگو کیانا جون چه ربطی به شوهر بدبخت و فلک زده من داره 😐🤔😒😒
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشمهری ماه
0اگه واقعا هم جنون باشه والا من جنون میخوام عشق نمیخوام😂❤️ 🔥🥺
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اتفاقا منم گفتم عشق دیگه خز شده من جنون میخوام😂😂
۲ ماه پیشمهری ماه
0چه قدر جمله ات رو دوست داشتم سارا😂👍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شماها خطرناکید🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشCati
0وای خدا نه بهراد نباید بمیره فداش بشم منن تازه عاشقش شده بودمم آخه این چه شانسیه ک من دارمم
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0تازه اردوان هم هست اردوان تو ماشینش بمب گذاشته صابر گفت به درک واصل شد خب این حرفش یعنی بمب منفجر شده🥲
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🥺
۲ ماه پیشمهری ماه
1من با مریم که میگه عشق مرد مخفی جنونه موافق نیستم جنون نیست دقت کنید حتی اینجا نو اوج خشمی که داشت تو اوج شوک ۶ای پی در پی و خیانتی که بهش شده بود بازم وقتی دید فرامرز داره بد و عصبی به دلوین نگاه میکنه فورا بهش تذکر داد که کارو نگاه میکنی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بالاخره هرکسی یه برداشتی داره عزیزم
۲ ماه پیشاسدی
5عمرم رو عمرت باشه؟🫠یکی از دیالوگ های عاشقانه ماندگار این رمان که یادش گرفتم
۲ ماه پیشمریم
3دیدی بهراد چقد مهربون بود😭
۲ ماه پیشحنانه
1بهراد همیشه مهربون بود :) ایشالله که بلایی سرش نیومده وگرنه افسرده میشم
۲ ماه پیشمریم
0منم همینطور🙃
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥺🥺
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
5بهراد کلا عاطفه ای که برای دلوین داره توی یه لول دیگه است :)
۲ ماه پیشالمیرا
0بمیرم براش. دوباره نمیخواد خواهرش و از دست بده😭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥺👍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم
۲ ماه پیشحنانه
4فقط حرفاش وقتی که دلوین توی بازداشتگاه بود و داشت بهش دلداری میداد🥺
۲ ماه پیشالمیرا
0وای دقیقا. دلم ضعف رفت واسش.
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥺👍
۲ ماه پیشسارا
0جیگرم کباب شد🥲
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥺🥺
۲ ماه پیشمهری ماه
0اون جمله گاری با قلبم کرد که هزار جمله عاشقانه نتونست
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چه خوب😍🥲
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم عزیزم بله این جمله از روی واقعیت نوشته شده :)
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

شب بو
0عاشق یه همچین رمان های پرکشش و جذابی هستم